لطفا کتاب های درسی سال های پیشم رو از من نخواید.
میدونید چند روز کارمه بگردم تو اون کتاب تا اراجیفی که رفیقام توش نوشتن رو پاک کنم؟
آبجیم داشت میگفت این کاردستی که درست کرده تشت باکلاس هاست که آدم میره توش.
منظورش وان حموم بود.
از سخت ترین کار ها اینه به مامانت بفهمونی این دعوای بین تو و خواهر/برادرت دعوا نیست و واقعا هردوتون خوشحالید
بزرگسال|🇮🇷
هی پسر قرار نذاشته بودی وقتی بزرگ شدی و پول داشتی، از صبح تا شب بری شهر بازی؟
هی پسر
قرار نبود وقتی بزرگ شدی و پول داشتی، بری یه کیسه شیرینی نون خامه ای برای خودت بخری و همه رو باهم بِلُمبونی؟
یکی از دوستام میگفت یکی زنگ زنداییش زده اشتباه زنگ زده بوده.
اینها یه ساعت داشتن باهم صحبت میکردن بعد آدرس خونه هم رو گرفتن و فهمیدن فقط یکی دوتا کوچه فرقشونه.
از اون موقع باهم دوستن