⭕️ چرا شبهنظامیان عراق از جنگ ایران و اسرائیل کنار کشیدند و این موضوع چه اهمیتی دارد؟
اندیشکده بریتانیایی Royal United Services Institute طی یادداشتی به بررسی مواضع اخیر گروههای مسلح عراقی حامی ایران از زمان جنگ 12 روزه تا حوادث اخیر پرداخته است که در ادامه بهطور خلاصه به آن اشاره خواهد شد. به اعتقاد این اندیشکده، پس از حملات ۱۳ ژوئن اسرائیل علیه تأسیسات ایران، انتظار میرفت گروههای شبهنظامی عراقی همسو با تهران حملاتی علیه پایگاههای آمریکا در عراق انجام دهند؛ چراکه پیشتر وعده داده بودند در صورت ورود واشنگتن به جنگ ایران و اسرائیل پاسخ خواهند داد. اما برخلاف انتظار، این گروهها از ورود مستقیم به درگیری خودداری کردند. با این حال، یک ماه بعد موجی از حملات پهپادی و موشکی علیه زیرساختها و تأسیسات نفتی در مرکز و شمال عراق آغاز شد.
پرسش اصلی این است: چرا شبهنظامیان عراقی وابسته به ایران در جریان جنگ ایران و اسرائیل دست به اقدام نزدند، اما پس از آن اقدامات خشونتزای گستردهای را در داخل عراق به کار گرفتند؟ پاسخ را میتوان در سه عامل متقاطع یافت: ترس از حذف رهبران، فشار و درخواست خویشتنداری از سوی دولت بغداد و بازدارندگی و توصیههای مستقیم از سوی تهران. در عین حال، انگیزه اصلی این گروهها نه ورود به جنگ منطقهای، بلکه تثبیت قدرت سیاسی خود در عراق، بهویژه در آستانه انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۵ است.
۱. ترس از حذف رهبران
یکی از دلایل اصلی خودداری گروههای حشد شعبی از حمله به اهداف آمریکایی یا اسرائیلی، خطر بسیار جدی حذف رهبران بود. اسرائیل در سالهای اخیر استراتژی تشدید فشار علیه محور مقاومت را با هدف نابودی زیرساختهای فرماندهی و توان رزمی آنها دنبال کرده است. حملات ۱۳ ژوئن، رهبران شبهنظامیان عراقی را به مخفیگاه کشاند. گزارشهایی وجود دارد که هادی عامری در نجف و برخی دیگر در قم پناه گرفته بودند.
این تجربه یادآور ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در ژانویه ۲۰۲۰ است؛ واقعهای که موجب شد بسیاری از فرماندهان برای مدتی به ایران بروند. همچنین در سالهای ۲۰۲۴–۲۰۲۵ سلسله ترورهای آمریکا و اسرائیل علیه فرماندهان نجبا، کتائب حزبالله، حزبالله لبنان و حماس این تهدید را بسیار جدی جلوه داد. بنابراین، رهبران حشد دریافتند هر اقدام تهاجمی میتواند بلافاصله به هدف قرار گرفتن خودشان بینجامد.
۲. سیاست خویشتنداری بغداد
عامل دوم نقش نخستوزیر عراق، محمد شیاع سودانی، بود. او در ۱۴ ژوئن – یک روز پس از حملات اسرائیل –جلسهای با فرماندهان حشد برگزار کرد و از آنها خواستعراق را وارد جنگ نکنند. دولتش بهطور علنی از ایرانحمایت سیاسی نشان داد، اما همزمان تلاش کرد مانعاقدامات تحریکآمیز شود. سودانی از زمان آغاز به کار در اکتبر ۲۰۲۲ با رویکردی معاملهگرانه کوشیده بود حملات شبهنظامیان به مقرهای آمریکا را کاهش دهد. او امتیازهای اقتصادی قابل توجهی به حشد داد؛ از جمله تأسیس «شرکت پیمانکاری مهندس» در دسامبر ۲۰۲۲که پروژههای عمرانی و زیرساختی را در اختیار گرفت. به این ترتیب، نوعی سازش شکل گرفت: تقویت اقتصادی حشد در برابر کاهش حملات.
این روند موفق شد سطح درگیریها را بهطور چشمگیری نسبت به سالهای ۲۰۲۰–۲۰۲۱ کاهش دهد، گرچه پس از جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ درگیریها دوباره افزایش یافت. با این حال، فشار آمریکا نیز بر محاسبات این گروهها اثر گذاشت. واشنگتن با ابزارهای مالی و بانکی کوشید منابع مالی حشد را محدود کند؛ از جمله اعمال فشار بر شرکت «کیکارد» که حقوق نیروهای حشد را پرداخت میکرد. این محدودیتها، همراه با تأخیر در پرداخت حقوق، هزینههای اقدام نظامی را بالا برده و تمایل به خویشتنداری را تقویت کرده است.
۳. ممانعت از سوی ایران
ایران خود نیز مایل نبود که نیروهای وابستهاش در عراق مستقیم وارد جنگ شوند. دلیل اصلی آن نگرانی از ضربات اسرائیل به منافع حیاتی ایران در عراق بود، از جمله بندر بصره که شریان تجاری مهم شبکههای اقتصادی وابسته به تهران محسوب میشود. گزارشهایی وجود دارد که اسرائیل فهرست ۳۸ هدف در عراق را آماده کرده بود. همین تهدید باعث شد ایران فرمان خویشتنداری به گروههای عراقی بدهد. برخی منابع عراقی تأیید کردهاند که فرماندهان شبهنظامی به ایران احضار شدند و دستور صریح گرفتند که در جنگ ۱۳ ژوئن دخالت نکنند.
در انتخابات ۲۰۲۱، کتائب حزبالله با پوشش «جنبش حقوق» شش کرسی به دست آورد و به تدریج به سودانی نزدیک شد. این گروه در سال ۲۰۲۵ نیز در حال رایزنی برای ائتلاف انتخاباتی با اوست. این روند نشان میدهد شبهنظامیان به سمت تبدیل شدن از بازیگران صرفا نظامی به نیروهای سیاسی–بوروکرات حرکت میکنند؛ اما همزمان با تداوم نفوذ ایرانو بودجههای میلیاردی حشد، فضای سیاسی عراق بیشاز پیش تحت سیطره آنان قرار میگیرد.
