📌به همت بسیج کارمندی بقیهالله(عج) و بمناسبت هفته بزرگداشت بسیج برگزار شد:
💢از سلسله نشستهای جهاد تبیین و مسئله مقاومت در جهان اسلام با حضور جانباز سرافراز حجتالاسلام بهزاد زارع و جمعی از استادان و کارکنان بسیجی دانشگاه/ یکشنبه ۴ آذرماه ۱۴۰۳
#هفته_بسیج
@ikiu_ac
💢 اولین همایش ملّی الگوی حکمرانی تمدنی علم و فناوری
🔻محورهای همایش:
«حکمرانی علم و فناوری در مقام نظر»
«حکمرانی علم و فناوری در مقام عمل»
🔸زمان:
دوشنبه ۵ آذرماه ۱۴۰۳/ ساعت ۱۰ صبح
🔸مکان:
سالن اجتماعات بوستان دانشگاه
🔹سایت همایش:
https://igc.sccr.ir/
@ikiu_ac
13.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) انتخاب جناب آقای دکتر محمد نوذری را به عنوان استاندار قزوین تبریک گفته و با آرزوی موفقیت برای ایشان امیدواریم مسیر توسعه استان با سرعت بیشتری پیموده شود.
🔸به گزارش مرکز اطلاع رسانی وزارت کشور، نوذری پیش از این استاندار ایلام، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری ایلام، رئیس ستاد اربعین ایلام و فرماندار شهرستان اردل بوده است.
وی دانش آموخته دکترای رشته جامعه شناسی سیاسی است.
@ikiu_ac
📌به همت بسیج کارمندی بقیهالله(عج) برگزار شد:
💢پیادهروی جمعی از استادان و کارکنان دانشگاه بهمناسبت هفته بزرگداشت بسیج / دوشنبه ۵ آذرماه ۱۴۰۳
تصاویر بیشتر:
https://news.ikiu.ac.ir/fa/article/13393398
#هفته_بسیج
@ikiu_ac
#شهدا
چهارم آذرماه سالگرد شهادت #علی_چیت_سازیان
مقام معظم رهبری: «علی خوشلفظ از علی چیتسازیان که فرمانده و همکارشان بوده نقل میکند و میگوید که او همیشه به ما میگفت: اگر میخواهید از این سیمهای خاردار عبور کنید اول باید از سیم خاردار نفس خودتان عبور کرده باشید. اگر توانستید از سیمهای خاردار نفس خودتان عبور کنید، آنوقت میتوانید از اینجاها هم عبور کنید.
اینکه ایشان میگوید از سیم عبور کرده بودند، مهمتر از عبور از سیم خاردار دشمننهاده، سیم خاردار نفس انسان است؛ که انسان بهظاهر آن را دشمن هم نمیداند و دوست هم میداند. عمده این است که باید این را تأمین کرد.
.... همسر او [علی چیتسازیان] میگوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمهشب همینطور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد. با اینکه مرد باصلابت و قدرتمند و فرمانده کاملاً باصلابتی بود و اصلاً اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک میریخت.
گفتم چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم... معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم. ... ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیهی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.» ۹۵/۱۲/۴
#شهید
#اداره_شاهد_و_ایثارگر
@ikiu_ac