#تحليل
🔶چه استعمار باشد و چه سرمایه گذاری، این پروژه، طرحی برای ناکام گذاشتن پروژه بندر بزرگ فاو است
🔹مشکلی جدید که بر نقشه مشکلات عراق اضافه می شود، ظهور پیدا کرده بود؛ مشکلاتی که عراق همچنان از آن ها رنج می برد و به طور قابل توجهی در رأس عنانوین اخبار قرار دارند و اما این مشکل جدید، سرمایه گذاری در صحرای غربی عراق که در استان های نجف و السماوة توسط عربستان سعودی و الانبار بود و این سرمایه گذاری مخصوص، سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و دام داری و است و مساحت مورد نیاز آن بیش از هزاران دونم است و این موضوع یک ناظر را در حیرتی شدید و نیز سیلی از پرسش های بی پایان قرار می دهد.
🔹یک: طبیعت شمال عربستان سعودی شبیه به غرب عراق است یا به طور دقیق تر بگوییم امتداد اراضی صحرای غربی عراق می باشد پس بنابراین چنین سرمایه گذاری چرا در عراق به جای خود عربستان سعودی انجام می گیرد؟!
🔹دو: در سال های اخیر یک متخصص در زمینه هواشناسی می بیند که مقادیر باران ها و برف ها در مقدار بسیار بر اراضی صحرایی عربستان سعودی در حال بارش بوده است که با میزان بسیار کم عراق قابل مقایسه نیست و این موضوع یک انگیزه قوی برای سرمایه گذاران در بخش کشاورزی (در سعودی) ایجاد می کند و همزمان نیز ما را در حیرتی شدید مقابل این تمایل که اشاره به وجود بیش از یک علامت سؤال درخصوص چرایی سرمایه گذاری در عراق و نه عربستان سعودی دارد، قرار می دهد.
🔹سه: عربستان سعودی کشوری وسیع با آب و هوایی متنوع است و در آن مساحت های گسترده ای وجود دارد که در آن سرمایه گذاری نشده است و به درد این پروژه ها می خورد پس بنابراین چه اصراری بر عراق وجود دارد؟!
🔹چهار: سرمایه گذاری در این اراضی گسترده نیازمند نیروی کار بسیار است و این موضوع استخدام این نیروی کار بسیار را حتمی می کند و چه بسا فرآیند استخدام آنان از کشورهای عربی و خصوصا فلسطینیان برای ساکن کردن آنان در عراق و بدین ترتیب پایان دادن به موضوع آوارگان فلسطینی برای اتمام معامله قرن باشد.
و این چیزی هست که بسیاری ها از آن سخن گفته اند مبنی بر این که تمایلی بالا نزد آمریکا برای اسکان تعدادی از ملت فلسطین در عراق پس از آن که عراق تمامی نقشه هایی که برای این موضوع آماده می شد را نقشه بر آب کرد، وجود دارد؛ و از میان این نقشه ها می توان به ورود داعش و بهانه ایجاد یک پادگان آمریکایی در غرب عراق (پادگان عین الاسد) اشاره کرد پس به نظر می آید که از مهم ترین کارهای این پادگان حفاظت از این منطقه کوچک که در حال نشأت گرفتن است، باشد.
🔹پنج: پس از رغبت بالا و مصرّانه ملت عراق درخصوص اتمام پروژه بندر بزرگ فاو که راه نجاتی برای اقتصاد رو به سقوط کشور زیر سایه سقوط شدید قیمت نفت محسوب می شود و پس از شکست تمام تلاش های صورت گرفته برای توقف این پروژه و تلاش برای اکتفای عراق به خط اتصال ریلی با کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز به رغم تلاش ها برای ترغیب و احیانا ترساندن از طریق رشوه به مسئولان یا فشار بر آن ها و نیز از طریق مشارکت در پیچیده کردن موضوع امنیت داخلی عراق و وارد کردن کشور در تونلی تاریک که شامل کشتار و خونریزی ها و نیز تظاهراتی که اخیرا برگزار شد و البته آخرین تظاهرات نیز نخواهد بود -و باعث سقوط دولت عبدالمهدی نیز شد- پس به محض این که این تظاهرات به پایان رسید با برخی از اخبار درز کرده که به سرمایه گذاری در صحرای غربی عراق برای پیشرفت این مناطق و ایجاد فرصت های شغلی برای عراقی ها و توسعه منابع درآمد دولت به بهانه تنوع بخشیدن در منابع درآمد آن مربوط می شد، شگفت زده شدیم.
🔹شش: درصورتی که با اعطای این منطقه از عراق به عربستان سعودی موافقت می شد، پس ما بدین ترتیب راه را به سوی کانال حمل و نقل بر روی خشکی که امید است تا کالاها را از بندر فاو به سوی مقصدگاه های اروپایی و بقیه کشورهای دنیا انتقال دهد، می بستیم زیرا ما بدین ترتیب تسلط خود را بر این منطقه از دست خواهیم داد و درآمد آن نیز به سوی طرف سرمایه گذار خواهد رفت.
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶ترور اقتصادی عراق
🔹حصول توافق مبنی بر برچیدن آخرین چادرهای میدان التحریر پس از یک سال از فتنه [اکتبر] که باعث از کار افتادن عراق شد و به دلیل توافق اقتصادی چین اتفاق افتاده بود، حال این توافق با یک توافق دیگری که مصری است، جایگزین شده است.
🔹در دنیای پول و سیاست هیچ چیز ناگهانی اتفاق نمی افتد زیرا آمریکا تلاش دارد تا جایگزینی برای چین در عراق ایجاد کند و این جایگزین در اردن و مصر تجسد می یابد.
🔹و من نمی دانم که چرا عراق از چین به سوی این کشورهای فقیر دوری می جوید؟! کشورهایی که عقل هم از مقایسه آنان با چین در تمامی زمینه ها خجالت می کشد.
🔹چینی که دارای دومین اقتصاد برتر دنیا است و با آمریکا بر سر رهبری اقتصاد جهانی به رقابت می پردازد، امکان ندارد که با کشورهای فقیر و گدا و در حال توسعه ای همچون مصر و اردن مقایسه شود.