۵. خشونت داخلی پس از جنگ
با وجود خویشتنداری در جنگ ایران و اسرائیل، از ۲ژوئیه تا ۲۸ ژوئیه موجی از حملات پهپادی و موشکی در عراق آغاز شد که نیمی از تولید نفت اقلیم کردستان را موقتا متوقف کرد. این حملات همزمان با مذاکرات بغداد–اربیل درباره صادرات نفت انجام شد و فضای گفتوگوهارا متشنج کرد. همچنین، در ۲۷ ژوئیه کتائب حزبالله به اداره کشاورزی بغداد حمله مسلحانه کرد که ناشی از رقابت با کتائب امام علی بود. این نمونهای از تشدید رقابتهای درونگروهی پیش از انتخابات است.
۶. واکنش دولت و تلاش برای اصلاح
در اقدامی کمسابقه، سودانی در ۹ اوت دستور برکناری دو فرمانده کتائب حزبالله را صادر کرد. این اقدام نشان داد که نخستوزیر حاضر است در برابر قدرتمندترین گروه همسو با ایران ایستادگی کند، گرچه خطر واکنش جدی وجود دارد. از دید تحلیلگران، عراق نمیتواند تنها به خویشتنداری داوطلبانه شبهنظامیان تکیه کند. باید ظرفیت قهری دولت تقویت شود تا مانع اقدامات مستقل گروههای مسلح گردد.
در همین راستا، بحث بر سر «قانون اصلاحات در ساختار حشد» در پارلمان مطرح است. این قانون در صورت تصویب جایگاه حشد را قانونیتر میکند؛ اما برای جلوگیری از تقویت گروههای سرکش، همزمان نیازمند بسته اصلاحی است، از جمله: حذف عناصر طرفدار حشد از نهادهای حساس امنیتی، تقسیم مجدد مسئولیتها میان حشد و نیروهای دولتی، شفافسازی در پرداخت حقوق، و ممیزی مستقل بودجه.
خطر اینجاست که اگر اصلاحات جامع نباشد، تصویب قانون جدید میتواند قدرت سیاسی–نظامی گروههایوابسته به ایران را بیشتر کند. در عین حال، انحلال کاملحشد هم عملی و هم پرخطر است. راه میانه، تقویت نظارتدولت و محدود کردن گروههای نزدیکتر به ایران در حالی است که با نیروهای میانهروتر تعامل صورت گیرد.
۷. چشمانداز آینده
موازنه در روابط میان ایران و عراق پس از جنگ ژوئن همچنان در حال تغییر است. اگر ایران به دلیل فشارهای آمریکا و اسرائیل اولویت خود را بر بازسازی داخلی بگذارد، احتمال دارد گروههایی مانند عصائب اهل حق به سمت رویکردی بیشتر «عراقی» متمایل شوند. این میتواند باعث تمرکز قدرت در بغداد و کاهش نسبی وابستگی به تهران شود. در عین حال، ایران میکوشد تصویری از مقاومت و بقا به متحدانش ارائه دهد. پیام تهران این است که «ما با قدرتمندترین ارتش جهان روبهرو شدیم و همچنان ایستادهایم».
گروههای شیعی عراقی این پیام را دریافت کردهاند و در انتخابات پیش رو احتمالا بر شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی سرمایهگذاری خواهند کرد. با این حال، ضعف نظامی ایران شاید به گروهها انگیزه دهد بیشتر به منافع خود بیندیشند؛ مثلا برای بقا در برابر کمپین ترور منطقهای و حفاظت از منابع اقتصادی گستردهشان، حاضر به برخی مصالحهها و پایبندی تدریجی به قانون شوند.
جمعبندی
خویشتنداری شبهنظامیان عراقی در جنگ ایران و اسرائیل نه نشانه عقبنشینی از اقدامات خشونتزا، بلکه بخشی از راهبردی بلندمدت برای نهادینهسازی قدرت سیاسی بود. آنها نمیخواستند با حمله به آمریکا یا اسرائیل ریسک نابودی رهبران و از دست دادن منابع اقتصادی–سیاسی را بپذیرند. در عوض، با تمرکز برانتخابات ۲۰۲۵، هم به دنبال تثبیت جایگاه در دولت هستند و هم از خشونت داخلی برای تحکیم نفوذ بهره میبرند. در این میان، دولت سودانی تلاش میکند میان امتیازدهی و مهار تعادل برقرار کند، اما بدون اصلاحات عمیق در بخش امنیتی و اجماع داخلی گسترده، نفوذ حشد – و به تبع آن ایران – همچنان یکی از عواملتعیینکننده مسیر سیاسی و امنیتی عراق باقی خواهدماند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
شبهنظامیان عراقی تحت فشار برای خلع سلاح و انحلال
اندیشکده آمریکایی THE SOUFAN CENTER طی یادداشتی به تلاشهای دولت عراق برای کنترل گروههای مورد حمایت ایران اشاره کرده است. در ادامه به بخشهایی از این گزارش پرداخته خواهد شد. اواخر ژوئیه، درگیری مسلحانهای در دفتر وزارت کشاورزی در منطقه دوره بغداد از رقابت فزاینده میان نهادهای رسمی عراق – بهویژه دفتر نخستوزیر محمد شیاع سودانی – وساختار موازی یعنی گروههای مسلح پرده برداشت.
مقامهای آمریکایی و دیپلماتهای غربی این بازیگران را بازوهای نیابتی سپاه قدس ایران توصیف میکنند، اما تحلیلگران داخلی عراق یادآور میشوند که این گروهها در جامعه شیعیان عراق ریشه اجتماعی و پایگاه مردمی گستردهای دارند. این پایگاه مردمی نگران ضعف و فساد ساختار رسمی قدرت و ناتوانی آن در مقابله با تهدیدات احتمالی افراطگرایان سنی است؛ همان افراطگرایانی که در سال ۲۰۱۴ بخشهای وسیعی از عراق را به اشغال خود درآوردند.
سیاست سودانی: میانجیگری برای خلع سلاح
دولت سودانی که عمدتا از نیروهای شیعه میانهرو تشکیل شده، تلاش دارد اجماعی ملی برای خلع سلاح و ادغام گروههای خارج از چارچوب دولت ایجاد کند. شماری از این گروهها روابط نزدیک با سپاه قدس دارند، اما سودانی و بسیاری از رهبران سیاسی عراق معتقدند کشور نباید وارد درگیری منطقهای گسترده میان ایران و محور آن با اسرائیل و ایالات متحده شود. تجربههای لبنان و سوریه نشان داده است که همسویی کامل با محور مقاومت میتواند به بهای سنگین اقتصادی و امنیتی تمام شود. بنابراین، سودانی در پی آن است که عراق را بیش از پیش در جهان عرب ادغام کند و فاصلهای از ایران بگیرد.
