🔰خیانت هنرهای سفارشی به زنان و دختران ایرانی
🔹زنان و دخترانِ ایرانی که بزرگشده در نظام جمهوری اسلامی ایران هستند، از «هنرهای سفارشی» برای «جشنوارههای خارجی»، از هنرمندان زن و مرد فراری، طلبِ فراوانی دارند که اگر آنان کرور کرور اموال داشتند و مصادره میشد، باز بخشِ کوچک این طلب هم وصول نخواهد شد.
🔹در نگاه جامعهی جهانی، بعد از جنگ ترکیبی۱۴۰۱، جمهوری اسلامی ایران، «ضدِزن» و «در قوارهی حکمرانی طالبان» معرفی شد، به گونهای که زنان خارجی تحت تاثیر این پروپاگاندای رسانهای، زن بودن در ایران را مساوی زنده به گور شدنِ آرزوها و خواستههای مشروع میدانستند.
بعد از کودتای دیماه ۱۴۰۴، این نظریه قوت گرفت و جمهوری اسلامی ایران را به «ماشین آدمکشی» معرفی کرد.
🔹سهم هنر و هنرمندان در ارائهی این تصویر بسیار زیاد بوده است!
از یکسو; هنرمندان به ویژه هنرمندان زنی که بعد از جنگ ترکیبی ۱۴۰۱، آن هنجارشکنی را زیست کردند و بدون حجابِ حداقلی در فضاهای مجازی و معابر عمومی ظاهر شدند، براحتی آن مدل زیست را به خورد فرهنگ دادند! یکی پس از دیگری بعد از هنجارشکنی پوشش، خوانندههای زن، در رسانههای تحت سلطهی متا ظهور یافتند.
🔹از سوی دیگر; هرگونه اعمال قانونی چون اولا عدم تناسب میان جرم و مجازات وجود داشت و ثانیا عدم پشتوانه فرهنگ هنری کشور از آن اِعمال قانونها و ثالثا پشتیبانی عمیق رسانهها و چهرههای هنری از هنجارشکنیها، سبب شد، این اعمال قانونها، برگ برندهی قهرمانسازیها شد و از آن زنانِ پوچ، برای نسلِ متازده (نسلی که حضور دائمی در اینستاگرام، تلگرام و... داشته و چشم و دل را به محتواهای آنها سپرده) الگو آفرید که سبب هنجارگیسختگی عظیمی در سطح عمومی گشت.
🔹از دیگر سو; فرضیهی دوگانه بودن زیست در ایران بخاطر قوانین جمهوری اسلامی ایران با همکاریهای این جماعت به نظریه مبدل شد و باعث افزایش ناامیدی در میان مردم کشور و احساس ناکارآمدی نظام و دخالت نظام در حوزهی خصوصی شد. این نظریه با کمک بلاگرها و برخی از چهرهها روزبهروز در زیست تودههای مردم نفوذ کرد که «آری جمهوری اسلامی ایران برای زنان قوانینی وضع کرده است که زن برای حضور اجتماعی و کاریش نیاز دارد با آن قوانین همراه شود درحالیکه در خانه و روابط دوستی به گونهای دیگر زیست میکند و این زیست دوگانه سبب افزایش نارضایتی و میل به مهاجرت شده است.
🔹نگرشِ حکمرانی طالبانی جمهوری اسلامی ایران در جهان، بخشی از آن بخاطر اقدامات امثال مخملبافها، بیرقیها، گلشیفته فراهانیها، نیکی کریمیها، ترانه علیدوستیها، پگاه آهنگرانیها و... است و البته انبوه فیلمهایی که از موضوع حساس زن برای خودنمایی خود در جشنوارههای خارجی بهره بردند.
نگرش زیست دوگانه و احساس ناامیدی و نارضایتی در زندگی بین زنان ایرانی بخشی از آن بخاطر امثال علی ضیاها، منیژه حکمتها، لیلی رشیدیها، هنگامه قاضیانیها و... است.
🔹ثمرهی این دو نگرش، سوخت موشکهای آمریکاییصهیونی شد که این روزها خانوادههای بسیاری را داغدار کرده است و البته یک امت را بیپدر ساخت.
🔹هنجارها وقتی توسط هنرمندان و تولیدات هنری شکسته شود، اقتدار و امنیت نظام کم کم کاهش مییابد. هنجارشکنها و این افراد در خون تکتک دختران ایرانزمین دخیل هستند و باید انتقام این خونها از این افراد گرفته شود.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔰خدمتِ جمهوری اسلامی ایران به زنان و دختران ایرانی و جهان که در عرصهی هنر نمود نداشت.