در روز 31 ماه اکتبر دو دولت عراق و مصر بر روی برنامه بازسازی در مقابل نفت به توافق رسیدند و این همان راهی بود که آقای عادل عبدالمهدی (در توافق با چین) طبق آن پیش رفت.
🔹روند دولت جدید بیان کننده حالتی از اسارت اقتصادی عراق در در دست اراده آمریکا است که این اراده بر عراق، توافق با مصر و اردن را تحمیل کرد؛ دو کشوری که به عنوان اولین کشورهای عربی بودند که با رژیم صهیونیستی عادی سازی روابط را انجام دادند و این در ضمن پروژه ای بین المللی برای انزوای عراق و باج خواهی از آن برای مقدمه سازی برای اجبار عراق به ورود در محدوده توسعه طلبی صهیونیست ها می باشد.
🔹یکی از خطرات توافق های شوم با مصر، نابودی پروژه بندر فاو است که کانال سوئز را تهدید می کند زیرا مصطفی مدبولی نخست وزیر مصر در این راستا تصریح کرد "مهم است که به حمل و نقل ماشین های سنگین به طور آسان و آزاد اجازه داده شود خصوصا که پارلمان مصر توافق TIR برای حمل و نقل بر روی خشکی را تصویب کرده است و این توافقنامه در اردن و تمام کشورهای همسایه عراق اجرا شده است" همچنین مدبولی اشاره داشت که "با پیوستن قریب الوقوع عراق به این توافقنامه، به زودی این کشور مرکزی لوژستیک و اقلیمی مهم که مرتبط با محور کانال سوئز است، خواهد شد".
🔹عراقی که آماده بوده است تا تبدیل به ترانزیت دریایی از طریق بندر بزرگ فاو شود، دنباله روی مسیر حمل و نقل بین المللی خواهد بود که این مسیر را دولت فعلی عراق برای این کشور ترسیم کرده است.
🔹به نظر می رسد که فتنه اکتبر سایه خود را بر تمامی اقتصاد عراق خواهد انداخت تا زمانیکه این دولت آخرین تأثیر خود را بر اقتصاد عراق از طریق دولت ضعیف خود بگذارد.
🔹آنچه که خنده آور است این است که دولت عادل عبدالمهدی با شرکت جنرال الکتریک که بخش برق عراق را از سال 2003 نابود کرد را رد کرد و به سوی امضای قرارداد با شرکت آلمانی زیمنس رفت که بخش برق رسانی مصر را احیا کرد بود اما توافق امروز با مصر متضمن توافقی در زمینه برق رسانی در مقابل نفت است و این امری به حق خنده آور می باشد پس چرا با مصری که از شرکت زیمنس استفاده می کند، به توافق برسیم و به طور مستقیم با خود زیمنس توافق نکنیم؟!
🔹همچنین این توافق و یادداشت های تفاهمنامه متضمن احیای بخش خصوصی مصر خواهد بود و این به غیر از احیای بخش دولتی مصر به بهانه حمایت از بخش خصوصی عراق می باشد؛ بخش خصوصی عراقی که نیارمند نه مصر و نه هیچ کس دیگری نیست و فقط جدیت دولت در حمایت از آن و جلوگیری از واردات محصولات خارجی رقیب و برداشتن محدودیت های مربوط به مجوزها و...الخ، برای آن کافی است.
🔹عمق عربی در مصر و اردن متوقف نخواهد شد بلکه این عمق تا کنترل و تسلط بر استان های جنوبی (شیعه نشین) از طریق سرمایه گذاری های شبهه ناک با عربستان سعودی پیش خواهد و انگار این دولت متعهد شده است تا ثروت های عراق را برای کشورهایی که از تروریسم حمایت مالی و پشتیبانی کردند، پخش کند؛ کشورهایی که حتی یک روز به خود زحمت ندادند تا از نظر دیپلماتیک به عراق احترام بگذارند خصوصا سه کشور عربستان سعودی و مصر و اردن.
✍️ رأفت الیاسر
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶حریم هوایی ما برای هرکسی مجاز نخواهد ماند
🔹به رغم این که دولت عادل عبدالمهدی بر اثر حملات هوایی نیروی هوایی آمریکا علیه برخی از اردوگاه های نظامی حشد الشعبی، تصمیم و دستوری را مبنی بر ممنوعیت تردد هواپیماهای آمریکایی مگر با موافقت دولت عراق صادر کرد و در آن هنگام نیز فرماندهی نیروهای ائتلاف بین المللی از پایبندی خود به این تصمیم دولت عراق خبر دادند اما نیروهای ائتلاف به سرعت از این تعهد خود عقب نشینی کردند و این باعث شد که نخست وزیر وقت عراق، رئیس حشد الشعبی آقای فالح الفیاض را به روسیه برای بحث و گفتگو درخصوص امکان به دست آوردن عراق بر سامانه دفاع موشکی S300 ساخت روسیه بفرستد و این کار با هدف حمایت از حریم هوایی عراق یا حد اقل تلویحی به آمریکایی ها مبنی بر توانایی عراق بر اتخاذ گام هایی بازدارنده در صورت لزوم در مقابل آمریکایی ها انجام می شد و چه بسا همین موضع نیز از جمله مواضعی بود که باعث خشم آمریکایی ها از عبدالمهدی شد و باعث شد که بر عزل وی مصمّم شوند.
🔹و به هر حال حریم هوایی عراق از آن زمان تا بدین لحظه تبدیل به شاهدی بر نقض های بی سابقه خود شده است و این فقط از طرف هوایپیماهای آمریکایی نبوده است بلکه شامل هواپیماهای رژیم صهیونیستی نیز میشده است. کما این که در این باره آمریکایی ها نیز در روزنامه "نیویورک تایمز" نسبت به حملات هوایی صهیونیست ها اعتراف کردند و این همزمان با اظهارات بنیامین نتانیاهو بود مبنی بر این که "اسرائیل هرگز به ایران مصونیتی در هیچ جا نمی دهد و ما علیه آن در عراق و سوریه عمل خواهیم کرد".
رژیم صهیونیستی در این راستا نیروهای عراقی حشد الشعبی را نیروهای ایرانی محسوب کرده بود!!