انتخابات و ملاحظات سیاسی
این جدال در شرایطی رخ میدهد که انتخابات مجلس عراق برای ۱۱ نوامبر برنامهریزی شده و سودانی به دنبال کسب دور دوم نخستوزیری است. در این مسیر، او با چالش ائتلاف «چارچوب هماهنگی» روبهرو است؛ ائتلافی شامل رهبران شیعه و خود سودانی که بخشی از آن مخالف قطع ارتباط با شبهنظامیان است. از نگاه این رهبران، گروههای مسلح سپری در برابر جریانهای سنی عراق و تهدیدهای منطقهایاند. همین ملاحظات باعث میشود سودانی ناچار به سازش و ایجاد تعادل میان حامیان حاکمیت ملی عراق و طرفداران استقلال شبهنظامیان باشد.
درگیریهای بغداد و آغاز مرحله جدید
مهمترین نشانه تشدید درگیری در معادلات قدرت، رویارویی اواخر ژوئیه در منطقه دوره بغداد بود. در این حادثه، نیروهای امنیتی عراق با اعضای کتائب حزبالله –از برجستهترین گروههای نزدیک به ایران – درگیر شدند. کتائب حزبالله بخشی از «حشد شعبی» است؛تشکیلاتی که در سال ۲۰۱۴ برای مقابله با داعش شکل گرفت و از سال ۲۰۱۶ بهطور رسمی بخشی از نیروهای مسلح عراق محسوب میشود. درگیری به دنبال اختلاف بر سر انتصاب مدیر جدید اداره کشاورزی رخ داد و این گروه نخستوزیر را به طراحی «تلهای خبیثانه» متهم کرد و گفت نیروهای امنیتی به قصد فشار سیاسی بر این گروه اعزام شده بودند.
واکنش سودانی و پشتیبانی مرجعیت
سودانی این حادثه را فرصتی دید تا گامهای جدیتری برای مهار گروهها بردارد. او دو هفته بعد فرماندهان تیپهای ۴۵ و ۴۶ حشد – وابسته به کتائب حزبالله – رابرکنار کرد. مبنای تصمیم، گزارشهای قضایی دربارهفعالیت خارج از سلسلهمراتب رسمی این فرماندهان درحشد بود.
این اقدام همزمان با موضعگیری مهم مرجعیت شیعه صورت گرفت: عبدالمهدی کربلایی، نماینده آیتالله سیستانی، در خطبهای نادر خواستار پایان فعالیت شبهنظامیان و تقویت نهادهای ملی شده بود. این خطبه نشانهای آشکار از حمایت مرجعیت از حاکمیت دولت تعبیر شد و به سودانی پشتوانهای معنوی بخشید.
فشار آمریکا و ملاحظات بینالمللی
دولت سودانی علاوه بر رقابت داخلی، زیر فشار سنگین آمریکا نیز قرار دارد. واشنگتن که هنوز بیش از ۲۰۰۰نظامی در عراق دارد، از سودانی میخواهد نه فقط گروههای نزدیک به ایران را محدود، بلکه آنها را خلع سلاح و منحل کند. هدف اصلی آمریکا ادغام دوباره عراق در جهان عرب و دور ساختن آن از محور مقاومت ایران است.
یک روز پس از حادثه دوره، سفارت آمریکا صریحا کتائب حزبالله را مسئول معرفی کرد و خواستار مورد پیگرد قرار گرفتن عاملان شد. حتی وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، به سودانی هشدار داد که تصویب قانون رسمیسازی حشد میتواند نفوذ ایران را نهادینه کند. با این حال، چهرههایی همچون نوری مالکی از تصویب این قانون حمایت میکنند.
اقتصاد و منابع مالی
موضوع منابع مالی نیز بخشی از این جدال است. بودجه عراق در سال ۲۰۲۴ حدود سه میلیارد دلار برای سازمان حشد شعبی اختصاص داده است. واشنگتن از بغداد خواسته این منابع صرفا به واحدهایی برسد که زیر نظر مستقیم دولت عمل میکنند، نه به گروههایی چون کتائب حزبالله که استقلال دارند. همچنین، وزارت خزانهداری آمریکا هشدار داد که بانک دولتی «رافدین» نباید با جنبش انصارالله یمن همکاری کند و باید شعبه خود را به شهر عدن – مقر دولت قانونی یمن – منتقل کند. اگرچهمقامات عراقی اطمینان دادهاند هیچ ارتباط مالی باحوثیها ندارند، اما آمریکاییها همچنان نگرانسوءاستفاده احتمالیاند.
ایران و واکنش متقابل
در برابر فشار واشنگتن، ایران تلاش کرده نفوذ خود را حفظ کند. اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، دستکم سه بار در سال ۲۰۲۵ به بغداد سفر کرده و با سودانی، رهبران شیعه و سران شبهنظامیان دیدار داشته است. او مخالفت تهران با خلع سلاح گسترده حشد را اعلام کرده است. با این حال، تضعیف موقعیت منطقهای ایران در سالهای اخیر و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای آمریکا باعث شده تهران نسبت به گذشته اهرمهای کمتری در بغداد داشته باشد.
چشمانداز و پیامدها
جدال کنونی نه فقط سرنوشت گروههای مسلح، بلکه آینده جایگاه منطقهای عراق را تعیین خواهد کرد. سودانی در تلاش است نشان دهد عراق کشوری مستقل است که میخواهد در جهان عرب ادغام شود و از درگیریهای نیابتی ایران و آمریکا-اسرائیل فاصله بگیرد. در این مسیر، او به حمایت مرجعیت و بخشی از افکار عمومی تکیه دارد که خسته از فساد و ناامنی، خواهان اقتدار دولتاند.
با این حال، مقاومت جریانهای نزدیک به ایران، ملاحظات انتخاباتی و پیوندهای اجتماعی-ایدئولوژیک گروههای مسلح با بخشهایی از جامعه شیعه، روند را دشوار میسازد. اگر سودانی موفق شود فرماندهان نافرمان را برکنار کند، ممکن است روند تقویت حاکمیت دولت شتاب بگیرد. در غیر این صورت، عراق همچنان با ساختار دوگانهای روبهرو خواهد بود که عبارت است از دولتی رسمی در بغداد و نیروهای موازی با حمایت خارجی.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️«اسکریپت» و ری برندینگ تصویر سوریه ی جولانی
رویداد رسانهای و دیجیتال «اسکریپت» (Script) در شهر حلب سوریه آغاز به کار کرد. این برنامه که از اول سپتامبر با شعار «اینفلوئنسرها برای سوریه» آغاز شده است، میزبان صدها تولیدکننده محتوا
از داخل سوریه و دیگر کشورهای عربی است.
