هدایت شده از ویراٰنسـرا؛
روزهای بسیاری را چشم باز میکنیم و خبر های غزه را از این و آن و فلان شبکه تلوزیون میشنویم و اغلب هم ساده میگذریم از تمام خون هایی که ریخته شد و فریاد هایی که در همان گلو خفه شد...
و امروز را با ِتهران ما، ایران ما، هموطن ما و عزیزان ما شروع میکنیم. بی انصافی بود که غزه را عزیز خود نمیدانستیم ولی حال دیگر به یقین گوشه گوشههای این ایـران برای ِجانهایی که رفت اشک میریزند. خیلیها فریاد ِ"ایران غزه شد" را سر دادند و شاید کمی حال کودکان غزه را هم میان ِعزاداری هایشان درک کردند.
خیلیها فهمیدند دوست کیست و دشمن کجاست و ما باید چه کنیم و خیلیها هم هستند که زمزمهی تشکر از اسرائیل سر میدهند.
در میان بلند شدن ِگردوخاک ِخون، آنان که باید فهمیدند و قرار بر عمل دارند، و آنان که نباید هم به خواب غفلت خود ادامه میدهند.
و تو، تو ای هموطن ِمن! تو کجایی؟ در کدام نقطه از انسانیت؟