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶درباره مخالفت با اشغالگری و شرط اجماع ملی برای آن
🔹اگر مبارزه با فساد نیازمند اجماع ملی نباشد پس چگونه مخالفت با اشغالگری نیازمند چنین اجماعی است؟
و نیز آیا ملت های دیگر در تمام تجارب خویش در مخالفت با اشغالگری، چنین اجماعی را در میان خود شناخته اند؟
تاریخ ملت ها و مردمان دنیا شاهد موارد بسیاری بوده است که طی آن، این ملت ها با اشغالگری بیگانگان رو به رو شده و این اشغالگری حاکمیت ملی این ملت ها بر سرزمینشان را از بین برده و از منابع آن استفاده کرده است و نیز باعث کشته شدن فرزندان این ملت ها شده است.
🔹اما تمامی این ملت هایی که با اشغالگری رو به رو شدند با آن از طریق روش های مختلف مخالفت کرده و به مقاومت در برابر آن پرداختند و در این راه از روش های ممکن برای خود استفاده کردند، اما در این موارد مقاومت در مقابل اشغالگری نیازمند اجماع ملی نبوده است پس با وجود این که مخالفت با اشغالگری بدیهی است که باید همگانی باشد یا این که بخش اعظم شهروندان را به سوی خود جذب کند، اما تجارب ملت ها تا به حال اشاره ای به [لزوم] حصول اجماع بر مقاومت با اشغالگری نداشته است.
🔹هرگونه اشغالگری نیز از طرف خود بر جذب یا به خدمت گرفتن افرادی از داخل کشور اشغال شده عمل می کند تا از این طریق این افراد با اشغالگر ارتباطاتی داشته باشند و به این ترتیب اشغالگری را منبعی برای تحقق منافعی خاص برای طرف هایی سیاسی یا گروه هایی قومی یا افرادی دیگر و...الخ، قرار دهد.
🔹و درخصوص شواهد تاریخی [مقاومت در برابر اشغالگری] می توان به شواهد زیر اشاره کرد:
🔺یک- تجربه ویتنام: در این تجربه نیمی از ملت ویتنام با اشغالگران آمریکایی همکاری می کردند و به آن ویتنام جنوبی می گفتند و پایتخت آن نیز "سایگون" بود و این بخش از ملت حملاتی نظامی و سیاسی و رسانه ای را با همکاری اشغالگران علیه انقلابیون ویتکونگ که با اشغالگران به مخالفت برخاسته بودند، انجام می داند؛ انقلابیونی که در انتظار اجماعی ملی ننشستند تا از طریق آن به مقاومت با اشغالگران بپردازند.
🔺دو- تجربه فرانسه: هنگامی که آلمان نازی فرانسه را به اشغال خود درآورد، افرادی را یافتند که با آنان به همکاری بپردازند و این افراد مقاومت در برابر آلمان را تفریطی در سلامت و حفاظت از وطن دیدند و به همین خاطر آلمان ها نیز توسط این افراد دولت "فرانسه ویشی" را به ریاست مارشال فرانسوی "پتن" تشکیل دادند اما با این حال نیروهای مقاومت فرانسه نیز منتظر اجماع ملی نبودند تا به مقاومت با اشغالگری آلمان ها بپردازند.
🔺سه- در لبنان نیز رژیم صهیونیستی هنگامی که بخش هایی از جنوب این کشور را به اشغال خود درآورد، دولتی تابع خود را به رهبری افسر عالی رتبه لبنانی "آنطوان لحد" برپا کرد و قبل از این افسر نیز ریاست دولت برعهده سرگرد "سعد حداد" بود کما این که اشغالگران اسرائیلی افرادی را از احزاب و گروه های لبنانی یافتند که با اشغالگری آنان موافق بودند اما حزب الله لبنان جنبش مقاومتی را به راه انداخت که طی آن اشغالگران را بیرون کرد و اراضی لبنان را متحد کرد بدون این که متظر اجماع ملی باشد بلکه حزب الله شاهد افرادی از لبنان بود که به وی حمله کرده و به او تهمت می زدند و به همدستی با اشغالگران علیه مقاومت حزب الله می پرداختند.
🔺چهار- در عراق نیز هنگامی که داعش بخش های بزرگی از اراضی این کشور را به اشغال خود درآورد و افرادی را در عراق یافت که با او همکاری کرده و بر او سرمایه گذاری می کردند، هنگامی که حشد الشعبی به مقاومت در برابر آنان پرداخت و این گروهک را با جنگی سخت متوقف کرد، در انتظار ننشست تا اجماع ملی برای اقدام وی محقق شود.
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶 آثار مثبت تصویب طرح استقراض دولت عراق و خشم مقامات اقلیم
🔹تصویب طرح استقراض داخلی و خارجی ۱۰ میلیارد دلاری دولت عراق(مبلغ مذکور در طرح دولت بیش از این بود که با مخالفت پارلمان مواجه شد) برای پرداخت حقوق ها(مستثی کردن کارمندان اقلیم) در پارلمان که با واکنش شدید برخی شخصیت های کردی و مقامات رسمی اقلیم و رهبر پارتی مواجه شد، چند نکته مثبت داشت(آثار منفی شدید استقراض ها بر اوضاع اقتصادی عراق مقوله مفصل دیگری است):
🔹اول- مجازات مقامات اقلیم کردستان در خصوص نپرداختن اقساط درآمدهای حاصل از صادرات نفت که به دولت مرکزی تحویل نمی دهد و وارد کردن فشار بر آنها در مواجهه با افکار عمومی داخلی.
🔹دوم- مشخص شدن جایگاه ضعیف و بعضا غیرمؤثر ائتلاف کردی در رأی گیری پارلمانی و امکان همگرایی گروه های سنی و شیعی زیر سقف پارلمان در برابر زیاده خواهی های اقلیم.
🔹سوم- انتقادات وسیع شخصیت ها و برخی احزاب کردی از وضعیت به وجود آمده ناشی از عدم شفافیت مقامات اقلیم در خصوص درآمدهای نفتی که می تواند به افزایش بیشتر اختلافات داخلی در اقلیم بینجامد.
🔹چهارم- شکل گیری اعتراضات شهروندان به سیاست های خان های حاکم بر اقلیم که منجر به فشار بر شهروندان و کارمندان شده و بر دارایی های مقامات افزوده است.