قصی المصری، مدیر معاونت تولیدکنندگان محتوا در وزارت رسانه سوریه،این رویداد را گامی تازه در تقویت بنیانهای اجتماعی دانست و تأکید کرد: «هدف ما گردآوردن تأثیرگذاران رسانهای در چارچوبی واحد است؛ چارچوبی که افقهای جدیدی از مشارکت و تکامل میان فعالان رسانهای سوریه و جهان عرب خواهد گشود.»
به نظر میرسد برگزاری چنین رویدادهایی تلاشی است در جهت بازتعریف و بازآفرینی تصویر «سوریه جولانی». تصویری که به دلیل پیشینه مبارزاتی و گرایشهای ایدئولوژیک رهبران سوریه، اغلب با برداشتهایی از افراطگرایی دینی گره خورده است. رهبران این کشور اکنون میکوشند با برگزاری چنین نشستهایی، این تصویر را بزدایند و چهرهای معتدل و روشنفکرانه از خود ارائه دهند. با این حال، این رویکرد واکنش منفی جریانهای سلفی افراطی را نیز به همراه داشته است؛ آنان به نحوه برگزاری مراسم و حتی حضور زنان بیحجاب اعتراض کردهاند. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که جامعه و حاکمیت سوریه دربرگیرنده طیفهای متضادی است که هر یک بهعنوان ذینفع (stakeholder) در مسیر آینده کشور تأثیرگذار خواهند بود.
از سوی دیگر، ایجاد شبکه ای گسترده از فعالان رسانه ای کشورهای مختلف می تواند به حاکمان جدید سوریه در مدیریت افکار عمومی یاری رساند. تجربه رویدادهایی مانند اعتراضات لاذقیه و سویدا نشان داد که عملیات رسانهای (Media Operations) می تواند سهمی تعیینکننده در مدیریت افکار عمومی داشته باشد.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ رمزگشایی از کارزارهای نفوذ ایران در عراق
اندیشکده آمریکایی Foreign Policy Research Institute طی یادداشتی به سیاستهای رسانهای ایران و محور مقاومت در عراق در راستای تأمین منافع این محور و تقویت پایگاه اجتماعی آن در این کشور پرداخته است که در ادامه خلاصهای از این مقاله بیان خواهد شد.
۱. محور مقاومت و کارکردهای چندوجهی آن
نقش محور مقاومت در عراق فراتر از میدان نبرد است و دارای شاخههای سیاسی، مذهبی و رسانهای نیز میباشند. همین چندوجهی بودن، آنها را به ابزارهای حیاتی قدرت نرم و سخت ایران بدل کرده است. گروههای مقاومت در قالب «حشد الشعبی» در ساختار امنیتی رسمی عراق نهادینه شدهاند. در عرصه سیاسی نیز جناحهای وابسته به محور مقاومت در قالب چارچوب هماهنگی شیعی ائتلاف حاکم را در اختیار دارند و توانستهاند وفاداران خود را در مناصب کلیدی دولت بگمارند. اما شکاف میان نخستوزیر محمد شیاع سودانی و رهبران تندروی این چارچوب،خطر از دست رفتن این نفوذ را در انتخابات نوامبر آینده به همراه دارد.
۲. اهمیت روایتسازی در سیاست نفوذ ایران
در عراق، رسانههای وابسته به گروههای مقاومت میدان اصلی این جنگ روایتها هستند. هر یک روایت خاص خود را برای جلب مخاطب عراقی دنبال میکنند اما همزمان در چارچوب اهداف استراتژیک تهران هماهنگ عمل مینمایند. برخی روایتها برای اقناع نیستند بلکه برای گیجکردن یا ایجاد دوگانگی طراحی میشوند. تناقضگویی (مثلا تهدید تند و سپس عقبنشینی) امکان «انکارپذیری» را فراهم میسازد و مانع از پیشبینی دقیق نیت واقعی میگردد.
۳. محورهای اصلی روایتسازی در عراق
الف) ترکیه بهعنوان تهدید منطقهای
رسانههای عراقی محور مقاومت ترکیه را «اشغالگر» و «امپراتوری اردوغان» معرفی میکنند. دلیل اصلی، حضور نظامی ترکیه در شمال عراق و سوریه و همکاری فزاینده بغداد–آنکاراست که تهدیدی برای نفوذ ایران تلقی میشود. این روایتها با تأکید بر «حاکمیت ملی» و ضدیت با مداخلات خارجی در جامعه عراق طنینانداز میشوند. تهدید کتائب سیدالشهدا برای حمله به پایگاههای ترکیه یا اتهامزنی به واحدهای سنی و مسیحی حشد بهعنوان مزدوران ترکیه، بخشی از این کارزار تبلیغی است.
ب) دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع (ابومحمد جولانی سابق)
رسانههای محور مقاومت در عراق الشرع را با نام جهادی سابقش «الجولانی» و بهعنوان «تروریست» معرفی میکنند. انتشار گسترده گزارشهای اغلب جعلی درباره جنایت علیه اقلیتها، دعوت سودانی از الشرع برای اجلاس اتحادیه عرب در بغداد و کارزار رسانهای گسترده علیه این دعوت، نشان میدهد که محور مقاومت چگونه ترس از بازگشت خشونت فرقهای را در عراق فعال میکند تا رقبای سیاسی خود را تضعیف سازد.
ج) تاکتیک «تقیه» و دوگانگی پیامها
یکی از ویژگیهای کلیدی نفوذ ایران استفاده از پیامهای متناقض برای مخاطبان متفاوت است. بهعنوان نمونه، قیس خزعلی در یک خطبه از «نبرد آخرالزمانی» سخن گفت، اما در رسانه رسمی عراق چند روز بعد بر گفتوگوی عملگرایانه با آمریکا تأکید کرد. این تناقضها تصادفی نیست بلکه بخشی از استراتژی «ابهام سازنده» ایران است. از یک سو پیام آرامش برای غرب ارسال میشود و از سوی دیگر در رسانههای داخلی از مقاومت و دشمنی بیامان سخن گفته میشود.
د) جنگ اسرائیل–ایران و فرصتهای جدید
حملات هوایی اسرائیل علیه زیرساختهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ واکنش شدید لفظی محور مقاومت عراق را در پی داشت، اما در عمل اقدامی بزرگ صورت نگرفت. دلیل این خویشتنداری دو چیز بود: ترس از واکنش مردم عراق و خطر نابودی اهرمهای باقیمانده ایران در منطقه.در عوض، محور مقاومت از فرصت استفاده کرد تا رقبای داخلی را هدف گیرد؛ مثلا اتهام به اقلیم کردستان در میزبانی از موساد و حملات موشکی به زیرساختهای نفتی آن که تولید نفت کردستان را به نصف رساند.
