⭕️«اسکریپت» و ری برندینگ تصویر سوریه ی جولانی
رویداد رسانهای و دیجیتال «اسکریپت» (Script) در شهر حلب سوریه آغاز به کار کرد. این برنامه که از اول سپتامبر با شعار «اینفلوئنسرها برای سوریه» آغاز شده است، میزبان صدها تولیدکننده محتوا
از داخل سوریه و دیگر کشورهای عربی است.
قصی المصری، مدیر معاونت تولیدکنندگان محتوا در وزارت رسانه سوریه،این رویداد را گامی تازه در تقویت بنیانهای اجتماعی دانست و تأکید کرد: «هدف ما گردآوردن تأثیرگذاران رسانهای در چارچوبی واحد است؛ چارچوبی که افقهای جدیدی از مشارکت و تکامل میان فعالان رسانهای سوریه و جهان عرب خواهد گشود.»
به نظر میرسد برگزاری چنین رویدادهایی تلاشی است در جهت بازتعریف و بازآفرینی تصویر «سوریه جولانی». تصویری که به دلیل پیشینه مبارزاتی و گرایشهای ایدئولوژیک رهبران سوریه، اغلب با برداشتهایی از افراطگرایی دینی گره خورده است. رهبران این کشور اکنون میکوشند با برگزاری چنین نشستهایی، این تصویر را بزدایند و چهرهای معتدل و روشنفکرانه از خود ارائه دهند. با این حال، این رویکرد واکنش منفی جریانهای سلفی افراطی را نیز به همراه داشته است؛ آنان به نحوه برگزاری مراسم و حتی حضور زنان بیحجاب اعتراض کردهاند. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که جامعه و حاکمیت سوریه دربرگیرنده طیفهای متضادی است که هر یک بهعنوان ذینفع (stakeholder) در مسیر آینده کشور تأثیرگذار خواهند بود.
از سوی دیگر، ایجاد شبکه ای گسترده از فعالان رسانه ای کشورهای مختلف می تواند به حاکمان جدید سوریه در مدیریت افکار عمومی یاری رساند. تجربه رویدادهایی مانند اعتراضات لاذقیه و سویدا نشان داد که عملیات رسانهای (Media Operations) می تواند سهمی تعیینکننده در مدیریت افکار عمومی داشته باشد.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ رمزگشایی از کارزارهای نفوذ ایران در عراق
اندیشکده آمریکایی Foreign Policy Research Institute طی یادداشتی به سیاستهای رسانهای ایران و محور مقاومت در عراق در راستای تأمین منافع این محور و تقویت پایگاه اجتماعی آن در این کشور پرداخته است که در ادامه خلاصهای از این مقاله بیان خواهد شد.
۱. محور مقاومت و کارکردهای چندوجهی آن
نقش محور مقاومت در عراق فراتر از میدان نبرد است و دارای شاخههای سیاسی، مذهبی و رسانهای نیز میباشند. همین چندوجهی بودن، آنها را به ابزارهای حیاتی قدرت نرم و سخت ایران بدل کرده است. گروههای مقاومت در قالب «حشد الشعبی» در ساختار امنیتی رسمی عراق نهادینه شدهاند. در عرصه سیاسی نیز جناحهای وابسته به محور مقاومت در قالب چارچوب هماهنگی شیعی ائتلاف حاکم را در اختیار دارند و توانستهاند وفاداران خود را در مناصب کلیدی دولت بگمارند. اما شکاف میان نخستوزیر محمد شیاع سودانی و رهبران تندروی این چارچوب،خطر از دست رفتن این نفوذ را در انتخابات نوامبر آینده به همراه دارد.
۲. اهمیت روایتسازی در سیاست نفوذ ایران
در عراق، رسانههای وابسته به گروههای مقاومت میدان اصلی این جنگ روایتها هستند. هر یک روایت خاص خود را برای جلب مخاطب عراقی دنبال میکنند اما همزمان در چارچوب اهداف استراتژیک تهران هماهنگ عمل مینمایند. برخی روایتها برای اقناع نیستند بلکه برای گیجکردن یا ایجاد دوگانگی طراحی میشوند. تناقضگویی (مثلا تهدید تند و سپس عقبنشینی) امکان «انکارپذیری» را فراهم میسازد و مانع از پیشبینی دقیق نیت واقعی میگردد.
۳. محورهای اصلی روایتسازی در عراق
الف) ترکیه بهعنوان تهدید منطقهای
رسانههای عراقی محور مقاومت ترکیه را «اشغالگر» و «امپراتوری اردوغان» معرفی میکنند. دلیل اصلی، حضور نظامی ترکیه در شمال عراق و سوریه و همکاری فزاینده بغداد–آنکاراست که تهدیدی برای نفوذ ایران تلقی میشود. این روایتها با تأکید بر «حاکمیت ملی» و ضدیت با مداخلات خارجی در جامعه عراق طنینانداز میشوند. تهدید کتائب سیدالشهدا برای حمله به پایگاههای ترکیه یا اتهامزنی به واحدهای سنی و مسیحی حشد بهعنوان مزدوران ترکیه، بخشی از این کارزار تبلیغی است.
ب) دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع (ابومحمد جولانی سابق)
رسانههای محور مقاومت در عراق الشرع را با نام جهادی سابقش «الجولانی» و بهعنوان «تروریست» معرفی میکنند. انتشار گسترده گزارشهای اغلب جعلی درباره جنایت علیه اقلیتها، دعوت سودانی از الشرع برای اجلاس اتحادیه عرب در بغداد و کارزار رسانهای گسترده علیه این دعوت، نشان میدهد که محور مقاومت چگونه ترس از بازگشت خشونت فرقهای را در عراق فعال میکند تا رقبای سیاسی خود را تضعیف سازد.
ج) تاکتیک «تقیه» و دوگانگی پیامها
یکی از ویژگیهای کلیدی نفوذ ایران استفاده از پیامهای متناقض برای مخاطبان متفاوت است. بهعنوان نمونه، قیس خزعلی در یک خطبه از «نبرد آخرالزمانی» سخن گفت، اما در رسانه رسمی عراق چند روز بعد بر گفتوگوی عملگرایانه با آمریکا تأکید کرد. این تناقضها تصادفی نیست بلکه بخشی از استراتژی «ابهام سازنده» ایران است. از یک سو پیام آرامش برای غرب ارسال میشود و از سوی دیگر در رسانههای داخلی از مقاومت و دشمنی بیامان سخن گفته میشود.
د) جنگ اسرائیل–ایران و فرصتهای جدید
حملات هوایی اسرائیل علیه زیرساختهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ واکنش شدید لفظی محور مقاومت عراق را در پی داشت، اما در عمل اقدامی بزرگ صورت نگرفت. دلیل این خویشتنداری دو چیز بود: ترس از واکنش مردم عراق و خطر نابودی اهرمهای باقیمانده ایران در منطقه.در عوض، محور مقاومت از فرصت استفاده کرد تا رقبای داخلی را هدف گیرد؛ مثلا اتهام به اقلیم کردستان در میزبانی از موساد و حملات موشکی به زیرساختهای نفتی آن که تولید نفت کردستان را به نصف رساند.