🔹جمهوری اسلامی ایران، نسبت به زن در جهان و تاریخ خدمتی کرد که هیچ حکومتی نکرد و چقدر برخی از زنان هنرمند و البته مردان هنرمند ناسپاس بودند که نه تنها این خدمات را جهانی نکردند و سپاس نگفتند که حتی به تخطئهی این نظام برخاستند و چیزهایی را طلب کردند که دقیقا همان چیزها سبب میشود در جهان به زنان ظلم شود.
🔹آمار تجاوز به زنان و دختران در جهانِ آزاد به حدی زیاد است که به ثانیه رسیده است و حتی اشک مدونا قلهی آرزوهای برخی از چهرهها را درآورده و البته تجاوز «ثمرهی طبیعی» برای «زیست در نظام سرمایهداری و مردسالار» است که باعث شده این آمار در «تمدن حیات وحش آزاد»، تکاندهنده باشد.
🔹آن دست از چهرههایی که در جنگ ترکیبی ۱۴۰۱ علمدار شدند و کودتای ۱۴۰۴ را باعث شدند و سوخترسان سنگرشکنها و جنگندههای آمریکایی صهیونی شدند، بدنبال «آزادی حیوانی» هستند که تبعاتش «ذلت زن» است، ذلتی که هماکنون در جامعهی جهانی دیده میشود.
🔹این جماعت، آنقدر در خدمات جمهوری اسلامی ایران غرق بودند که فرصت کردند این چاهها را برای ایرانِ جان مهیا کنند. آنهایی که در همین ساختار، مدرسه رفتند، دانشجو شدند، وارد عرصههای هنری شدند، به زبانهای خارجه مسلط شدند، پول درآوردند، مهاجرت کردند و با تسلطشان به زبان و اعتمادبهنفس حاصل از تحصیلاتی که در ایران داشتند، جمهوری اسلامی ایران را ضد زن معرفی کردند.
🔹زن در جمهوری اسلامی ایران، ریحانه است. هوای تازه در محیط خانه است.
زن در جمهوری اسلامی ایران دانشمند است، نویسنده است، خبرنگار است، معلم ادبیات است، دکتر است، مهندس است، بازیگر است، کارگردان است و...
🔹زن در جمهوری اسلامی ایران موقعیت درس خواندن برایش فراهم است، موقعیت رسیدن به تمام آرزوهایش که به سعادت ختم میشود را داراست.
🔹 این حماعت آنقدر در محیط اطلاعاتی خود محصور بودند که قادر به دیدن و شناختن زنانِ جمهوری اسلامی ایران نشدند. زنانی که مانند بانو شهید دکتر زهرا عادل، آنقدر برای جامعه مفید است و خدمترسان که فقط یک وجه ایشان اگر و اگر در فردی مشاهده میکردند از او اسطوره میساختند! زنانی مانند شهید بشری حسینی خامنهای که آنچنان ادبیاتشناس است که اگر کمی برای شناخت ایشان وقت میگذاشتند به حقارت خواستههای خود پی میبردند!
🔹این جماعت، قادر به فهم زنان جمهوری اسلامی ایران نیستید! چون نمیبینند و چون نمیخواهند! چون دستور است که جمهوری اسلامی ایران را تخطئه کنند وگرنه یک پرونده در اپستین داشتن باید برای این هیاهوگران فمنیست کافی میبود که صفشان را از ترامپ جدا کنند!
🔹این جماعت که تکلیفشان مشخص است این تودهی زنان جمهوری اسلامی ایران هستند که باید حقیرانی چون آنها را به زبالهدان بیندازند و برای این کار باید کتابخوان و قهرمانشناس شوند.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔸 این سریال از سال ۱۴٠۴ ساخت خود را آغاز کرد و قرار بود فصل دوم سریال قدیمی و خاطرهانگیز «بهترین تابستان من» لقب بگیرد و همین قضیه فاصلهی زمانی بین پخش فصول سریال یعنی ۲۹ سال ضربه اساسی به سریال زد و در واقع به جز نام سعید آن چیزی که روی آنتن شبکه سه رفت، هیچ سنخیتی با فصل اول نداشت؛ به علت فاصله زیاد بین پخش دو فصل سریال اتصال اتفاقات و جریانهای سریال به سختی شکل گرفته است. ادامه و ساخت فصل دیگری از یک سریال بعد از بیش از دو سه سال حتی در سطح جهانی معمولاً خطرپذیری و شکست بالایی را به همراه آورده است!
