اون لحظه ای که
بعد از مدرسه گرفتی خوابیدی و غروبش بیدار میشی فکر میکنی صبح زوده و اسمتم یادت نیست
هزاران بار تقدیم تو باد
اون لحظه ای که
یه مغز تخمه داخل تخمه ها پیدا میکنی
هزاران بار تقدیم تو باد
اون لحظه ای که
فامیلی که ازش متنفری رو تو خیابون میبینی و اونم تو رو می بینه
هزاران بار تقدیم تو باد