۴. آینده حشد الشعبی و نبرد بر سر آن
ریشه اصلی همه این روایتها، تلاش ایران برای حفظ کنترل بر حشد الشعبی است؛ نهادی که از سال ۲۰۱۴ در عراق نهادینه شد و اکنون ابزار اصلی نفوذ تهران است. آمریکا و جریان صدر بارها خواستار خلع سلاح آن شدهاند. رسانههای مقاومت این خواستهها را «توطئه خارجی» معرفی میکنند.
۵. چشمانداز آینده
این مجموعه روایتها نشان میدهد ایران در پی آن است که در شرایط ضعف منطقهای، نفوذ خود در عراق را بهعنوان پشتوانه اصلی حفظ کند. انتخابات نوامبر آزمونی سرنوشتساز خواهد بود. پیشبینی میشود رسانههای محور مقاومت با ترکیبی از رسانهسازی پرخاشگرانه، پیامهای متناقض و خشونت کنترلشده تلاش کنند هم رقبای داخلی را تضعیف کنند و هم از درگیری مستقیم پرهیز نمایند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️خلع سلاح حزب الله و جدال دینی بر سر آن
مفتی اهل سنت لبنان در پیامی به مناسبت ولادت پیامبر اکرم صلوات الله علیه، ضمن تبریک این مناسبت به مسلمانان و مردم لبنان، از خلع سلاح حزب الله استقبال کرد. عبداللطیف دریان مفتی اهل سنت لبنان در این پیام ضمن بیان فضائل پیامبر اکرم ( ص ) و ضرورت یادآوی آن، بیان داشت که "وجود دولت با دو ارتش امکان پذیر نیست." وی همچنین اضافه کرد: " بازگرداندن سلاح به ارتش و دولت مساله ای است که سال ها پیش باید صورت می پذیرفت و مطالبه انحصار سلاح، مطالبه ای اصیل و لبنانی است." دریان همچنین با کنار هم قرار دادن مساله فساد و سلاح افزود: " گروههای مسلحی که در کشورهای عربی پراکندهاند، مانع از برپایی دولت برای همه شهروندان شدهاند و آن را منحصر به صاحبان سلاح کرده اند. ما نباید بر رهایی دولت از چنگال فساد و سلاح اختلاف داشته باشیم. و دیگر ممکن نیست که ائتلاف فساد و سلاح بر دولت لبنان چیره شود."
این سخنان دریان در حالی بیان می شود که چندی پیش پاتریاک مارونی های لبنان نیز در سخنان تندی ضمن متهم کردن ایران به دخالت در لبنان بر مساله خلع سلاح حزب الله تاکید کرده بود. بشاره پطرس الراعی در این سخنان که در مصاحبه با شبکه العربیه بیان شد گفت: "ایران آشکارا در لبنان دخالت می کند. و سخنان دبیر کل حزب الله مبالغه آمیز و بازی سیاسی است. و شیعیان نیز از جنگ خسته شده اند و می خواهند در صلح و سلامت زندگی کنند" راعی همچنین در سخنانی عجیب مدعی شد: "در آینده اگر شرایط، مناسب باشد مانعی برای صلح با اسرائیل وجود ندارد!" پطرس بشارة الراعی در حالی مدعی دخالت ایران است که دخالت عربستان در انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان و لابی با نماینده های مجلس این کشور تا حدی آشکار بود که اعتراض بسیاری از لبنانیها را برانگیخت. تا جایی که آن را یادآور دوران استعمار فرانسه بر این کشور دانستند.
از طرف دیگر سخنان راعی با واکنش تند شیخ احمد قبلان مفتی جعفری لبنان روبه رو شد. شیخ احمد قبلان در پیامی ضمن خائنانه خواندن تصمیم خلع سلاح حزب الله ، بیان داشت: " سلاح حزب الله و حرکت امل سلاح خداوند است. و انشالله هیچ قدرتی روی زمین قادر به خلع این سلاح نیست." وی همچنین در جواب پاتریک راعی که مدعی خسته شدن شیعیان شده بود گفت: " شیعیان از تسلیم شدن، خیانت و شهادتهای دروغ خسته شده اند. و اگر در لبنان، طایفهای باشد که مشتاق نثار خون، بهترین جوانان و بزرگترین امکاناتش در راه این وطن عزیز باشد، آن طایفه شیعه است؛ بلکه طایفه مقاومت است با همه طیفها و چهرههایش.»
ورود شخصیت های دینی به مساله خلع سلاح حزب الله، واکنش های زیادی را برانگیخت. بسیاری از تحلیل گران معتقدند این مساله ممکن است به بحرانی تر شدن شرایط بینجامد و زمینه را برای درگیری های مذهبی آماده کند.
در همین زمینه، باید به نقش عربستان سعودی نیز اشاره کرد. عربستان با تکیه بر قدرت مالی خود نه تنها بر سیاستمداران لبنانی نفوذ دارد، بلکه بر دیگر حوزه ها از جمله نهادهای دینی نیز اثرگذار است. نکته قابل توجه این است که این نفوذ و اثرگذاری فقط به جامعه سنی محدود نمی شود؛ بلکه دیگر ادیان و مذاهب از جمله مسیحیان را نیز دربرمی گیرد. امری که در آینده می تواند منشاء حوادث و تحولات بسیاری شود.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ عراق در آستانه جمعیت ۷۵ میلیون نفری و برنامههای «جسورانه» برای مقابله با آن
وبسایت عراقی شفق نیوز طی گزارشی به رشد جمعیت عراق و چالشها و فرصتهای آن اشاره کرده است. در ادامه به بخشهایی از این گزارش اشاره خواهد شد. عراق شاهد رشد جمعیت پیوستهای است که سالانه حدود ۲.۵ درصد بر جمعیت کشور میافزاید؛ یعنی بیش از یک میلیون نفر در سال. بر اساس نتایج سرشماری سراسری که در سال ۲۰۲۴ انجام شد، جمعیت عراق طبق اعلام وزارت برنامهریزی این کشور، اکنون ۴۶ میلیون نفر است.این افزایش جمعیت، بنا به نظر کارشناسان، تأثیرات مثبت و منفی بر اقتصاد محلی دارد؛ به این معنا که میتواند «اکنون باری سنگین و در آینده فرصتی بزرگ» باشد. بر این اساس جمعیت عراق تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۷۵میلیون نفر خواهد رسید.