🔹پنجم - بی توجهی به رویه ناصواب “ضرورت اجماع ملی رهبران سیاسی همه اقوام و مذاهب” بر سر یک موضوع. مقامات اقلیم از این آشفته اند که چرا این تصمیم قبل از پارلمان مورد اجماع همه جریان ها(یعنی کردها) قرار نگرفت. در حالیکه پارلمان در فرآیندی قانونی و با اکثریت به آن رأی داد، نمایندگان کردی نیز آبستراکسیون کردند. این یک فرایند طبیعی است.
🔹ششم- ماجرای صادرات نفت از اقلیم کردستان یک کشمکش چندین ساله است. اگر از فرصت پیش آمده استفاده شود می توان به شکل قابل قبولی که منجر به تضییع حقوق هیچ یک از شهروندان عراقی نشود از آن بهره برد.
✍️ سید رضا قزوینی غرابی
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶 توسعه طلبی کردها آیا در محدوده معینی متوقف خواهد شد؟
🔹از ابتدای موضوع سازوکار سیاسی که منتج به قانون اساسی و نظام سیاسی پارلمانی در عراق شد، کردها تلاش کردند تا سهم مهم و بزرگ تری در تمامی این سازوکار داشته باشند زیرا در کنار این که اقلیم خود را به تنهایی و به عنوان یک کیان که هیچ کس بر سر آن با آنان به نزاع نمی پردازد، حفظ کردند، با جریان های دیگر نیز در تمام امورهای کشور به مشارکت پرداختند زیرا شکاف ها و اشکالات بزرگ در قانون اساسی خصوصا بخش هایی که حق وتو را به جریان های دیگر در نقض هر گام ملی که اکثریت در عراق آن را اتخاذ می کردند، می داد، باعث می شد که این قضیه به زشت ترین صورت ممکن توسط کردها برای اعمال شروط خود و گسترش بلندپروازی هایشان که در محدوده تشکیل دولت که در دوره های انتخابی متوالی و تصمیمات و برنامه های این دولت، متوقف نمی شد، مورد سوء استفاده قرار گیرد و به گذرگاه بزرگی برای تسلط اقلیم بر تصمیمات ملی عراق تبدیل شود تا جایی که عرفی سیاسی و خشم آوری را تأسیس کردند که در آن بر سهم مهم تر در هر چیزی مسلط می شدند و اقلیم فقط در مرز دستاوردهای سیاسی متوقف نشده است بلکه نفوذ اقلیم به جانب اقتصادی کشور نیز گسترش پیدا کرده است و به طور وسیع و به مانند یک هشت پا بر جوانب بسیاری از بخش های اقتصادی عراق مانند بانک ها و فروش ارز و شرکت های بزرگ پیمانکاری و قراردادهای تجهیزاتی در ارتش و دیگر نهادهای امنیتی تسلط یافته اند. به اضافه آنچه که از عملیات های بزرگ قاچاق نفت عراق که در اقلیم یا استان های دیگر تولید می شود، از طریق دلال بازی و فساد و رشوه که به طور برنامه ریزی شده و به دور از رسانه ها انجام می شود، به دست می آورند.
🔹نیروهای کرد نیز نقش بزرگی در براندازی دولت دکتر عادل عبدالمهدی و آوردن دولتی متعهد و طرفدار کردها به طور روشن داشتند زیرا دولت الکاظمی و در سازوکاری بی سابقه از نظام مدیریت مالی کشور عبور کرده و میلیاردها دلار را به عنوان حقوق هایی به زعم خود به اقلیم پرداخت کرد و این مبالغ را به عنوان حقوق کارمندان اقلیم که طبق گزارش ها 20 درصد ساکنان آن جا را تشکیل می دهند، تحویل داد و این نسبت، امری بی نظیر و بی مانند در تمام نقاط کره زمین است و این امر باعث شک برانگیزی نسبت به این درصد و نسبت غیر منطقی می شود و این مبالغ پرداختی به رغم کسری در نقدینگی و تأخیر در پرداخت حقوق ها و تصمیمات پیشنهادی برای وام گرفتن و نیز به رغم فروش نفت توسط اقلیم -نفتی که ملک تمام عراقی هاست- صورت می گیرد و این درحالی است که اقلیم سهم دولت فدرال از فروش نفت را نمی دهد و این سهم در قانون اساسی ذکر شده است و قضیه اموال فدرال و نفت فدرال را در ضمن اختیارات دولت فدرال قرار داده است ولی اقلیم به آن عمل نکرده و این سهم را به دولت فدرال تحویل نمی دهد.
🔹و کردها و به طور مشخص بارزانی ها به این همه اکتفا نکرده اند بلکه بوق های رسانه ای آن ها شروع به تعدی به جریان اکثریت (شیعه) و یکی از اصول ثابت آن که حشد الشعبی است کردند و این کار از طریق اظهارات نا بالغانه هوشیار زیباری انجام شد و این اظهارات میزان چشم سفیدی و نمک نشناسی از طرف این جریان نسبت به برادر بزرگ تر و جریان بزرگ تر نشان می دهد؛ برادر بزرگ تری که در بسیاری از سختی ها کنار آنان ایستاد و آنان را از مهلکه ها و مصیبت های بسیاری نجات داد پس حشد الشعبی هنگامی که آنان مانند موش هایی از داعش فرار می کردند و شهرها و روستاهایی را بدون اندک مقاومت قابل توجهی تسلیم داعش می کردند، نجات داد و نزدیک بود که در آن زمان اربیل نیز سقوط کند اگر ایستادگی حشد الشعبی حضور نداشت اما در موضعی خصمانه اربیل پناهگاه هر دشمن تشیع و حشد الشعبی و مرجعیت شده است و پایگاهی برای هرگونه کنفرانس هایی که علیه مرکز و جنوب عراق برگزار می شود، تبدیل شده و اظهارات زیباری نیز آخرین این مواضع نخواهد بود.
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶جنبش اکتبر در سالروز اول خود
🔹از طریق این تأمل و توقف سریع درخصوص این جنبش تلاش داریم تا برخی از نکات و ملاحظات بر تظاهراتی را که مدتی پیش پایتخت بغداد و برخی از استان های دیگر در اولین سالگرد شروع آنچه که به اعتراضات اکتبر مشهور است را شاهد آن بودند، در این یادداشت ثبت کنیم.
