رغم کل شیء نقولهُ أو نکتبهُ
یبقی فی القلب أشیاء أکبر من أن تقال...
به رغم آنچه که میگوییم یا مینویسیم، در قلبمان چیزهایی باقی میمانند که بزرگتر از آن هستند که گفته شوند...🍃
دل اگر خدا شناسی، همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به خدا قسم خدا را...
التماس دعا ❤️
یکی از اهدافم تا آخر عمر:
یادگیری زبانهای آلمانی، عربی، اسپانیایی، ترکی، کرهای.
خدایا تو رو خدا 😁❤️
امروز به استادم ایمیل زدم و ازش سوال پرسیدم. تهش گفت میتونید زنگ بزنید (پیشنهاد کرد). اول براش تایپ کردم متشکرم و این حرفا. در لحظهی آخر گفتم لیلی، تو باید مثل امینه باشی، نترسی، یه زن قوی و شجاع باشی. یهو نوشتم: میتونم الان بهتون زنگ بزنم؟ گفت بله.
زنگ زدم و درسته ۸ دقیقه و ۳۳ ثانیه حدود ۸۳۳ بار مُردم و ۸۳۳۳ کالری سوخت دادم ولی به خودم افتخار کردم که تونستم به این ترسم غلبه کنم :) امسال رو میخوام سال رویارویی با ترسهام و جنگیدن باهاشون نامگذاری کنم. میدونید الان حداقل از جلسهی دفاع هم نمیترسم.
قبلاً موقع شهادت و وفات ائمه، راستش احساسی که الان دارم رو نداشتم. امروز انگار قلبم فشرده میشه. برای حضرت علی (ع). برای کسی که بارها تو سختیام گفتم یا امام علی تو کمکم کن... این حس خیلی عجیبه.
دیشب نتونستم اونجوری که باید احیا داشته باشم، اگه فردا شبم نتونم چی؟...
به جرأت میتونم بدترین خواب زندگیمو دیدم. بیدار که شدم تموم وجودم خشک شده بود. انگار بهم شوک وارد شده بود. اومدم رو مبل دراز کشیدم دوباره چشمام گرم شد که میشا پرواز کرد. رفتم بگیرمش که توی قابلمه لوبیا نیفته، از روی مبل افتادم. دور خونه دنبالش رفتم.
تهش هم دعواش کردم و گذاشتمش تو قفس و گفتم باهات قهرم. صداش در نیومد هنوز.