افزایش جمعیت در کفه ترازو
کارشناس اقتصادی مصطفی فرج تأکید میکند «رشد جمعیت فشار زیادی بر مدرسه، درمانگاه، خیابان، مسکن و بازار کار وارد کرده و نرخ بیکاری عمومی را به حدود ۱۵درصد و بیکاری جوانان را به ۳۲ درصد رسانده است».اما به گفته پژوهشگر اقتصادی حورا یاسری، نیروی کار جوان میتواند به رشد اقتصادی کمک کند؛ چرا که جوانان بهویژه در حوزههای فناوری و انرژیهای تجدیدپذیر سرچشمه نوآوری هستند.
فشار سنگین بر منابع
با این حال، یاسری تأکید میکند که «رشد سریع جمعیت (حدود یک میلیون نفر در سال) فشار زیادی بر منابعی مانند آب و انرژی وارد میکند، و انتظار میرود سرانه آب به دلیل تغییرات اقلیمی به سطح بحرانی کاهش یابد». به گفته او، رشد جمعیت همچنین باعث میشود «سهم فرد از خدمات بهداشتی و آموزشی کمتر شود، و این مانع از توسعه سرمایه انسانی لازم برای بهرهگیری از فرصتهای ناشی از روند رشد جمعیت خواهد شد». یاسری هشدار میدهد «افزایش تقاضا در برابر محدودیت منابع بهویژه با کندی رشد بخش غیرنفتی ، تورم ایجاد میکند».
مقابله با رشد جمعیت
وزارت برنامهریزی عراق پیشتر در سال ۲۰۲۴ «سند ملی سیاست جمعیتی» را منتشر کرد؛ سندی که به گفته سخنگوی این وزارتخانه عبدالزهره هنداوی شامل ۱۱محور است و از کودکی تا کهنسالی زندگی انسان را پوشش میدهد. هنداوی در گفتوگو با شفقنیوز توضیح میدهد «این محورها بر دستیابی به توازن میان رشد جمعیت و نیازهای حیاتی مانند بهداشت، آموزش و مسکن تمرکز دارند. همچنین توانمندسازی جوانان و زنان، حمایت از اقشار آسیبپذیر مانند سالمندان، معلولان و کودکان نیازمند مراقبت ویژه، مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش اثرات آن و موارد دیگر را شامل میشوند». او اضافه میکند «این سیاست جمعیتی در برنامه پنجساله ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ نیز گنجانده شده که شامل طرحها، سیاستها و اهداف در همه این محورهاست. نهادهای مرتبط مأمور اجرای آن هستند تا توسعه اقتصادی و اجتماعی مورد نیاز عراق تحقق یابد».
مسیرهای پیشنهادی برای سرمایهگذاری بر روی انفجار جمعیت
همزمان با سیاست دولت در رابطه با جمعیت، کارشناسان اقتصادی مصطفی فرج و حوراء یاسری نقشهای از مسیرهای سریع و قابل سنجش برای بهرهگیری از این «انفجار جمعیت» در خدمت اقتصاد عراق ترسیم راکردهاند. فرج میگوید «راهحل از آموزش متناسب با بازار آغاز میشود؛ از طریق دو برابر کردن ظرفیت آموزش حرفهای و فنی و پیوند آن با زنجیرههای ارزش داخلی (مانند کشاورزی با فناوری نوین، صنایع سبک و خدمات دیجیتال)».
او بر اهمیت «بهکارگیری جوانان و زنان و پیوند دادن مشوقهای استخدام با دستمزد و بهرهوری در پروژههای کوچک و متوسط و همچنین رفع موانع مشارکت اقتصادی زنان (مانند خدمات نگهداری از کودکان، حملونقل ایمن و قوانین کاری انعطافپذیر)» تأکید میکند. به گفته او، مسیر دیگر مربوط است به ایجاد زیرساختهای «اشتغالزا» از طریق برنامهای برای جادهها، آب، برق و مسکن شهری است که تأمین مالی آن با اثر اشتغالزایی محلی و زنجیرههای تأمین عراقی گره خورده باشد.
از سوی دیگر، حورا یاسری خواستار آن است که از «انفجار جمعیت» بهوسیله «تنوعبخشی به اقتصاد از طریق توسعه بخشهای غیرنفتی برای ایجاد فرصتهای شغلی تازه، و نیز سرمایهگذاری در سرمایه انسانی از طریق افزایش هزینههای آموزش و بهداشت» استفاده شود. او همچنین بر «توسعه زیرساختها از رهگذر سرمایهگذاری در حوزههای آب و انرژی برای مقابله با فشارهای روزافزون، اجرای برنامههای آگاهیبخشی درباره سیاستهای جمعیتی و توانمندسازی زنان برای کنترل رشد جمعیت و در نهایت مبارزه با فساد از طریق تقویت حکمرانی بهمنظور تضمین کارآمدی سرمایهگذاریها» تأکید میکند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ کنار گذاشتن قانون اصلاحات ساختار حشد الشعبی؛ دلایل و پیامدها
نویسنده: شهاب نورانیفر
در تاریخ ۲۷ اوت سال جاری، حسین بطاط، نماینده مجلس از فراکسیون دولت قانون، اعلام کرد که دولت، قانون اصلاحات حشد الشعبی را بدون ذکر دلایل از مجلس نمایندگان پس گرفته است.[1] در همین راستا، سخنگوی کتائب سیدالشهدا، کاظم فرطوسی دلیل پس گرفتن پیشنویس این قانون توسط دولت را شانه خالی کردن برخی از فراکسیونها از «مسؤولیت شرعی، قانونی و اخلاقی خود، در صدر آنها نمایندگان اهل سنت» دانست...
🔗 ادامه مطلب:
syaaq.com/35114
🏷 #حشد_الشعبی #عراق #قانون_اصلاحات
@syaaq_ir
⭕️ آیا عراق به میدان نفتی چین زیر چتر ایران تبدیل میشود؟
وبسایت نون بوست طی یادداشتی به افزایش نفوذ شرکتهای نفتی چینی در عراق زیر سایه حمایت ایران و گروههای مقاومت این کشور پرداخته است. در ادامه بخشهایی از این یادداشت خواهیم پرداخت. در سالهای اخیر، عراق به یکی از مهمترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیک و اقتصادی میان قدرتهای جهانی بدل شده است. با خروج تدریجی شرکتهای بزرگ غربی از بخش انرژی عراق، شرکتهای نفتی چینی ورود پرشتاب داشتهاند.
نفوذ چینیها در صنعت نفت عراق
شرکتهای نفتی مستقل چینی بهسرعت حضور خود در بازار عراق را گسترش دادهاند و قصد دارند تا سال ۲۰۳۰ تولید نفت خود را به ۵۰۰ هزار بشکه در روز برسانند. در حالی که شرکتهای بزرگی مانند اکسون موبیل و شل از عراق خارج میشوند، شرکتهای کمتر شناختهشده چینی همچون جیو-گاید پترولیوم، ژنهوا، یونایتد انرژی و چونگمان جای آنها را پر میکنند. این شرکتها موفق شدند در دور اخیر قراردادهای نفتی عراق، نیمی از مجوزهای اکتشاف را به دست آورند.