🔹کاهش تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات امسال را می توان به اسباب عدیده ای منسوب کرد:
🔺اول: کاهش میزان تأیید عمومی این تظاهرات به دلیل رفتارها و اقدامات نابهنجار و عجیب برای جامعه عراقی که با بسیاری از گروه ها و دسته هایی که در این جنبش نفوذ کردند و بر صحنه و اوضاع آن هژمونی یافتند، همراه شد.
🔺دوم: عقب نشینی طرفداران برخی از گروه ها و احزاب سیاسی که دارای حضوری تأثیرگذار در تظاهرات سال پیش بودند. و این گروه ها عبارت اند از:
▪️الف- جریان مقتدی صدر
▪️ب- جریان حکمت (به رهبری عمار الحکیم) که سهم بسزایی در آوردن این دولت به قدرت داشت.
▪️ج- ائتلاف نصر (به رهبری حیدر العبادی)
▪️د- عدم مشارکت افرادی از استان های سنی
🔺سوم: کاهش حمایت مرجعیت دینی نجف از این جنبش که این حمایت را از طریق خطبه های هر هفته نماز جمعه از این حرکت اعلام می کرد.
🔺چهارم: ضعیف شدن توجیه ها و دلایل موضوعی برای اقدامات این جنبش پس از آن که دولت تغییر یافت و قوانین لازم نیز برای برگزاری انتخابات زودهنگام در مجلس تصویب گشت.
🔺پنجم: کاهش میزان تنش میان آمریکایی ها و نیروهای مقاومت به دلیل برقراری آتش بس مشروط میان طرفین.
🔺ششم: انشقاق و چند دستگی حاصل میان تظاهرکنندگان زیرا بنابر آن چه که به نظر می آید بیشتر افرادی که با سفارت خانه های خارجی در بغداد در ارتباط بودند، مناصبی را در دولت جدید اشغال کردند و با آن در دولت الکاظمی دل خوش شدند و این باعث نا امیدی و ناراحتی بسیاری از تظاهرکنندگان اکتبری شد.
🔺هفتم: بسیاری از حاضران در میادین تظاهرات امروز از افرادی به مانند پیروان الصرخی و الیمانی هستند که این افراد نیز دارای اهداف و دستورکارهای خاص خود می باشند.
🔺هشتم: تعداد بسیار کمی از افراد دارای مطالبات و خواسته های به حق هستند که در میادین تظاهرات حضور یافتند و رفتارهای آنان بسیار منضبط و منظم بوده است.
🔹در پایان باید گفت که دلیل دیگری هم برای کاهش مشارکت وجود دارد که این دلیل نیز بسیار مهم می باشد و آن ایالات متحده است که در الکاظمی برای خود فرصتی بسیار طلایی می بیند و بسیار به این فرصت توجه دارد که نسبت به آن کوتاهی نورزد و آن را از دست ندهد زیرا الکاظمی تغییر نرم را رهبری می کند که این تغییر الزام آور برای همگان است زیرا طبق چارچوب های حقوقی و قانون اساسی می باشد و تغییر نرم حلقه گم شده آمریکا در عراق را تشکیل می دهد زیرا با این تغییر آمریکا کنار زدن نیروهای مخالف با خود را بدون مواجهه و با تعهداتی بین المللی تضمین می کند و به همین خاطر آمریکا فعلا به سودش نیست که از هرج و مرج در این کشور حمایت کند مگر این که این هرج و مرج در حد از سرگیری فشار از طرف آن برای انجام نقشه ای باشد، که از ابتدا آن را شروع کرده بوده است.
✍️ ماجد الشویلی
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶سیاست فتح سنگر به سنگر در عراق و تحقق این طرح در عرصه سیاسی
🔹کسی که امعان نظر کرده و تأمل بسیار در تحولات فعلی و خارق العاده سیاست داشته باشد، بدون شک خاصیت و ویژگی مهمی را که با اتفاقات اخیر همراه شده است خواهد دید، به گونه ای که این ویژگی بارز ترین علامت همراه با این اتفاقات شده است.
🔹این خاصیت که وقایع سیاسی به خاطر آن تمایز یافته است، با خود حالتی عجیب از فتح سنگر به سنگر در عرصه سیاست را به همراه داشته است که این نوع فتح، مناصب مهمی که طبق قانون اساسی جزء حقوق هر جریانی بوده است و در مقدمه آن ها منصب نخست وزیری (که جزء حقوق جریان شیعی می باشد) را در برگرفته است و این منصب در حال حاضر از این سیاست فتح سنگر به سنگر و به دور از چارچوب های مورد اتکا برآمده است.
به اضافه این سیاست فتح سنگر به سنگر سیاسی، سیاست فتح سنگر به سنگر جغرافیایی نیز وجود دارد که از تسلط و شهرک نشینی نظامی ترکیه در مناطق مهمی از شمال عراق آغاز شده است و این موضوع به فتح سنگر به سنگر اقلیم کردستان که از سنجار و دشت های نینوی شروع شده است، می رسد.
🔹این موضوع راه را برای فتح سنگر بعدی یعنی کرکوک توسط اقلیم کردستان و به شکل دراماتیکی در آینده اگر امور به همین شکل فعلی باقی بماند، فراهم خواهد کرد.
🔹و حالا به نظر می رسد که فتح سنگر به سنگر سیاسی با ضرب آهنگی سریع در حال پیش روی است تا همراه با آن فتح سنگر به سنگر میدانی در اراضی جنوب عراق مانند السماوه و مرکز این کشور مانند نجف اشرف به بهانه سرمایه گذاری (سعودی) صورت پذیرد. سیاست های فتح سنگر به سنگری که شبهه ناک هستند و باعث تنگ شدن حلقه محاصره بر پایتخت بغداد می شود و دارای ویژگی توسع یافتن نیز می باشد.
🔹پس این سیاست فقط متوقف بر تأثیرات امنیتی و اقتصادی خود نمی شود بلکه فراتر از آن می رود تا این که این هشدار را درخصوص خطر بزرگ تهدید وحدت اراضی عراق، بدهد و این کشور را در معرض خطر تقسیم به روش شبه نظامیان "هاگانا" در فتح سنگر به سنگر اراضی فلسطینی قرار دهد.