۴. آینده حشد الشعبی و نبرد بر سر آن
ریشه اصلی همه این روایتها، تلاش ایران برای حفظ کنترل بر حشد الشعبی است؛ نهادی که از سال ۲۰۱۴ در عراق نهادینه شد و اکنون ابزار اصلی نفوذ تهران است. آمریکا و جریان صدر بارها خواستار خلع سلاح آن شدهاند. رسانههای مقاومت این خواستهها را «توطئه خارجی» معرفی میکنند.
۵. چشمانداز آینده
این مجموعه روایتها نشان میدهد ایران در پی آن است که در شرایط ضعف منطقهای، نفوذ خود در عراق را بهعنوان پشتوانه اصلی حفظ کند. انتخابات نوامبر آزمونی سرنوشتساز خواهد بود. پیشبینی میشود رسانههای محور مقاومت با ترکیبی از رسانهسازی پرخاشگرانه، پیامهای متناقض و خشونت کنترلشده تلاش کنند هم رقبای داخلی را تضعیف کنند و هم از درگیری مستقیم پرهیز نمایند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️خلع سلاح حزب الله و جدال دینی بر سر آن
مفتی اهل سنت لبنان در پیامی به مناسبت ولادت پیامبر اکرم صلوات الله علیه، ضمن تبریک این مناسبت به مسلمانان و مردم لبنان، از خلع سلاح حزب الله استقبال کرد. عبداللطیف دریان مفتی اهل سنت لبنان در این پیام ضمن بیان فضائل پیامبر اکرم ( ص ) و ضرورت یادآوی آن، بیان داشت که "وجود دولت با دو ارتش امکان پذیر نیست." وی همچنین اضافه کرد: " بازگرداندن سلاح به ارتش و دولت مساله ای است که سال ها پیش باید صورت می پذیرفت و مطالبه انحصار سلاح، مطالبه ای اصیل و لبنانی است." دریان همچنین با کنار هم قرار دادن مساله فساد و سلاح افزود: " گروههای مسلحی که در کشورهای عربی پراکندهاند، مانع از برپایی دولت برای همه شهروندان شدهاند و آن را منحصر به صاحبان سلاح کرده اند. ما نباید بر رهایی دولت از چنگال فساد و سلاح اختلاف داشته باشیم. و دیگر ممکن نیست که ائتلاف فساد و سلاح بر دولت لبنان چیره شود."
این سخنان دریان در حالی بیان می شود که چندی پیش پاتریاک مارونی های لبنان نیز در سخنان تندی ضمن متهم کردن ایران به دخالت در لبنان بر مساله خلع سلاح حزب الله تاکید کرده بود. بشاره پطرس الراعی در این سخنان که در مصاحبه با شبکه العربیه بیان شد گفت: "ایران آشکارا در لبنان دخالت می کند. و سخنان دبیر کل حزب الله مبالغه آمیز و بازی سیاسی است. و شیعیان نیز از جنگ خسته شده اند و می خواهند در صلح و سلامت زندگی کنند" راعی همچنین در سخنانی عجیب مدعی شد: "در آینده اگر شرایط، مناسب باشد مانعی برای صلح با اسرائیل وجود ندارد!" پطرس بشارة الراعی در حالی مدعی دخالت ایران است که دخالت عربستان در انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان و لابی با نماینده های مجلس این کشور تا حدی آشکار بود که اعتراض بسیاری از لبنانیها را برانگیخت. تا جایی که آن را یادآور دوران استعمار فرانسه بر این کشور دانستند.
از طرف دیگر سخنان راعی با واکنش تند شیخ احمد قبلان مفتی جعفری لبنان روبه رو شد. شیخ احمد قبلان در پیامی ضمن خائنانه خواندن تصمیم خلع سلاح حزب الله ، بیان داشت: " سلاح حزب الله و حرکت امل سلاح خداوند است. و انشالله هیچ قدرتی روی زمین قادر به خلع این سلاح نیست." وی همچنین در جواب پاتریک راعی که مدعی خسته شدن شیعیان شده بود گفت: " شیعیان از تسلیم شدن، خیانت و شهادتهای دروغ خسته شده اند. و اگر در لبنان، طایفهای باشد که مشتاق نثار خون، بهترین جوانان و بزرگترین امکاناتش در راه این وطن عزیز باشد، آن طایفه شیعه است؛ بلکه طایفه مقاومت است با همه طیفها و چهرههایش.»
ورود شخصیت های دینی به مساله خلع سلاح حزب الله، واکنش های زیادی را برانگیخت. بسیاری از تحلیل گران معتقدند این مساله ممکن است به بحرانی تر شدن شرایط بینجامد و زمینه را برای درگیری های مذهبی آماده کند.
در همین زمینه، باید به نقش عربستان سعودی نیز اشاره کرد. عربستان با تکیه بر قدرت مالی خود نه تنها بر سیاستمداران لبنانی نفوذ دارد، بلکه بر دیگر حوزه ها از جمله نهادهای دینی نیز اثرگذار است. نکته قابل توجه این است که این نفوذ و اثرگذاری فقط به جامعه سنی محدود نمی شود؛ بلکه دیگر ادیان و مذاهب از جمله مسیحیان را نیز دربرمی گیرد. امری که در آینده می تواند منشاء حوادث و تحولات بسیاری شود.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ عراق در آستانه جمعیت ۷۵ میلیون نفری و برنامههای «جسورانه» برای مقابله با آن
وبسایت عراقی شفق نیوز طی گزارشی به رشد جمعیت عراق و چالشها و فرصتهای آن اشاره کرده است. در ادامه به بخشهایی از این گزارش اشاره خواهد شد. عراق شاهد رشد جمعیت پیوستهای است که سالانه حدود ۲.۵ درصد بر جمعیت کشور میافزاید؛ یعنی بیش از یک میلیون نفر در سال. بر اساس نتایج سرشماری سراسری که در سال ۲۰۲۴ انجام شد، جمعیت عراق طبق اعلام وزارت برنامهریزی این کشور، اکنون ۴۶ میلیون نفر است.این افزایش جمعیت، بنا به نظر کارشناسان، تأثیرات مثبت و منفی بر اقتصاد محلی دارد؛ به این معنا که میتواند «اکنون باری سنگین و در آینده فرصتی بزرگ» باشد. بر این اساس جمعیت عراق تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۷۵میلیون نفر خواهد رسید.