بهطور خاص، شرکت جیو-جاید پترولیوم قراردادی به ارزش ۸۴۸ میلیون دلار برای توسعه میدان نفتی طوبه در بصره امضا کرده که شامل ساخت پالایشگاه، مجتمع پتروشیمی و نیروگاه نیز میشود. همچنین ژنهوا در استان نجف در نزدیکی مرز عربستان مشغول حفر چهار میدان اکتشافی است. دیگر شرکتهای چینی نیز در میادین بغداد، مرکز فرات و شرق عراق حضور فعال دارند. این تحرکات همزمان با اجرای دوباره توافق «نفت در برابر پروژهها» میان بغداد و پکن صورت گرفته است؛ توافقی که بر اساس آن عراق روزانه ۱۵۰ هزار بشکه نفت به چین صادر میکند و در مقابل، شرکتهای چینی باید پروژههای زیربنایی در عراق اجرا کنند. اگرچه این توافق تاکنون فقط به ساخت حدود هزار مدرسه منجر شده است.
چرا چین بهسرعت جای غرب را گرفت؟
یکی از دلایل اصلی نفوذ فزاینده چین، خروج شرکتهای غربی از عراق است. این شرکتها به دلیل شرایط امنیتی، فشارهای سیاسی و دشواریهای اداری ترجیح دادهاند سرمایه خود را از عراق خارج کنند. در مقابل، شرکتهای چینی بهویژه مستقلها، انعطاف بیشتری نشان میدهند، با سرعت بیشتری پروژهها را پیش میبرند و حاضرند در محیطهای پرخطر فعالیت کنند. چینیها با تکیه بر تجهیزات و نیروی کار بومی خود هزینهها را پایین میآورند و زمان توسعه میادین را به سه سال کاهش میدهند، در حالی که شرکتهای غربی معمولا بین پنج تا ده سال زمان نیاز دارند.
این ویژگیها باعث شده که بغداد همکاری با چینیها را گزینهای سریعتر و عملیتر برای دستیابی به هدف افزایش تولید نفت تا بیش از ۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۹ بداند. از دید دولت عراق، شرکتهای چینی مزیت دیگری هم دارند: آنها برخلاف غربیها شرط سیاسی نمیگذارند و در مسائل داخلی کشورها مداخله نمیکنند. افزون بر این، روابط نزدیک پکن با تهران، امنیت سرمایهگذاریهای چین در عراق را تضمین میکند، زیرا ایران میتواند بر گروههای مسلح شیعی فشار بیاورد تا از منافع چین حفاظت کنند.
ابعاد ژئوپلیتیک حضور چین
حضور گسترده چین در بازار نفت عراق تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه ابعاد ژئوپلیتیک عمیقی نیز در بر دارد. چین بهدنبال تنوعبخشی به منابع انرژی خود و تضمین تأمین پایدار است و عراق دومین تولیدکننده بزرگ نفت اوپک جایگاهی کلیدی در این راهبرد دارد. با توجه به رقابت استراتژیک میان واشنگتن و پکن، نفوذ چینیها در عراق به معنای از دست رفتن یک عرصه مهم برای ایالات متحده است.
نگرانیها و انتقادات
با وجود این مزایا، کارشناسان عراقی و بینالمللی نگرانیهای جدی مطرح میکنند:
1. فقدان انتقال فناوری: شرکتهای غربی پیشرفتهترین فناوریها را وارد عراق میکردند، اما چینیها بیشتر از تجهیزات داخلی خود استفاده میکنند و تمایلی به انتقال دانش ندارند.
2. اشتغال محدود برای عراقیها: وابستگی گسترده به نیروی کار چینی باعث شده فرصتهای شغلی برای شهروندان عراقی اندک باشد.
3. مخاطرات زیستمحیطی: برای کاهش هزینهها، برخی شرکتهای چینی ممکن است اصول ایمنی و زیستمحیطی را نادیده بگیرند.
4. نفوذ سیاسی بلندمدت چین: وابستگی شدید به پکن میتواند استقلال تصمیمگیری بغداد را تهدید کند.
5. شفافیت پایین قراردادها: برخی ناظران بیم آن دارند که این قراردادها در بستر فساد یا روابط غیرشفاف منعقد شده باشند و منافع عراق را بهطور کامل تضمین نکنند.
نگاه آمریکا
از منظر واشنگتن، تحولات کنونی در عراق نگرانکننده است. آمریکا بیم آن دارد که تغییر رویه نفتی عراق به سمت چین، بخشی از ائتلاف شرقی به رهبری پکن باشد و جایگاه ایالات متحده در منطقه را بیش از پیش تضعیف کند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️دولت لبنان در انتظار آمریکا و عربستان
محمدسامان اقدامی
دیروز جلسه کابینه دولت لبنان برگزار شد و فرمانده ارتش طرح خود را برای تسلیم سلاح حزب الله تحویل دولت داد. در ابتدای جلسه و پس از حضور فرمانده ارتش، وزرای شیعه جلسه را ترک کردند تا بدین وسیله جلسه را از "میثاقیت" ساقط کنند. هر چند بر خلاف نقل برخی از رسانه ها که مدعی برخورد سرد وزرای شیعه و فرمانده ارتش بودند، وزیر محیط زیست لبنان، خانم "تمارا زین" این ادعا را تکذیب کرد و بیان داشت که ما نه "در هنگام" ورود فرمانده ارتش، بلکه "پس از" ورود او و نیز پس از قدردانی از او جلسه را ترک کردیم.
سپس رادولف هیکل فرمانده ارتش لبنان طرح خود مبنی بر تحویل سلاح حزب الله را به دولت لبنان تحویل داد و جلسه هیات دولت پس از بررسی طرح های مختلف و بدون تصویب طرح فرمانده ارتش به پایان رسید. پس از جلسه نیز پل مرقص وزیر رسانه لبنان به میان اصحاب رسانه آمد و ضمن استقبال هیات دولت از طرح فرمانده ارتش برای خلع سلاح حزب الله، حملات اسرائیل به لبنان را مانعی برای اجرای این طرح دانست.
هر چند این سخنان را می توان نوعی تغییر و تلطیف موضع دولت لبنان نسبت به مساله خلع سلاح حزب الله دانست؛ اما هنوز نمی توان به طور قطعی در مورد آن اظهار نظر کرد. خصوصا آن که رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان در این مدت نشان داده اند که هیچ اراده ای از خود ندارند و عملا مجری اراده آمریکا و عربستان سعودی هستند. لذا در همین راستا سفر امروز "براد کوپر" فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا به بیروت قابل اهمیت است.
