زندگی برای من دقیقا مثل اون لحظه ایه که
توی تشک نشستی، میخوای بخوابی اما از ترس مامانت جرعت نمیکنی
یادمه دخترعموم عروسک باربی خریده بود
تنها کاری که باهاش انجام میدادیم تعویض لباسش بود
کار دیگه ای نمیشد باهاش انجام داد
ناموصن انگار یکی فحش گذاشته هرکی ذوب نکرد این مردم رو
از یه طرف برق، از یه طرف خورشید...
خیلی جدی بهتون میگم،
فالوده ای که شما میخورین یخ در بهشته
فالوده یزدی رو امتحان کنین
🍵@imbeeg
ادم از یه جایی به بعد میفهمه گیم زدن هیچ کمکی به زندگیش نمیکنه
این هم یه مرحله از مراحل زندگیه