همراه
توی کتاب سیره اهل بیت نوشته: وقتی سپاه حر میرسه امام ما میبینه اسب های اینا بی رمق افتادن، میگه بهشو
حسین من... تو چرا به اسبای دشمنت آب میدی؟
اینا فردا بچه تورو تشنه میزارن.... 💔
چرا شمر نشسته کنارت میگی برو عقب...
نکن... که من قول میدم اگه نکنی رسول خدا شفاعتتو میکنه!
همراه
چرا شمر نشسته کنارت میگی برو عقب... نکن... که من قول میدم اگه نکنی رسول خدا شفاعتتو میکنه!
چیکارش داری آخه؟ چرا به فکرشی هنوز؟
حسین به فکر دشمنش هم بود...
بعد ما سر یه اختلاف کوچیک مدت ها با عزیزانمون حرف نمیزنیم...
همراه
رفیق! این تازه حسین بودا.... بنده خدا بود.... انقدر دل بزرگ و بخشنده
دیگه خدای حسین مگه میشه نبخشه مارو؟ 😭