باید دید در روزهای آینده دو طرف و کشورهای حامی شان چه تصمیم ها و چه واکنش هایی را خواهند داشت. اما آنچه واضح است روزهای سخت و پیچیده ای در انتظار لبنان خواهد بود.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ ارقام «شوکآور» از بحران آب؛ بغداد در آستانه تشنگی و کاهش سرانه سالانه
وبسایت عراقی شفق نیوز طی گزارشی به موضوع بحران آب عراق و تأثیر آن در بغداد پرداخته است که در ادامه به بخشهایی از آن اشاره خواهد شد. تقریبا زمانی دجله و فرات زمینهای عراق، بهویژه بغداد را با میلیاردها متر مکعب آب در سال تغذیه میکردند. در سال ۱۹۵۸، عراق سالانه حدود ۹۵ میلیارد متر مکعب آب دریافت میکرد، در حالیکه جمعیت کشور کمتر از هفت میلیون نفر بود. آن زمان رودها پرآب بودند، زمینها سبز، و هیچکس تصور نمیکرد که روزی «سرزمین بینالنهرین» با خطر بیآبی روبهرو شود. اما امروز، با جمعیتی بیش از ۴۶ میلیون نفر، منابع آبی عراق به کمتر از نصف رسیده، ذخایر آبی کاهش یافته، در این شرایط، اهمیت بررسی وضعیت بغداد دوچندان میشود؛ شهری که مستقیما به ذخایر آبی و ورودیهای دجله و فرات متکی است.
ارقام نگرانکننده
طبق دادههای دقیق، عراق در حال حاضر تنها حدود ۸میلیارد متر مکعب آب در اختیار دارد؛ یعنی تنها ۸ درصد ظرفیت کلی سدها و مخازن (حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب). ورودیهای دجله و فرات به شدت متغیر و بیثباتاند. در مقابل، میزان مصرف داخلی بیش از ۹۰۰متر مکعب در ثانیه است؛ یعنی روزانه نزدیک به ۷۸ میلیون متر مکعب برای آب آشامیدنی و جریان زیستمحیطی. تأمین این حجم در شرایط کنونی بسیار دشوار شده است.
بر اساس آمار، کل ورودی آب به عراق ماهانه تنها ۱.۱۹میلیارد متر مکعب است، در حالیکه مصرف واقعی به ۲.۵۳ میلیارد متر مکعب در ماه میرسد؛ این به معنای شکاف بزرگی میان عرضه و تقاضاست. از ترکیه، ورودی آب به کمتر از ۲۰۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یافته، در حالیکه عراق اکنون ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه آبرهاسازی میکند. در گذشته این رقم حتی تا ۸۵ متر مکعب در ثانیه هم پایین آمده بود. از سوی دیگر، اغلب رودهای فصلی ایران که به عراق سرچشمه داشتند، در سالهای اخیر به دلیل کاهش بارش و برف خشک شدهاند. تنها رود «کارون» با دبی ۴۰ تا ۸۰ متر مکعب بر ثانیه به سمت اروند رود سرازیر میشد، اما اکنون جریان آن هم متوقف شده و آسیب بزرگی به اروند رود وارد کرده است.
نیازهای بغداد
پایتخت عراق روزانه به حدود ۵۷ متر مکعب در ثانیه آب نیاز دارد تا آب شرب مردم تأمین شود؛ این به معنای نزدیک به ۵ میلیون متر مکعب در روز، بدون در نظر گرفتن مصارف کشاورزی، برق و دیگر نیازهاست. بر اساس طرحها، سهم هر فرد در بغداد ۲۰۰ لیتر در روز برآورد شده، اما مصرف واقعی بیش از این است. طبق پیشبینیها، تا سال ۲۰۳۰ سهم هر شهروند عراقی سالانه به ۴۷۹ متر مکعب میرسد؛ در حالیکه استاندارد سازمان بهداشت جهانی ۱۷۰۰ متر مکعب است.
گرچه پیشبینیها نشان میدهد بغداد دچار قطع کامل آب آشامیدنی نخواهد شد، اما خطر بزرگتر آلودگی آب است. کاهش شدید دبی رودخانه باعث بازگشت پساب فاضلاب به دجله خواهد شد که تهدیدی جدی برای محیط زیست و سلامت عمومی، بهویژه در پایتخت است. اگر زمستان پیشِ رو کمبارش باشد، بحران شدیدتر خواهد شد. در حال حاضر سالانه حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب آب وارد عراق میشود، اما مدیریت ضعیف و استفاده از شیوههای سنتی در کشت گندم و برنج، بخش بزرگی از این منابع حیاتی را هدر میدهد.
اطمینانبخشی دولت
«تورهان مفتي»، مشاور نخستوزیر در امور آب، تأکید کرده «عراق با کمآبی دستوپنجه نرم میکند، نه خشکسالی مطلق. بغداد به آب دجله و فرات متکی است و چون این رودها هنوز جریان دارند، جای نگرانی جدی نیست». او افزود که دولت اخیرا در بغداد مخزن سطحی بزرگی برای ذخیره آب آشامیدنی ساخته تا خطرات احتمالی کاهش منابع آبی را کاهش دهد.
ابعاد گسترده بحران
خشکسالی در عراق دیگر فقط خسارت کشاورزان و کاهش تولید محصولات را شامل نمیشود. طبق آمار وزارت کشاورزی، سطح زمینهای زراعی در چند سال اخیر نزدیک به نصف شده است. این بحران اکنون به آب آشامیدنی هم رسیده و در بسیاری مناطق، تأسیسات پمپاژ قادر به تأمین نیاز مردم نیستند. این در حالی است که خشکسالی امسال عراق و شام ناشی از چند عامل است و مهمترین آن پایان پدیده النینو میباشد که موجب کاهش بارشها شد. او توضیح داد که خاورمیانه و شمال آفریقا تنها ۲ درصد منابع آبی تجدیدپذیر جهان را دارند، اما ۱۲ کشور این منطقه جزو آسیبپذیرترین کشورها در زمینه کمآبیاند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ سیاست «زورآزمایی» در اقلیم کردستان عراق و معادله قدرت میان دو حزب اصلی
اندیشکده اماراتی مرکز الامارات للسیاسات طی یادداشتی به تحولات اخیر اقلیم کردستان بهویژه درگیریهای اخیر سلیمانیه پرداخته است که در ادامه بخشهایی از آن اشاره خواهد شد. اقلیم کردستان عراق در حال تجربه تحولات سیاسی و امنیتی شتابانی است. از یکسو بحرانهای داخلی و رقابت سنتی دو حزب اصلی – اتحادیه میهنی کردستان به رهبری بافل طالبانیدر سلیمانیه و حزب دمکرات کردستان به رهبری مسعودبارزانی در اربیل – شدت گرفته است و از سوی دیگرمتغیرهای منطقهای و بینالمللی، همچون تنش ایران واسرائیل، آینده کُردهای سوریه و روابط بغداد – اربیل، براین معادله تأثیر میگذارند.
