ده سال پیش که برای اولین بار سریال فرار از زندان رو دیدم لینلوکن داداشِ مایکل نود هزار دلار بدهکار بود که با پول ایران نود میلیون تومن میشد. الان که دوباره دارم سریالو میبینم، بنده خدا 5 میلیارد تومن بدهکاره
و اول مهر از رگ گردن به شما نزدیکتر است و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟!
زمانی که 7 صبح ساعتها به صدا در میآیند و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از وحشت در هم میپیچند و گروه گروه به سمت مدارس و دانشگاهها رانده میشوید ...
و زیانکاران از ما میخواهند که آنان را به اول تابستان برگردانیم تا اندکی بخوابند، در آن زمان نگهبانان به آنان گویند: آیا به شما نگفته بودیم که تعطيلات تابستان فانیست و عذابی دردناک در انتظار شماست ؟!
همانا بازگشت همه به سوی مدرسه و دانشگاه است