افزایش جمعیت در کفه ترازو
کارشناس اقتصادی مصطفی فرج تأکید میکند «رشد جمعیت فشار زیادی بر مدرسه، درمانگاه، خیابان، مسکن و بازار کار وارد کرده و نرخ بیکاری عمومی را به حدود ۱۵درصد و بیکاری جوانان را به ۳۲ درصد رسانده است».اما به گفته پژوهشگر اقتصادی حورا یاسری، نیروی کار جوان میتواند به رشد اقتصادی کمک کند؛ چرا که جوانان بهویژه در حوزههای فناوری و انرژیهای تجدیدپذیر سرچشمه نوآوری هستند.
فشار سنگین بر منابع
با این حال، یاسری تأکید میکند که «رشد سریع جمعیت (حدود یک میلیون نفر در سال) فشار زیادی بر منابعی مانند آب و انرژی وارد میکند، و انتظار میرود سرانه آب به دلیل تغییرات اقلیمی به سطح بحرانی کاهش یابد». به گفته او، رشد جمعیت همچنین باعث میشود «سهم فرد از خدمات بهداشتی و آموزشی کمتر شود، و این مانع از توسعه سرمایه انسانی لازم برای بهرهگیری از فرصتهای ناشی از روند رشد جمعیت خواهد شد». یاسری هشدار میدهد «افزایش تقاضا در برابر محدودیت منابع بهویژه با کندی رشد بخش غیرنفتی ، تورم ایجاد میکند».
مقابله با رشد جمعیت
وزارت برنامهریزی عراق پیشتر در سال ۲۰۲۴ «سند ملی سیاست جمعیتی» را منتشر کرد؛ سندی که به گفته سخنگوی این وزارتخانه عبدالزهره هنداوی شامل ۱۱محور است و از کودکی تا کهنسالی زندگی انسان را پوشش میدهد. هنداوی در گفتوگو با شفقنیوز توضیح میدهد «این محورها بر دستیابی به توازن میان رشد جمعیت و نیازهای حیاتی مانند بهداشت، آموزش و مسکن تمرکز دارند. همچنین توانمندسازی جوانان و زنان، حمایت از اقشار آسیبپذیر مانند سالمندان، معلولان و کودکان نیازمند مراقبت ویژه، مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش اثرات آن و موارد دیگر را شامل میشوند». او اضافه میکند «این سیاست جمعیتی در برنامه پنجساله ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ نیز گنجانده شده که شامل طرحها، سیاستها و اهداف در همه این محورهاست. نهادهای مرتبط مأمور اجرای آن هستند تا توسعه اقتصادی و اجتماعی مورد نیاز عراق تحقق یابد».
مسیرهای پیشنهادی برای سرمایهگذاری بر روی انفجار جمعیت
همزمان با سیاست دولت در رابطه با جمعیت، کارشناسان اقتصادی مصطفی فرج و حوراء یاسری نقشهای از مسیرهای سریع و قابل سنجش برای بهرهگیری از این «انفجار جمعیت» در خدمت اقتصاد عراق ترسیم راکردهاند. فرج میگوید «راهحل از آموزش متناسب با بازار آغاز میشود؛ از طریق دو برابر کردن ظرفیت آموزش حرفهای و فنی و پیوند آن با زنجیرههای ارزش داخلی (مانند کشاورزی با فناوری نوین، صنایع سبک و خدمات دیجیتال)».
او بر اهمیت «بهکارگیری جوانان و زنان و پیوند دادن مشوقهای استخدام با دستمزد و بهرهوری در پروژههای کوچک و متوسط و همچنین رفع موانع مشارکت اقتصادی زنان (مانند خدمات نگهداری از کودکان، حملونقل ایمن و قوانین کاری انعطافپذیر)» تأکید میکند. به گفته او، مسیر دیگر مربوط است به ایجاد زیرساختهای «اشتغالزا» از طریق برنامهای برای جادهها، آب، برق و مسکن شهری است که تأمین مالی آن با اثر اشتغالزایی محلی و زنجیرههای تأمین عراقی گره خورده باشد.
از سوی دیگر، حورا یاسری خواستار آن است که از «انفجار جمعیت» بهوسیله «تنوعبخشی به اقتصاد از طریق توسعه بخشهای غیرنفتی برای ایجاد فرصتهای شغلی تازه، و نیز سرمایهگذاری در سرمایه انسانی از طریق افزایش هزینههای آموزش و بهداشت» استفاده شود. او همچنین بر «توسعه زیرساختها از رهگذر سرمایهگذاری در حوزههای آب و انرژی برای مقابله با فشارهای روزافزون، اجرای برنامههای آگاهیبخشی درباره سیاستهای جمعیتی و توانمندسازی زنان برای کنترل رشد جمعیت و در نهایت مبارزه با فساد از طریق تقویت حکمرانی بهمنظور تضمین کارآمدی سرمایهگذاریها» تأکید میکند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ کنار گذاشتن قانون اصلاحات ساختار حشد الشعبی؛ دلایل و پیامدها
نویسنده: شهاب نورانیفر
در تاریخ ۲۷ اوت سال جاری، حسین بطاط، نماینده مجلس از فراکسیون دولت قانون، اعلام کرد که دولت، قانون اصلاحات حشد الشعبی را بدون ذکر دلایل از مجلس نمایندگان پس گرفته است.[1] در همین راستا، سخنگوی کتائب سیدالشهدا، کاظم فرطوسی دلیل پس گرفتن پیشنویس این قانون توسط دولت را شانه خالی کردن برخی از فراکسیونها از «مسؤولیت شرعی، قانونی و اخلاقی خود، در صدر آنها نمایندگان اهل سنت» دانست...
🔗 ادامه مطلب:
syaaq.com/35114
🏷 #حشد_الشعبی #عراق #قانون_اصلاحات
@syaaq_ir
⭕️ آیا عراق به میدان نفتی چین زیر چتر ایران تبدیل میشود؟
وبسایت نون بوست طی یادداشتی به افزایش نفوذ شرکتهای نفتی چینی در عراق زیر سایه حمایت ایران و گروههای مقاومت این کشور پرداخته است. در ادامه بخشهایی از این یادداشت خواهیم پرداخت. در سالهای اخیر، عراق به یکی از مهمترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیک و اقتصادی میان قدرتهای جهانی بدل شده است. با خروج تدریجی شرکتهای بزرگ غربی از بخش انرژی عراق، شرکتهای نفتی چینی ورود پرشتاب داشتهاند.