سلیمانیه؛ میدان اصلی کشمکشها
حزب اتحادیه میهنی با مجموعهای از اقدامات امنیتی و قضایی، کوشیده کنترل خود را بر سلیمانیه تحکیم بخشد. ابتدا شاسوار عبدالواحد، رهبر جنبش نسل جدید و مهمترین حزب مخالف (دارای ۹ کرسی در پارلمان عراق و ۱۵ کرسی در پارلمان اقلیم) بازداشت شد. سپس موج سنگینتری متوجه لاهور شیخ جنگی، رهبر جبهه خلق و پسرعموی بافل طالبانی شد که پیشتر ریاست مشترک اتحادیه میهنی را برعهده داشت. اتهامات علیه او تنها به تلاش برای تحریک اعتراضات محدود نبود، بلکه شامل دستداشتن در کشته شدن نیروهای امنیتی در درگیریهای ۲۲ اوت ۲۰۲۵ نیز شد. این بازداشتها نشان میدهد که اتحادیه میهنی با هدف مهار مخالفان و آمادهسازی برای انتخابات آتی عراق در نوامبر، در پی بازتعریف اقتدار سیاسی و امنیتی خود است.
ابعاد امنیتی و سیاسی اقدامات اتحادیه میهنی
حملات علیه لاهور شیخ جنگی با کشف اسلحه و کشتهشدن نیروهای امنیتی همراه شد؛ امری که از نگاه رسانههای نزدیک به حزب، به معنای وجود شبکهای از مخالفان داخلی و منطقهای علیه رهبری بافل طالبانی تفسیر شد. گزارشها هم از حمایت ضمنی «چارچوب هماهنگی» در بغداد و حتی سکوت آمریکا و اروپا حکایت دارد؛ سکوتی که به معنای چشمپوشی از سرکوب اپوزیسیون در سلیمانیه تعبیر میشود. برخی منابع نیز از هماهنگی با ایران و همزمان ملاحظات آمریکا درباره ضرورت وجود رهبری مقتدر در سلیمانیه در آستانه خروج نیروهایش سخن گفتهاند.
میراث سنگین اتحادیه میهنی پس از جلال طالبانی
از زمان درگذشت جلال طالبانی، اتحادیه میهنی با شکافهای داخلی، انشقاق رهبران و تضعیف جایگاه مواجه بوده است. اقدام بافل طالبانی در ۲۰۲۱ برای کنارزدن لاهور و تکروی در رهبری، هرچند اقتدار شخصی او را تثبیت کرد، اما مخالفت چهرههای بانفوذ کنارزدهشده همچنان تهدیدی جدی محسوب میشود. با وجود در اختیار داشتن قدرت حزب توسط بافل و برادرش قوباد طالبانی (نایبرئیس دولت اقلیم)، حزب هنوز نتوانسته اقتدار تاریخی خود را بازسازی کند.
بازگشت معادله دوحزبی؟
تحولات اخیر نشان از تلاش اتحاد میهنی برای بازگرداندن معادله سنتی دوحزبی دارد. احزاب مخالفی که روزگاری توازن را برهم زده بودند، یکی پس از دیگری تضعیف یا حذف شدند. جنبش تغییر (گوران) که در سال ۲۰۰۹ با ۲۵ کرسی تهدیدی جدی بود، اکنون به حاشیه رانده شده است. حزب «ائتلاف برای دموکراسی و عدالت» به رهبری برهم صالح نیز در انتخابات ۲۰۱۸ناکام ماند. حزب نسل جدید هم پس از بازداشت شاسوار عبدالواحد با بحران رهبری و فقدان ساختار منسجم مواجه شد. از سوی دیگر، نزدیکیهای سیاسی – از جملهاجازه اتحادیه میهنی به سرمایهگذاریهای نفتی آمریکاییدر مناطق تحت کنترلش و تلاش برای بهبود روابط باواشنگتن و کشورهای حاشیه خلیج فارس– و نیز درکدمکرات از اینکه تنش با بغداد ناشی از شکاف با اتحادیهاست، راه را برای گفتوگو میان دو حزب هموار کردهاست.
موانع بر سر تشکیل دولت مشترک
با وجود دیدارهایی در سطح بالا میان بافل طالبانی و رهبران حزب دمکرات، تشکیل دولت مشترک همچنان دشوار است. موانع اصلی عبارتاند از:
۱.اصرار حزب دمکرات بر تصاحب مناصب کلیدی مانند وزارت کشور، وزارت منابع طبیعی، ریاست نهادهایامنیتی، و ریاست دولت و اقلیم.
۲.فشارهای انتخاباتی عراق که مانع انعطاف در مواضع اتحادیه میهنی میشود.
۳.انتظار دو حزب برای تعیین تکلیف سهم کردها در بغداد (ریاست جمهوری، وزارتهای کلیدی و نایبرئیسی پارلمان) پیش از توافق داخلی.
۴.تنشهای تازه پس از حمله به مقر لاهور شیخ جنگی و تلاش مسرور بارزانی برای بیاعتبار کردن عملیات امنیتی سلیمانیه، که دوباره تنش رسانهای میان دو حزب را شعلهور کرده است.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
متغیرهای منطقهای تعیینکننده
معادله قدرت در اقلیم تنها حاصل تحولات داخلی نیست، بلکه به سه پرونده منطقهای نیز گره خورده است:
۱.تسویه سیاسی ترکیه – کردها: اتحادیه میهنیامیدوار به رفع محاصره سلیمانیه و عادیسازی روابطبا آنکارا است. در مقابل، دمکرات تلاش دارد از هرخلأیی در رهبری حزب کارگران کردستان (PKK) برای گسترش نفوذش در قندیل استفاده کند.
۲.سوریه: اتحادیه میهنی روابطی نزدیک با نیروهای سوریه دمکراتیک (قسد) و گروههای نزدیک به پ.ک.ک دارد، در حالی که دمکرات از نیروهای کردی مخالف آنها حمایت میکند و همزمان کانالهای اقتصادی با دمشق گشوده است.
۳.ایران: اتحادیه میهنی روابط تاریخی و استراتژیک با تهران دارد، در حالی که روابط دمکرات با ایران پرتنش و همراه با بیاعتمادی متقابل است.
سناریوهای آینده اقلیم
در برابر این پیچیدگیها، آینده اقلیم کردستان میان سه سناریوی اصلی قابل تصور است:
۱. بازسازی ائتلاف دو حزب اصلی
بر اساس این سناریو، همکاری میان دو حزب ادامه یافته و دولت اقلیم بر پایه نتایج انتخابات نوامبر تشکیل میشود. دمکرات ریاست دولت و اقلیم را در دست خواهد داشت و اتحادیه میهنی ریاست پارلمان، معاونت دولت و چند وزارتخانه را. این گزینه از نظر ثبات جذاب است، اما چالشهای بزرگ مانند رقابت انتخاباتی، اختلاف بر سر وزارتخانههای کلیدی (از جمله منابع طبیعی) و تفاوت رویکرد نسل دوم رهبران نسبت به دوران طالبانی –بارزانی، مانع از تحقق آسان آن میشود.