آنچه که عجیب است این است که این سیاست فتح سنگر به سنگر (چه جغرافیایی و چه سیاسی) در روز روشن در حال انجام است و هیچ کس نیست تا لب های خود را در برابر این سیاست بگشاید مگر مردان مقاومت و برخی از نمادها و رهبران آن.
اما به نظر می آید که ما در مقابل استراتژی هستیم که برای آن برنامه ریزی شده است و از هر نظر در عراق چه جغرافیایی و چه سیاسی در آن واحد، آماده می باشد.
▪️پی نوشت: شبه نظامیان تروریستی صهیونیستی هاگانا قبل از تأسیس رژیم صهیونیستی و به بهانه حمایت از امنیت یهودیان در فلسطین، اقدام به کشتار جمعی فلسطینیان و تصرف برخی از اراضی آنان کردند و شالوده ارتش رژیم صهیونیستی نیز از همین شبه نظامیان تشکیل شد.
✍️ ماجد الشویلی
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶دولت اکتبر و لغزشگاه آرام
🔹به نظر می رسد که الکاظمی و دولت اکتبر، در لغزشگاهی آرام برای تبدیل بغداد به پایگاه دشمن برای اردوغان و ترکیه پیش می رود.
🔹و این گام پس از سفر وزیرخارجه یونان به بغداد و سخن از همکاری بین دو کشور و صف بندی روشن عراق در جبهه دشمن ترکیه از طریق حملات وزیر خارجه یونان به اردوغان و ارتباط دادن وی به از بین بردن ثبات در خاورمیانه و ثبات در شرق رودخانه عراق و شمال عراق، محقق می شود.
🔹سفر وزیر خارجه یونان پس از سفر پمپئو به آتن انجام شده بود و این اعتقاد بی راه نمی باشد که سفر وزیرخارجه یونان به بغداد با سفارش پمپئو به وی انجام شده باشد و این برای کنترل و محاصره دیپلماتیک ترکیه بوده است.
🔹صف بندی دولت اکتبر در پشت جبهه دشمن با ترکیه که عربستان سعودی و امارات و مصر و پشت سر آنان واشنگتن و تل آویو آن را رهبری می کنند، با گذر زمان عراق بهای سنگینی را به خاطر این اقدام پرداخت خواهد کرد.
🔹خصوصا این که پرداخت بهای سنگین پس از نا کامی اتحادیه اروپا در کنترل بحران خاورمیانه و ارسال کشتی های حفاری و تحقیقات نفت توسط آنکارا ممکن است که هشدار ایجاد جنگی را بدهد که منطقه را شعله ور خواهد کرد.
🔹پرش بر روی موارد متناقض در موضوعات منطقه ای و تلاش برای تحرک بر روی آستانه سقوط که توسط دولت اکتبر انجام می شود، باعث غرق شدن بیشتر عراق می شود و چه بسا این پیام را به کشورهای همسایه بفرستد که بغداد به پایگاه دشمنی برای همسایگان خود تبدیل خواهد شد.
🔹سیاست بی طرف دارای رمز و رازهای سختی است که افراد غیر بالغ در سیاست نمی توانند در اطراف و حول و حوش آن حرکت کنند و این درس سیاست بی طرفی به مانند دروس جغرافیا و تاریخ نیازمند دوره کردن به صورت روزانه است و این چیزی است که اشخاصی که از طریق موتورهای سه چرخه "تک تک" برای رهبری کشوری مهم به مانند عراق آمده اند، این موضوع را نمی فهمند؛ عراقی که ممکن است با یک چشم به هم زدن تبدیل به سوریه ای دیگر بشود و در کشور فرصتی برای تسویه حساب های منطقه ای ایجاد شود و آنچه که از کشوری به نام عراق مانده است نیز پایان یابد.
🔹امیدوارم که الکاظمی بازبینی در محاسبات ژئو سیاسی خود داشته باشد تا از این طریق از قطع شدن آب های فرات [توسط ترکیه] دوری کنیم تا این مشکل نیز به مشکل عدم پرداخت حقوق ها در دولتی که نهایت آنچه که می تواند انجام دهد تأمین حقوق بارزانی و اطرافیان وی است، اضافه نشود.
✍️ حسام الحاج حسین
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶پایان رقص با مارها
🔹(حکومت کردن در یمن شبیه رقصیدن بر سر مارها می باشد) این عبارتی است که رئیس جمهور سابق یمن از پادشاهی یمنی در زمانی قدیم آن را به استعاره گرفته بود. در حقیقت پایان رقصیدن بر سر مارها با ترور علی عبدالله صالح با شلیک گلوله ای بر سر وی در روز 4 دسامبر سال 2017 محقق شد.
🔹نخست وزیر مصطفی الکاظمی نیز شخص دیگری بود که از این معنی و محتوی در پایان سفر اروپایی خود که شامل هر کدام از فرانسه و آلمان و بریتانیای کبیر می شد، استعاره گرفت و در کنفرانس خبری که با همتای بریتانیایی خود بوریس جانسون برگزار شد، تصریح کرد "من بر روی طنابی میان دو ساختمان بلند هستم و از من خواسته نشده است که بر روی این طناب راه بروم بلکه از من خواسته شده است که با دوچرخه ای بر روی این طناب راه بروم و من هر روز با مارها می رقصم ولی به دنبال یک نی هستم تا بر این مارها تسلط یابم".
🔹کسی که کلام حکمت آمیز آن پادشاه یمنی را به استعاره گرفت و آن را در گوش الکاظمی زمزمه کرد، موضوع دیگری به غیر از موضوع توازن و نزاع فعلی میان ایران و آمریکا در میدان عراق را قصد می کرد؛ بلکه کسی که از این عبارت پادشاه یمنی استعاره گرفت، می خواست که از طریق الکاظمی پیامی را برساند مبنی بر این که آن نی که به دنبال آن برای تسلط بر مارها هستند، از طریق عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی می گذرد و آن ها برای دریافت این نی آماده هستند. این همان معنایی بود که دوست اسرائیلی ها، مثال الآلوسی (از سیاستمداران سنی عراق) قبل از سفر اروپایی الکاظمی از آن سخن گفت.
