تو را در رویاهایت آشفته نمیسازم
حیف است آشفته ساختن خواب تو
صدای گامهایم را نخواهی شنید
هنگام بیرون رفتن،بر در بیرونی
خواهم نوشت "شب خوش"
تا شاید ببینی
که به تو فکر کردهام.
من فقط دارم سعی میکنم روزارو به روش خودم به پایان برسونم.
اینجا که نیستی
کاری برای انجام دادن ندارم
رنگ خورشید
گرمای ستارگان آگوست
بوی میخک
لبخند نوزاد در گهواره
هیچ چیز بدون تو معنی نمیدهد.
افکاری گامهایم را آهسته کردند
افکاری که هرگز برای تو اتفاق نمیافتند.