۲. تقسیم اقلیم به دو اداره مستقل
هر حزب بر منطقه تحت نفوذ خود حاکم شود و عملا اقلیم به دو بخش مجزا تبدیل گردد. این سناریو با موانع حقوقی و مخالفت احتمالی غرب مواجه است زیرا وجود دو قدرت مجزا میتواند اقلیم را به میدان نفوذ مستقیم ترکیه و ایران بدل کند. افزون بر آن، منابع اقتصادی سلیمانیه به تنهایی کافی نیست و وابستگی به گذرگاههای نفتی در اربیل و دهوک مانع استقلال کامل خواهد شد.
۳. تداوم همکاری شکننده همراه با احتیاط
محتملترین سناریو، ادامه همکاری پرتنش اما مدیریتشده میان دو حزب دستکم تا انتخابات عراق در نوامبر است. پس از آن، دو حزب به توافق بر سر تقسیم قدرت خواهند پرداخت. در این دوره، هر دو طرف میکوشند پایگاه خود را تقویت کنند و از درگیری مستقیم پرهیز نمایند. این وضعیت به شدت به تحولات منطقهای –از احتمال جنگ دوم ایران و اسرائیل تا مسیر مذاکراتترکیه – پ.ک.ک و نتیجه انتخابات عراق – گره خوردهاست.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ «نحسی دوره دوم نخستوزیری» در تعقیب نخستوزیران عراق
روزنامه الشرق الاوسط در گزارشی به تلاشهای نخستوزیران پیشین عراق برای کسب دوره دوم نخستوزیری پرداخته است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد. به استثنای ایاد علاوی و ابراهیم جعفری، تقریبا همه نخستوزیران عراق پس از آنها بر سر بهدست آوردن دوره دوم نخستوزیری وارد نزاعهای سیاسی سختی شدند. آغاز این ماجرا به دوران نوری مالکی، سومین نخستوزیر عراق پس از سقوط صدام حسین، بازمیگردد که دو دوره متوالی (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰) در قدرت بود. بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند دوره دوم مالکی با تنشهای سیاسی عمیق و روابط پرتنش با گروههای مذهبی و قومی همراه بود، تا جایی که در پایان مجبور به کنارهگیری شد؛ آن هم در شرایطی که گروه داعش یکسوم خاک عراق را اشغال کرده بود. بخش بزرگی از نخستین دوره و بخشی از دوره دوم او نیز همزمان با حضور گسترده نیروهای آمریکایی تا زمان خروجشان طبق توافق با باراک اوباما سپری شد. هواداران مالکی خروج حدود ۱۴۰ هزار سرباز آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱ را به حساب او میگذارند، اما تحولات بعدی باعث شد دوره پایانیاش با انزوای سیاسی همراه شود. هرچند مالکی با احزاب سنی و کردی اختلاف داشت، اما شدیدترین مخالفتها از جانب احزاب شیعه همپیمان در ائتلاف حاکم، بهویژه جریان صدر به رهبری مقتدی صدر، شکل گرفت.
اشتباه عبادی
بر اساس عرف سیاسی پس از ۲۰۰۳، سمت نخستوزیری سهم جامعه شیعه دانسته میشود، در حالی که ریاست جمهوری به کردها و ریاست پارلمان به سنیها تعلق دارد. احزاب شیعه همواره از این سهمیه دفاع میکنند و آن را «حق غیرقابل مذاکره بزرگترین قشر» میدانند؛ با این حال، مانع از تکرار دوره دوم برای همحزبیهای خود میشوند. مالکی تنها نخستوزیری بود که موفق شد دو دوره متوالی در قدرت بماند، اما تلاشش برای دوره سوم با مخالفت سران حزب دعوه شکست خورد. در نتیجه، حیدر عبادی در سال ۲۰۱۴ به نخستوزیری رسید، در حالی که کشور عملا ورشکسته بود و داعش بر سه شهر مهم در شمال و غرب مسلط شده بود.
عبادی جنگ آزادیبخش علیه داعش را رهبری کرد و پس از حدود سه سال، با تکیه بر نیروهای مختلف و حمایت آمریکا، پیروزی نظامی را اعلام کرد. او در همان زمان کمپینی علیه فساد به راه انداخت و جرایم اختلاس و دزدی در ادارات دولتی را همسنگ جنایات داعش دانست. این موضع حمایت مرجعیت دینی را برایش به همراه داشت و از تریبون نماز جمعه به او توصیه شد «با مشت آهنین» با فاسدان برخورد کند. اما عبادی نتوانست ثبات سیاسی و اجتماعی را حفظ کند؛ اعتراضهای مردمی برای اصلاحات و خدمات بالا گرفت و سرانجام به دلیل ناتوانی در پاسخگویی، از کسب دوره دوم بازماند. بسیاری بر این باورند که «اشتباه عبادی این بود که فاسدان را با مشت آهنین نزد».
نحسی اعتراضات
پس از عبادی، عادل عبدالمهدی روی کار آمد، اما طولی نکشید که اعتراضهای گسترده اکتبر ۲۰۱۹ آغاز شد؛ اعتراضهایی که برای نخستین بار نظام سیاسی پس از ۲۰۰۳ تحت رهبری شیعیان را بهشدت تهدید کرد. این اعتراضات از نظر گستردگی دومین موج بزرگ در عراق پس از اعتراضهای استانهای غربی، بهویژه انبار، محسوب میشد. اگر خطای عبادی نرمش در برابر فاسدان بود، خطای عبدالمهدی سرکوب اعتراضهای مردمی بود که خواهان مبارزه با فساد و اصلاح نظام سیاسی بودند.
در شرایط بحرانی و پس از کنارهگیری او، مصطفی کاظمی، رئیس سازمان ملی اطلاعات، به نخستوزیری رسید؛ انتخابی اجباری برای احزاب شیعی پس از کنار گذاشتن گزینههای دیگر مانند اسعد عیدانی و عدنان زرفی. رابطه کاظمی با نیروهای حاکم همواره متشنج بود تا جایی که در سال ۲۰۲۱ خانهاش هدف حمله پهپادی گروههای مسلح قرار گرفت. او نیز با پایان دورهاش بدون امکان تجدید در قدرت، از صحنه کنار رفت.
لحظه سرنوشتساز سودانی
در چنین فضایی، محمد شیاع سودانی به قدرت رسید. او پیشتر وزیر حقوق بشر، وزیر کار و امور اجتماعی، وزیر صنایع و نماینده پارلمان بود. حامیانش معتقدند کارنامه او در زمینه خدمات عمومی نقطه قوتی است که میتواند برای تکرار نخستوزیری کافی باشد. با این حال، نوری مالکی اخیرا هشدار داده بود که «کسب بیشترین کرسیها به معنای تضمین نخستوزیری نیست» و این اشارهای آشکار به جاهطلبی سودانی برای دوره دوماست.