🔹مارهایی که الکاظمی از آن ها در صحبت های خود سخن گفت، نیاز به سختی برای شناخت آن ها وجود ندارد. قطعا این مارها شرکای کرد یا برادران اهل سنت نیستند و حتی تمامی شیعیان نیز نمی باشند بلکه به طور مؤکد افرادی را که الکاظمی در استعاره خود به آنان اشاره کرده بود، نیروهای ولایی و نزدیک به ایران در حشد الشعبی هستند که روابطی سرنوشت ساز و استراتژیک با ایران دارند و این نیروها در مقابل طرح آمریکایی اسرائیلی در خاورمیانه می ایستند و همین نیروها از الکاظمی می خواهند که به حضور نظامی آمریکا در عراق پایان دهد.
🔹و بنابر آنچه که به نظر می رسد، الکاظمی به نقطه غیرقابل بازگشتی با این نیروها که حضور الکاظمی در قدرت را باعث ایجاد خطری بر اتحاد و حاکمیت ملی عراق بر می شمرند، رسیده است. بلکه بیم و ترس های این نیروها از ادامه الکاظمی و تیم آمریکایی وی در رأس قدرت در عراق از این است که آنان عراق را به بزرگتررین پایگاه رژیم صهیونیستی در خاورمیانه تبدیل بکنند.
🔹آنچه که الکاظمی از آن غافل است این است که مارهایی که با آنان می رقصد توانایی بلعیدن او و تیم آمریکا گرای وی را هر وقت که بخواهند و هر وقت که اعتقاد پیدا کنند که این کار ضروری است، دارند. و آن نی که الکاظمی به دنبال آن نزد بریتانیایی ها و متحدان آن ها به دنبال آن است به درد مارهایی که از نسل مار حضرت موسی علیه السلام هستند، نمی خورد!! و الکاظمی باید از عاقبت و پایان آنان که قبل از وی با مارها رقصیدند، پند بگیرد.
▪️پی نوشت: شایان ذکر است که مثال الآلوسی سیاستمدار سنی عراقی گفته بود که در سفر الکاظمی به اروپا موضوع عادی سازی روابط میان عراق و رژیم صهیونیستی مورد بحث با وی قرار خواهد گرفت.
✍️ ایاد السماوی
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶درخواست مرجعیت برای انتخابات زودهنگام...در میان جدل درخصوص بقای احزاب حاکم و ظهور طبقه اکثریت خاموش
🔹درخواست مرجعیت و تأکید چند وقت پیش ایشان بر انتخابات زودهنگام ممکن است که موضوع جدیدی نباشد زیرا بسیاری از نیروهای شیعی درحال ایجاد سنگرهای خود هستند و در این سنگرها محکم تر قرار می گیرند و فاصله ها میان این نیروها بیشتر می شود تا حدی که امکان ندارد که طرفی از آن ها صدای طرف دیگری را بشنود پس در میان اختلافات بین این نیروها در رسیدگی به مواضع میانشان و امکان ایجاد یک طبقه سیاسی جدید، جدل های بسیاری وجود دارد.
🔹و در میان این اختلافات و این جدال ها می بینیم که صحنه سیاسی فعلی کشور و آنچه به آن نظر می شود به این ترتیب می باشد:
🔹اولا درخصوص آنچه که مربوط به انتخابات پیش رو است، به نظر می آید که افکار عمومی شیعی صرف نظر از جزئیات این ادراک از طرف آن اما فهمیده است که جامعه شیعی به دو نیم تقسیم شده است: بین جریانی که مرجعیت آن را هدایت می کند و جریان احزاب شیعی اسلامی و شیعی غیر اسلامی و در میان این دو جریان، جریان شیعی سومی تلاش می کند که به جنبش تظاهرات اکتبر وابسته باشد. و خلاصه سخن در این موضوع آن است که سقوط دولت عادل عبدالمهدی و آنچه که از متغیرات پس از آن پیش آمد، بدان معنی نیست که ما بعد عادل عبدالمهدی مانند ما قبل وی باشد و درمورد انتخابات پیش رو نیز بدان معناست که رأی مرجعیت حتما شامل رأی دهنده حزبی نمی شود بلکه این رأی، به آرای اکثریت خاموش خواهد پیوست و اینچنین نیز منتشر می شود. و پوشیده نیست که اگر بگوییم که انتخابات بعدی به معنای این است و به این اشاره دارد که انتخابات آینده، مرحله انتقالی است که مرجعیت بر آن نظارت خواهد داشت اما این موضوع بسته به آگاهی نخبگان خاموش جامعه و تأثیرگذاری آنان و توانایی آن ها در سازماندهی اوضاع خود می باشد. و در سایه این واقعیت می توان گفت که درخواست مرجعیت، تأثیری در نتایج آینده انتخابات نمی گذارد زیرا زمینه و میدان انتخاباتی و توزیع آرا به طور مشخص میان احزاب تقسیم شده است و فقط این توزیع برای احزاب از نظر کم بودن یا زیاد بودن متفاوت است و اما نهضت مرجعیت برای طبقه خاموش پس نیازمند سازماندهی بسیار از طرف آنان است و این امری غیرممکن است یا این که نیازمند سازماندهی از طرف طبقه مردمی است و این امر نیز عملا موجود نمی باشد.
🔹ثانیا مساحت ها و محدوده های انتخابی شیعیان شاهد متغیرات جدیدی بوده است زیرا مثلا جریان حکمت محدوده آن ممکن است گسترش پیدا کند زیرا تلاش می کند تا خطاب خود را نزدیک به خطاب تظاهرکنندگان کند و نیز به این دلیل که امور خود را از حالا از طریق ائتلاف عراقیون مرتب کرده است. و به طور مؤکد گستره ائتلاف عراقیون و با آن گستره الکاظمی نیز افزایش پیدا خواهد کرد. اما سائرون و فتح نیز پس بر تعداد کرسی های خود محافظت کرده یا یکی از آنان بیشتر از دیگری خواهد شد اما این افزایش در ترسیم نقشه سیاسی و تشکیل دولت تأثیری ندارد تا بدین ترتیب از نظر نتیجه انتخاباتی و تعداد کرسی ها تقریبا مساوی باشند. آنچه که شایسته ذکر است این است که احزاب بر اکثریت خاموش و نگرش ها و مشارکت آن تکیه ای نداشته اند و بنابر این آنچه که ظاهر است، بقای طبقه احزاب در زمان فعلی و در آینده می باشد. پس جریان حکمت ممکن است که به 35-40 کرسی در پارلمان بعدی نزدیک شود و مانند آن ها نیز الکاظمی خواهد بود که محدوده ای از اکثریت خاموش را خواهد گرفت و تعداد کرسی های فتح نیز چه بسا اندکی بیشتر از حکمت یا مانند آن ها باشد و تعداد کرسی های سائرون نیز بیشتر از بقیه خواهد بود اما کسی که دولت را تشکیل خواهد داد، حزبی است که اکثریت [مطلق] را داشته باشد و [یا این که] همبستگی میان نیروهای آن بیشتر باشد.