نفوذ چینیها در صنعت نفت عراق
شرکتهای نفتی مستقل چینی بهسرعت حضور خود در بازار عراق را گسترش دادهاند و قصد دارند تا سال ۲۰۳۰ تولید نفت خود را به ۵۰۰ هزار بشکه در روز برسانند. در حالی که شرکتهای بزرگی مانند اکسون موبیل و شل از عراق خارج میشوند، شرکتهای کمتر شناختهشده چینی همچون جیو-گاید پترولیوم، ژنهوا، یونایتد انرژی و چونگمان جای آنها را پر میکنند. این شرکتها موفق شدند در دور اخیر قراردادهای نفتی عراق، نیمی از مجوزهای اکتشاف را به دست آورند.
بهطور خاص، شرکت جیو-جاید پترولیوم قراردادی به ارزش ۸۴۸ میلیون دلار برای توسعه میدان نفتی طوبه در بصره امضا کرده که شامل ساخت پالایشگاه، مجتمع پتروشیمی و نیروگاه نیز میشود. همچنین ژنهوا در استان نجف در نزدیکی مرز عربستان مشغول حفر چهار میدان اکتشافی است. دیگر شرکتهای چینی نیز در میادین بغداد، مرکز فرات و شرق عراق حضور فعال دارند. این تحرکات همزمان با اجرای دوباره توافق «نفت در برابر پروژهها» میان بغداد و پکن صورت گرفته است؛ توافقی که بر اساس آن عراق روزانه ۱۵۰ هزار بشکه نفت به چین صادر میکند و در مقابل، شرکتهای چینی باید پروژههای زیربنایی در عراق اجرا کنند. اگرچه این توافق تاکنون فقط به ساخت حدود هزار مدرسه منجر شده است.
چرا چین بهسرعت جای غرب را گرفت؟
یکی از دلایل اصلی نفوذ فزاینده چین، خروج شرکتهای غربی از عراق است. این شرکتها به دلیل شرایط امنیتی، فشارهای سیاسی و دشواریهای اداری ترجیح دادهاند سرمایه خود را از عراق خارج کنند. در مقابل، شرکتهای چینی بهویژه مستقلها، انعطاف بیشتری نشان میدهند، با سرعت بیشتری پروژهها را پیش میبرند و حاضرند در محیطهای پرخطر فعالیت کنند. چینیها با تکیه بر تجهیزات و نیروی کار بومی خود هزینهها را پایین میآورند و زمان توسعه میادین را به سه سال کاهش میدهند، در حالی که شرکتهای غربی معمولا بین پنج تا ده سال زمان نیاز دارند.
این ویژگیها باعث شده که بغداد همکاری با چینیها را گزینهای سریعتر و عملیتر برای دستیابی به هدف افزایش تولید نفت تا بیش از ۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۹ بداند. از دید دولت عراق، شرکتهای چینی مزیت دیگری هم دارند: آنها برخلاف غربیها شرط سیاسی نمیگذارند و در مسائل داخلی کشورها مداخله نمیکنند. افزون بر این، روابط نزدیک پکن با تهران، امنیت سرمایهگذاریهای چین در عراق را تضمین میکند، زیرا ایران میتواند بر گروههای مسلح شیعی فشار بیاورد تا از منافع چین حفاظت کنند.
ابعاد ژئوپلیتیک حضور چین
حضور گسترده چین در بازار نفت عراق تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه ابعاد ژئوپلیتیک عمیقی نیز در بر دارد. چین بهدنبال تنوعبخشی به منابع انرژی خود و تضمین تأمین پایدار است و عراق دومین تولیدکننده بزرگ نفت اوپک جایگاهی کلیدی در این راهبرد دارد. با توجه به رقابت استراتژیک میان واشنگتن و پکن، نفوذ چینیها در عراق به معنای از دست رفتن یک عرصه مهم برای ایالات متحده است.
نگرانیها و انتقادات
با وجود این مزایا، کارشناسان عراقی و بینالمللی نگرانیهای جدی مطرح میکنند:
1. فقدان انتقال فناوری: شرکتهای غربی پیشرفتهترین فناوریها را وارد عراق میکردند، اما چینیها بیشتر از تجهیزات داخلی خود استفاده میکنند و تمایلی به انتقال دانش ندارند.
2. اشتغال محدود برای عراقیها: وابستگی گسترده به نیروی کار چینی باعث شده فرصتهای شغلی برای شهروندان عراقی اندک باشد.
3. مخاطرات زیستمحیطی: برای کاهش هزینهها، برخی شرکتهای چینی ممکن است اصول ایمنی و زیستمحیطی را نادیده بگیرند.
4. نفوذ سیاسی بلندمدت چین: وابستگی شدید به پکن میتواند استقلال تصمیمگیری بغداد را تهدید کند.
5. شفافیت پایین قراردادها: برخی ناظران بیم آن دارند که این قراردادها در بستر فساد یا روابط غیرشفاف منعقد شده باشند و منافع عراق را بهطور کامل تضمین نکنند.
نگاه آمریکا
از منظر واشنگتن، تحولات کنونی در عراق نگرانکننده است. آمریکا بیم آن دارد که تغییر رویه نفتی عراق به سمت چین، بخشی از ائتلاف شرقی به رهبری پکن باشد و جایگاه ایالات متحده در منطقه را بیش از پیش تضعیف کند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️دولت لبنان در انتظار آمریکا و عربستان
محمدسامان اقدامی
دیروز جلسه کابینه دولت لبنان برگزار شد و فرمانده ارتش طرح خود را برای تسلیم سلاح حزب الله تحویل دولت داد. در ابتدای جلسه و پس از حضور فرمانده ارتش، وزرای شیعه جلسه را ترک کردند تا بدین وسیله جلسه را از "میثاقیت" ساقط کنند. هر چند بر خلاف نقل برخی از رسانه ها که مدعی برخورد سرد وزرای شیعه و فرمانده ارتش بودند، وزیر محیط زیست لبنان، خانم "تمارا زین" این ادعا را تکذیب کرد و بیان داشت که ما نه "در هنگام" ورود فرمانده ارتش، بلکه "پس از" ورود او و نیز پس از قدردانی از او جلسه را ترک کردیم.
سپس رادولف هیکل فرمانده ارتش لبنان طرح خود مبنی بر تحویل سلاح حزب الله را به دولت لبنان تحویل داد و جلسه هیات دولت پس از بررسی طرح های مختلف و بدون تصویب طرح فرمانده ارتش به پایان رسید. پس از جلسه نیز پل مرقص وزیر رسانه لبنان به میان اصحاب رسانه آمد و ضمن استقبال هیات دولت از طرح فرمانده ارتش برای خلع سلاح حزب الله، حملات اسرائیل به لبنان را مانعی برای اجرای این طرح دانست.