سودانی اکنون در آستانه انتخابات، رقیب دیگر احزاب «چارچوب هماهنگی» محسوب میشود و نزدیکانش میگویند قصد دارد بزرگترین فراکسیون پارلمان را تشکیل دهد تا مسیر رسیدن به نخستوزیری دوباره هموار شود. اما تحلیلگران بر این باورند که او برای دستیابی به این هدف، باید از یک نبرد سیاسی کمسابقه عبور کند؛ نبردی که میتواند آینده سیاسی او و جایگاه نخستوزیری در عراق را تعیین کند.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant
⭕️ عراق در بزنگاه: پیوند خطرناک با ایران و فشار فزاینده آمریکا
اندیشکده Middle East Council On Global Affairsطی یادداشتی به مخاصمه موجود میان ایران و آمریکا و تأثیر آن بر عراق پرداخته است که در ادامه خلاصهای از آن بیان خواهد شد. پس از بمبارانهای آمریکا و اسرائیل علیه برنامه هستهای ایران در ژوئن، گروههای شبهنظامی همسو با تهران در عراق – که سالهاست نفوذ سیاسی ونظامی گستردهای یافتهاند – سکوت اختیار کردند. هرچنداین سکوت نشان از تردید آنها برای ورود به جنگ مستقیمداشت، اما نفوذ و قدرت این گروهها همچنان در بغدادمحسوس است و همزمان، حضور نیروهای آمریکایی نیزعراق را به صحنه تلاقی منافع متضاد ایران و آمریکا بدل کرده است.
عراق؛ شریان ایران در منطقه
عراق برای ایران تنها یک همسایه نیست، بلکه بخشی اساسی از شبکه منطقهای نیروهای نیابتی محسوب میشود. این کشور در سالهای اخیر محل فعالیت «حشد الشعبی» یا همان نیروهای بسیج مردمی بوده است؛ مجموعهای متشکل از گروههای مسلح همسو با تهران که هرچند در ظاهر تحت چارچوب قانونی عراق فعالیت میکنند، اما در عمل خارج از زنجیره فرماندهی ارتش عراق و مستقیما زیر نظر جمهوری اسلامی عمل میکنند. این گروهها سابقه حمله به نیروهای آمریکایی و حتی اهداف مرتبط با اسرائیل را دارند و افزون بر نقش نظامی، به ابزاری برای دور زدن تحریمهای آمریکا علیه ایران بدل شدهاند. با این حال، در جنگ ۱۲ روزه اخیر میان ایران و اسرائیل، واکنش این گروهها بسیار محدود بود. دلیل آن روشن است: مداخله مستقیم میتوانست عراق را وارد بحرانی تمامعیار کند و این کشور را به میدان جنگ جدیدی برای اسرائیل و آمریکا تبدیل نماید.
خطرات فشار آمریکا و اسرائیل
دولتهای آمریکا – چه ترامپ و چه بایدن – نشان دادهاندکه در برابر گروههای نیابتی ایران در عراق هیچ تساهلیندارند. واشنگتن بارها مواضع حشد الشعبی در مرزسوریه و عراق را هدف قرار داده و اسرائیل نیز سابقهحملات محدود در خاک عراق دارد. بنابراین هرگونه اقدامتهاجمی از سوی این گروهها میتواند موجی از حملاتگسترده علیه عراق به همراه داشته باشد.
سیاست فشار حداکثری ترامپ هم تهدیدی مستقیم برای عراق است. دولت او نه تنها معافیت واردات برق از ایران را لغو کرده و بغداد را به یک گذار سخت در حوزه انرژی واداشته، بلکه چند بانک عراقی را به دلیل همکاری با ایران تحریم کرده و حتی تهدید کرده کل دولت عراق را در صورت استمرار چنین روندی تحت تحریم قرار دهد. این رویکرد در صورت اجرا پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد و حاکمیت عراق خواهد داشت.
موقعیت دشوار نخستوزیر سودانی
محمد شیاع سودانی، نخستوزیر عراق، بیش از همه در این بحران در تنگنا قرار دارد. او از یک سو باید روابط رو به وخامت با آمریکا را مدیریت کند و از سوی دیگر نمیتواند نفوذ احزاب و گروههای نزدیک به ایران را نادیده بگیرد. از زمان روی کار آمدن سودانی، شبکههای قاچاق و اقتصادی تحت حمایت حشد الشعبی توسعه یافتهاند.
آینده مبهم حشد الشعبی
مسئله بزرگتر اما به آینده خود حشد الشعبی بازمیگردد. اختلافات درون جریانهای شیعه عراق بر سر ریاست فالح فیاض بر این سازمان نشانهای از شکاف عمیق در ساختار قدرت است. برخی جناحها خواهان ادغام این نیروها در ارتش عراق و کاستن از نفوذ ایران هستند، در حالی که گروههای نزدیک به تهران چنین اقدامی را تهدیدی علیه جایگاه خود میدانند. مدیریت اشتباه این کشمکش میتواند به درگیری درونشیعی منجر شود که نه تنها ثبات عراق را برهم میزند، بلکه نفوذ ایران را هم کاهش میدهد و فرصتی برای بازگشت آمریکا فراهم میکند.
دوراهی تاریخی بغداد
آینده عراق بیش از هر زمان دیگری به انتخاب مسیر آن وابسته است. ادامه تسلیم در برابر حشد الشعبی و ایران به معنای گره زدن سرنوشت بغداد به کشوری منزوی است که پس از جنگ اخیر آشکارا در مسیر نزولی قرار گرفته و حتی از حمایت عملی روسیه و چین نیز محروم مانده است. نتیجه چنین وابستگی چیزی جز بازگشت به شرایط دهه ۱۹۹۰ نخواهد بود: تحریمهای گسترده، انزوای بینالمللی و فقر عمومی.
در مقابل، نزدیکی بیشتر به آمریکا و غرب میتواند فرصتی برای بازسازی اقتصاد، ادغام در نظم منطقهای و کسب مشروعیت بینالمللی فراهم آورد. تجربه مصطفی کاظمی، نخستوزیر پیشین، نشان داد که حتی مقاومت نسبی در برابر شبهنظامیان میتواند فضای عمل آنان را محدود کند و در عین حال امتیازاتی در واشنگتن به همراه داشته باشد. سودانی نیز اگر بخواهد از تبدیل شدن عراق به قربانی نزاع تهران و واشنگتن جلوگیری کند، باید شواهد ملموسی از استقلال عمل و محدودسازی حشد الشعبی ارائه دهد.
کانال مطالعات عراق و شامات | اندیشکده مرصاد
@IraqLevant