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶
#تحليل
🔶 اسناد ویکیلیکس و ایمیل های کلینتون و تداوم گمراه سازی رسانه ای توسط آمریکایی ها
🔹بر ناظر مطلع بر روش های آمریکا و متحدانش من جمله رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی در منطقه که بر رسانه ها به طور گسترده ای تسلط دارند و به طور گسترده در جنگ های سیاسی و نظامی خود و نیز مدیریت افکار عمومی در سطح دنیا و منطقه و جهان عرب از طریق ابزار های رسانه ای مرتبط با خود، از آن ها استفاده می کنند، پوشیده نیست زیرا سیاست گمراه سازی رسانه ای و تخریب دشمن و افترا زدن به وی، تبدیل به نشانه ای بارز برای بیشتر اخبار و گرازش های خبری و محتواهایی که از طریق این ابزارهای رسانه ای پخش می شوند، شده است.
🔹و ادعاهای حرفه ای گری و شفافیت چیزی جز اکاذیبی که این رسانه ها برای فروختن روش خود و برنامه های سیاسی خود و به دست آوردن طرفدار به سود، ترویج می دهند، نیست زیرا این رسانه ها اساسا و به طور کامل برای سیاست های آمریکا کار می کنند و بلکه یکی از ابزارهای این کشور می باشند و تجارب عراق و دیگر کشورهای منطقه که با سیاست های استعماری و سلطه جویانه آمریکا مخالف هستند، نزدیک ترین تجربه نسبت به این موضوع و صادق ترین برهان بر آن است.
🔹پس هر از چندگاهی دولت آمریکا اطلاعات و اسنادی را منتشر کرده و می گوید که پرده از اسرار خود بر می دارد و این ها را به رسانه ها برای انتشار آن ها عرضه می کند و در بیشتر اوقات این اسناد دارای اهمیت نمی باشند اما روشی که این اطلاعات به وسیله آن منتشر می شود و پوشش رسانه ای وسیع آن و اهمیت به آن به میزانی که 10 برابر حد و حدود آن هاست، همیشه برای اهدافی بوده است که اقتضا می کرده است که انتشار آن ها به چنین روشی باشد و عادتا این فرآیند برای سرپوش گذاشتن بر رسوایی های سران کاخ سفید و نیز بر شکست سیاست های آمریکا در دنیاست.
اما به طور کل ایمیل های کلینتون و انتشار آن ها به این روش و تمرکز بر آن ها به این شدت، دارای اهداف دیگری است که عمیق تر می باشد و می توانیم که تعدادی از این اهدافی را که در پیش می گیرند، در ذیل مشخص کنیم:
🔹یک: پس از طرفی همانطور که ذکر کردیم این اقدام برای سرپوش گذاشتن بر شکست استراتژی های ترامپ در داخل و خارج از آمریکا و خصوصا استراتژی های متعلق به منافع آمریکا در دنیا می باشد خصوصا سیاست هایی که متعلق به منطقه و خصوصا آنچه که متعلق به ایران و لبنلن و سوریه و عراق و شرق اسلامی به طور مشخص است پس تمامی این سیاست ها با شکست رو به رو شدند و در نتیجه این شکست، توپ را به زمین دیگران می اندازند و آنچه که واقعی نیست ترویج داده می شوند چه آنچه که در ایمیل های کلینتون آمده بود و چه حقایق بالفعل میدانی.
🔹دو: درخصوص آنچه که متعلق به ایران است پس ناکامی ترامپ در سیاست اختناق و فشار اقتصادی و شکست ترامپ در شوراندن مردم ایران علیه نظامشان باعث شدند که وی به سوی روش های دیگری که چه بسا او را به هدف درخواستی وی برساند، روی بیاورد و در این راستا وی تجارب پیشین در طول این 40 سال از عمر نظام ایران و نیز همبستگی ملت با دولت و نظام خویش در ایران که سد محکمی برای تمامی توطئه هاست را فراموش کرده است.
🔹سه: درخصوص داعش و ورود آن به عراق و چه کسی ورود آن را تسهیل بخشید و چه کسی از ورود آن حمایت کرد پس رسانه های مورد حمایت آمریکا که شامل شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی و حساب های توییتری و فیسبوکی می شوند و در تلاش برای دور کردن تهمت از بازیگر واقعی که اقدام به تمامی این توطئه ها کرد، به عرضه کردن عناصری جدید و وارد کردن آن ها در موضوع داعش و قراردادنشان به عنوان مسئول تمام آنچه که اتفاق افتاد و پنهان کردن حقایق از مردم، شروع کردند به رغم این که همگان همچنان حقایق در ذهنشان در این باره موجود می باشد و این به دلیل قرب زمانی این حادثه است و نیز به دلیل تناقض اطلاعات و دور بودن آن ها از واقعیت است زیرا این سخن که داعش به عراق با هماهنگی ایرانی عراقی آمریکایی وارد شد با عقل منافات دارد و به شخص گیرنده اخبار که فرهنگ رسانه ای ساده ای را داشته باشد، احساس تأسف نسبت به این رسانه ها را می دهد و شخص با بصیرت تباهی این رسانه ها و نا امیدی آن ها و حامیانشان را احساس می کند.
🔹چهار: یکی دیگر از این اهداف اهانت به اعتبار مقاومت اسلامی وشخصیت هایی که پشت مقاومت و نیروهای آن ایستاده و از آن ها پشتیبانی می کنند، می باشد.
ادامه دارد...
@iraqevents تحولات عراق 🇮🇶