هر چند این سخنان را می توان نوعی تغییر و تلطیف موضع دولت لبنان نسبت به مساله خلع سلاح حزب الله دانست؛ اما هنوز نمی توان به طور قطعی در مورد آن اظهار نظر کرد. خصوصا آن که رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان در این مدت نشان داده اند که هیچ اراده ای از خود ندارند و عملا مجری اراده آمریکا و عربستان سعودی هستند. لذا در همین راستا سفر امروز "براد کوپر" فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا به بیروت قابل اهمیت است.
باید دید در روزهای آینده دو طرف و کشورهای حامی شان چه تصمیم ها و چه واکنش هایی را خواهند داشت. اما آنچه واضح است روزهای سخت و پیچیده ای در انتظار لبنان خواهد بود.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ ارقام «شوکآور» از بحران آب؛ بغداد در آستانه تشنگی و کاهش سرانه سالانه
وبسایت عراقی شفق نیوز طی گزارشی به موضوع بحران آب عراق و تأثیر آن در بغداد پرداخته است که در ادامه به بخشهایی از آن اشاره خواهد شد. تقریبا زمانی دجله و فرات زمینهای عراق، بهویژه بغداد را با میلیاردها متر مکعب آب در سال تغذیه میکردند. در سال ۱۹۵۸، عراق سالانه حدود ۹۵ میلیارد متر مکعب آب دریافت میکرد، در حالیکه جمعیت کشور کمتر از هفت میلیون نفر بود. آن زمان رودها پرآب بودند، زمینها سبز، و هیچکس تصور نمیکرد که روزی «سرزمین بینالنهرین» با خطر بیآبی روبهرو شود. اما امروز، با جمعیتی بیش از ۴۶ میلیون نفر، منابع آبی عراق به کمتر از نصف رسیده، ذخایر آبی کاهش یافته، در این شرایط، اهمیت بررسی وضعیت بغداد دوچندان میشود؛ شهری که مستقیما به ذخایر آبی و ورودیهای دجله و فرات متکی است.
ارقام نگرانکننده
طبق دادههای دقیق، عراق در حال حاضر تنها حدود ۸میلیارد متر مکعب آب در اختیار دارد؛ یعنی تنها ۸ درصد ظرفیت کلی سدها و مخازن (حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب). ورودیهای دجله و فرات به شدت متغیر و بیثباتاند. در مقابل، میزان مصرف داخلی بیش از ۹۰۰متر مکعب در ثانیه است؛ یعنی روزانه نزدیک به ۷۸ میلیون متر مکعب برای آب آشامیدنی و جریان زیستمحیطی. تأمین این حجم در شرایط کنونی بسیار دشوار شده است.
بر اساس آمار، کل ورودی آب به عراق ماهانه تنها ۱.۱۹میلیارد متر مکعب است، در حالیکه مصرف واقعی به ۲.۵۳ میلیارد متر مکعب در ماه میرسد؛ این به معنای شکاف بزرگی میان عرضه و تقاضاست. از ترکیه، ورودی آب به کمتر از ۲۰۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یافته، در حالیکه عراق اکنون ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه آبرهاسازی میکند. در گذشته این رقم حتی تا ۸۵ متر مکعب در ثانیه هم پایین آمده بود. از سوی دیگر، اغلب رودهای فصلی ایران که به عراق سرچشمه داشتند، در سالهای اخیر به دلیل کاهش بارش و برف خشک شدهاند. تنها رود «کارون» با دبی ۴۰ تا ۸۰ متر مکعب بر ثانیه به سمت اروند رود سرازیر میشد، اما اکنون جریان آن هم متوقف شده و آسیب بزرگی به اروند رود وارد کرده است.
نیازهای بغداد
پایتخت عراق روزانه به حدود ۵۷ متر مکعب در ثانیه آب نیاز دارد تا آب شرب مردم تأمین شود؛ این به معنای نزدیک به ۵ میلیون متر مکعب در روز، بدون در نظر گرفتن مصارف کشاورزی، برق و دیگر نیازهاست. بر اساس طرحها، سهم هر فرد در بغداد ۲۰۰ لیتر در روز برآورد شده، اما مصرف واقعی بیش از این است. طبق پیشبینیها، تا سال ۲۰۳۰ سهم هر شهروند عراقی سالانه به ۴۷۹ متر مکعب میرسد؛ در حالیکه استاندارد سازمان بهداشت جهانی ۱۷۰۰ متر مکعب است.
گرچه پیشبینیها نشان میدهد بغداد دچار قطع کامل آب آشامیدنی نخواهد شد، اما خطر بزرگتر آلودگی آب است. کاهش شدید دبی رودخانه باعث بازگشت پساب فاضلاب به دجله خواهد شد که تهدیدی جدی برای محیط زیست و سلامت عمومی، بهویژه در پایتخت است. اگر زمستان پیشِ رو کمبارش باشد، بحران شدیدتر خواهد شد. در حال حاضر سالانه حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب آب وارد عراق میشود، اما مدیریت ضعیف و استفاده از شیوههای سنتی در کشت گندم و برنج، بخش بزرگی از این منابع حیاتی را هدر میدهد.
اطمینانبخشی دولت
«تورهان مفتي»، مشاور نخستوزیر در امور آب، تأکید کرده «عراق با کمآبی دستوپنجه نرم میکند، نه خشکسالی مطلق. بغداد به آب دجله و فرات متکی است و چون این رودها هنوز جریان دارند، جای نگرانی جدی نیست». او افزود که دولت اخیرا در بغداد مخزن سطحی بزرگی برای ذخیره آب آشامیدنی ساخته تا خطرات احتمالی کاهش منابع آبی را کاهش دهد.
ابعاد گسترده بحران
خشکسالی در عراق دیگر فقط خسارت کشاورزان و کاهش تولید محصولات را شامل نمیشود. طبق آمار وزارت کشاورزی، سطح زمینهای زراعی در چند سال اخیر نزدیک به نصف شده است. این بحران اکنون به آب آشامیدنی هم رسیده و در بسیاری مناطق، تأسیسات پمپاژ قادر به تأمین نیاز مردم نیستند. این در حالی است که خشکسالی امسال عراق و شام ناشی از چند عامل است و مهمترین آن پایان پدیده النینو میباشد که موجب کاهش بارشها شد. او توضیح داد که خاورمیانه و شمال آفریقا تنها ۲ درصد منابع آبی تجدیدپذیر جهان را دارند، اما ۱۲ کشور این منطقه جزو آسیبپذیرترین کشورها در زمینه کمآبیاند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant