eitaa logo
"در دلِ جوانه های سبز مقاومت🌱🇵🇸"
24 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
208 ویدیو
1 فایل
‹به نام خالق پیچک های سبز مقاومت 🍃› ❀﹉محفلی وقف حضرت زهرا مادر عالم﹉کپی حلال^^ ❀^^ ازفازی به فاز دیگر! 😅 من<نهال سبز>: @tmm1385 ویک دوست دیگر که نمیشناسید!🙆🏻‍♀️🤷🏻‍♀️روبی:)یا«ادفاطی😉»
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ریشه در خاک؛
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در اتاق نیمه تاریک روبروی پیانو نشسته بود ، هوا ابری بود ولی از لای پرده ی قهوه ای رنگ و رو رفته کمی نور داخل اتاق می انداخت . با انگشت های کشیده و استخوانی اش کلاویه هایی که حالا رویش خاک گرفته بود را لمس کرد . دلش تنگ شده بود ، برای زمانی که نوجوان بود ، برای زمانی که جانش به این پیانوی دست دوم بند بود ، برای زمانی که تنش بوی قهوه میداد ، برای زمانی که هیچ وقت نبود که از اتاقش صدای گوش نواز پیانوی دست دوم نیاید . همیشه میشد فهمید که او کی ناراحت یا هیجان زده است یا کی دارد با استرس و غم بی انتها دست و پنجه نرم میکنید ، همیشه میشد از زیبا تر شدن آهنگ هایش این را فهمید ، او وقتی که با احساساتش بیشتر در ارتباط بود تمرکز بیشتری برای نواختن پیانو داشت . البته ویولن نوازی مادرش هم در زیبا تر کردن آهنگ هایش بی تاثیر نبود . ولی الان ؟ نه لبخند زیبای مادرش هنگام ویولن نوازی در کار بود نه احساس هیجان نوجوانی اش حتی بوی قهوه ی تنش هم رفته بود . همه رفته بودند ، همه چیز . او به چه دل خوش میکرد ؟ انگشتانش ناخودآگاه کلاویه ها را فشار داد ، صدایش زیبا بود غم درونش سر باز کرد . فارغ از همه جا ، از غم درونش که ذهنش را می‌خورد ، از دلتنگی های ته نشین شده در اعماق قلبش ، از شکست های فرسوده اش ، فقط کلاویه ها را فشار میداد . هر لحظه صدایش زیباتر و دل نشین تر میشد . آیا این رقص انگشتان روی کلاویه ها مانند افسردگی اش بی انتها بود ؟ -بابونه .
براتون انگیزه آوردم، انـــــگیزهـــــــههه😍😍😍