🔸️ داستان سریال سالها بعد از پایان فصل نخست سریال شروع میشود؛ زمانی که سعید تغییر شغل داده و مدیر عامل یک شرکت داروسازی شده است. از سوی دیگر پسرش محمدرضا که دانشجوی پزشکی است قصد دارد نامزدش و پدر او که استادش است را در سفر به عراق و کمک به تیمهای پزشکی همراهی کند...
🔸 سعید از اصالت یزدی فاصله گرفته و هیچگونه اشاره و اتصال داستانی بین فصل دوم با فصل اول سریال حتی در گفتگوهای شخصیتها دیده نمیشود و همین موضوع نشان دهندهی شکست پروژه فصل دوم یک سریال خاطره انگیز بعد از بیش از ۲۹ سال است!
شاید بهتر بود داستان به عنوان یک سریال مستقل ساخته شود.
🔸 زبان گفتگوهای سریال در موقعیتهای عراق و صحنههای مربوط به آن عربی بوده و زیرنویس فارسی دارد، این موضوع قابل توجه بوده و بر باورپذیری کار میافزاید، اما از سویی برای کسانی که نمیتوانند زیرنویس فارسی را دنبال کنند آزاردهنده است!
🔸 سریال «بیگانگان» اولین سریال تلویزیونی است که کاملا از درون، داعش جنایتکار که توسط تیم اوباما پایهگذاری شده بود را به تصویر میکشد.
پیش از این سریالهایی چون «خانه امن»، «آمرلی»، «حبیب» و سریال طنز « آخر خط» در تلویزیون و نمایش خانگی بودهاند که به موضوع داعش پرداختهاند که هر کدام دارای نکات مثبت و منفی مخصوص خود بودهاند.
🔸 در سریال «بیگانگان» برای نخستین مرتبه جنایتهای این گروه خونخوار تروریستی در زمینههایی چون قاچاق اعضای بدن کودکان و سو استفاده از آنان در بیمارستانها، دزدی و قاچاق میراث کهن عراق و سوریه، به بردگی کشیدن زنان مجرد و متأهل از زنان شیعه، سنی، ایزدی و... به تصویر کشیده شد.
🔸 در چهار قسمت پایانی سریال تمرکز اصلی بر تیراندازیها و صحنههای اکشن بود که مقدار خشونت داعش تا حدودی برای مخاطب قابل ملموس باشد؛ چرا که سر بریدن، زنده زنده به آتش کشیدن و... بخش کوچکی از جنایتهای دست پروردگان یانکیهای جنایتکار بود.
این گروهک وحشی و بی تمدن قصد داشتند حتی ایران را تجزیه و خاورمیانه بزرگ را محقق کنند که در بخشهایی از سریال از زبان ابوخولهی تروریست و دیوار نوشتهها این آرزو و هدف شوم آنان قابل لمس بود.
🔸 پایان سریال نیز معمولی و تقریبا قابل تحمل بود به جز صحنه آهستههای آزاد شدن ابوباسلِ تروریست که هیچ جای دفاعی باقی نگذاشت و هیچ کاربردی جز کشدار شدن و گرفتن هیجان از داستان نداشت.
🔸هر چقدر سینما و تلویزیون ایران در ارتباط با داعش که به گفتهی سگ مو زرد توسط اوباما و هیلاری کلینتون زاده شده، تولید اثر داشته باشد کم است؛ داعشی که اگر نابود نمیشد خیلی زودتر از ۹ ماه قبل جنگهای داخل ایران را تجربه میکردیم و چه جوانان رشید و دلاوری از جبهه مقاومت از جان و زندگی شیرین خود گذشتند که این شجرهی خبیثه را نابود کنند.
🔸 حجم خشونت و خونریزی خصوصا در چهار قسمت نهایی که داستان به اوج رسیده، بسیار زیاد بوده و صرفا محدوده درجه سنی در پایین کادر سریال اصلا کافی نیست! چرا که خانوادههایی که دارای کودک و نوجوان هستند دچار مشکل شده و حتی دیدن تصادفی صحنههای جنایتهای داعش آثار مخربی به همراه دارد، لذا از همان اوایل سریال بهتر بود درجه سنی بالاتر و اخطارهای بیشتری برای خانوادهها درج میشد یا اساسا این حجم از نمایش عریان خشونت در سینما اکران میشد.
🔸 برای اطلاع بیشتر از افکار و سطح جنایتهای داعش میتوانید به کتاب «نگاهی به داعش از درون- ۱٠ روز در دولت اسلامی» نوشتهی یورگن تودِنُهوفِز مراجعه کنید.
نویسندهی کتاب اولین خبرنگار آلمان و جهان است که به همراه پسرش سفری خطرناک به درون داعش دارد.
این کتاب پرفروشترین کتاب اشپیگل شده است.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
💠 غارت اسرائیل از حیاتوحش ایران در «تاکسیدرمی»
🔹فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» که این روزها در حال اکران در سینماهای کشور است، داستان برادر ناتنی محمدرضا شاه است که یک شکارچی بینالمللی بود و شکارگاههای خصوصی در کشور داشت و علاقمند به شکار و تاکسیدرمی آنها؛ که البته به سلیقه کارگردان و نویسنده، از آخرین شکارش یک فانتزی با تهمایهای از طنز برای تماشاچی روایت شده است. ماجرا از زمان فرار محمدرضاشاه شروع میشود و عبدالرضایی که قرار است با حیوانات گرانبهای تاکسیدرمی شدهاش همراه برادر از ایران خارج شود که ظاهراً شاه بهدلیل حفظ منافع خود اجازه همراهی به او را نداده و عبدالرضا در به در سفارتهای شرق و غرب میشود و دست رد همه به سینهاش میخورد.
وایپ/روبش
💠 غارت اسرائیل از حیاتوحش ایران در «تاکسیدرمی» 🔹فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» که این روزها در حال اکران
🔹وقتی نزدیک است به دست نیروهای انقلابی بیوفتد، دانیال و بنیامین از طرف موساد نجاتش میدهند و به او وعدهی خروج از ایران با آخرین پرواز تهران-تلاویو را میدهند به یک شرط؛ شکار گوزن زرد خالدار ایرانی!
🔹و ادامه ماجرا جنگلهای شمال ایران است و شکارگاههایی که عبدالرضا با بستن آب به روی روستاییان آن منطقه آنها را آواره و منطقهشان را به شکارگاه اختصاصی خود تبدیل کرده بود و حالا در آنجا بهدنبال شکار گونهی کمیابی از گوزن و معامله با اسرائیلیهاست! چالشهای شکار از مواجهه با بومیهای منطقه که جلوی او میایستند تا مواجهه با خرس قهوهای و فرار از دست او فراز و فرودهایی دارند که همگی با بهرهگیری از چشماندازهای جذاب طبیعت شمال ایران و حیاتوحش و چاشنی طنز سعی دارد مخاطب را پاگیر تماشای ادامه ماجرا بکند.
🔹به هر طریق گوزن زرد خالدار ایرانی زنده با آن دو مأمور موساد سوار هواپیما به مقصد تلاویو ایران را ترک میکند و آخرین ماموریت اسرائیل در دوره پهلوی با موفقیت به اتمام میرسد و عبدالرضا در ایران جا میماند؛ حالا او انگار خودش هم تاکسیدرمی شده روح او مرده، باخته و از نتیجهی ماجرا خشکش زده!
🔹«تاکسیدرمی» البته با وجود این داستان جزو معدود فیلمهایی از جشنواره بود که تماشاچیها از همان دقایق اولیه شروع به ترک سالن کردند و تماشایش در حوصلهشان نبود یا مطابق ذائقه و توقعشان از یک فیلم جشنوارهای، آن نبود و البته ضعفها و قوتهایی داشت که هرکدام قابل بررسی هستند.
🔹از نکات قوت آن که اتفاقاً در نشست رسانهای پس از اکران فیلم کارگردان به آن اشاره کرد؛ پرداختن به یک ماجرای واقعی از طمع صهیونیستها به منابع ایران عزیز بود. حیوانی که یکی از نمادهای هویت اسرائیل است قرار بود اگر هرجای دنیا پیدا شد به اسرائیل منتقل شود تا بهواسطه آن یک هویتسازی جعلی برای طبیعت منطقه اشغالی بوجود آوردند؛ پروژهای که قولش را از شاه ایران گرفته بودند و با پیروزی انقلاب دیگر امیدی به سرانجام رسیدن آن نبود اما خاندان پهلوی در آخرین لحظات حکومتشان به حیاتوحش ایران هم رحم نکردند و هرآنچه که در توانشان بود برای حفظ منافع شخصیشان و با تطمیع اسرائیل و همدستی و همراهی با آنها چپاول کردند و بردند؛ موضوعی که شاید کمتر فیلمسازی اعتقاد به آن، شجاعت و جسارت ورود به آن را داشته باشد. ولی متأسفانه کوچکترین اشارهای به اصل ماجرای هویتسازی یهود در سرزمینهای اشغالی نشد تا مخاطب فیلم را با یک نگاه تمدنی تماشا کند؛ انگار فیلمنامهنویس زیاده از حد روی اطلاعات عمومی تماشاگرش حساب باز کرده بود و این عدم شناخت مخاطبِعام، ضعف بزرگی برای فیلمساز بود!
🔹اما «تاکسیدرمی» با نگاه فانتزی و آمیخته به طنزی که متاسفانه چندان هم خوب در نیامده بود و حتی باوجود سکانسهایی از کنیسه و آداب و نمادهای صهیون خبیث نتوانست نقش اسرائیل در چپاول ایران را به خوبی پرداخت کند و مخاطب را به درجهی حساسیت و حقیقتطلبیاش واگذار کرد برای مطالعهی اصل و باقی ماجرا! و البته همین هم باوجود شنیدن صحبتهای کارگردان در نشست رسانهای بعد از اکران تبیین شد! مسئلهای که به احتمال زیاد در نظر مخاطب عام دیده نمیشود و این بزرگترین ضعف فیلمنامهی «تاکسیدرمی» و باعث حسرت که چرا موضوعی تا این اندازه با اهمیت که گوشهای از تاریخ مهم این سرزمین است باوجود دغدغههای ارزشمند عوامل فیلمسازی با ضعف نگارش فیلمنامه به محاق رفت!
🔹جلوههای بصری خوب از نقاط قوت فیلم بود که در خدمت به حیاتوحش نقش خود را به خوبی ایفا کرد، بهویژه در صحنهای که از حمله خرس به شکارچیان گوزن شاهد آن بودیم و با کیفیت بسیار قابل قبولی اجرا شده بود و هیجان تماشا را در مخاطب ارضا میکرد.
🔹در نهایت شاید بتوان گفت «تاکسیدرمی» انگشت گذاشتن روی موضوع و دغدغهی محترم و ارزشمندی بود که متأسفانه با ریتم کسلکننده، شوخیها و طنز نچندان دلچسب، فیلمنامه ضعیف و انتخاب غلط سبک فانتزی برای بازگویی و پرداخت، تبدیل به سوژهای تلف شده و سوخته شد و افسوس که اگر جای پرداختن به آن در جشنواره فیلم مستند و روایتی غیرفانتزی میبود تا چه اندازه میتوانست رسالت خود را برای تصویر کردن تاریخ، ادای دین به موضوع محیطزیست و حیاتوحش و بازگو کردن نمونهای از خباثتهای اسرائیل به خوبی ایفا کند.
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
📺 نمایش یک کلانتری شهرستانی در شبکه دوم سیما 🔶 چند روز قبل پخش سریال ۳۷ قسمتی «کلانتری ۱۱» از شبکه
🔶 سریال محصول تیم مرکز سیمرغ با عوامل کمتر شناخته شده شهرستانی بوده که با محوریت چند داستان اصلی و فرعی زندگی افسران و سربازان یک کلانتری در یک شهرستان کم جمعیت خیالی در کرمان به نام « چهل رود» را به نمایش گذاشته است.
پرداخت به کلانتری و نیروهای انتظامی، پرداخت هوشمندانهای بوده که با این هجمه از پروپاگاندای رسانهای نسبت به نیروهای انتظامی خدوم توانست مقداری از زحمات این عزیزان و نیاز ملت و جامعه به نیروی انتظامی را نمایش دهد..
🔶 داستان سریال با هرج و مرج این کلانتری شروع میشود، زمانی که کلانتری چندین وقتست رئیس نداشته و وضعیت سر به سامانی نداشته و به دلیل فتنهافکنی یک نامزد نمایندگی مجلس که یک شخص متهم به فساد است، شورشی دم درب کلانتری رخ میدهد تا این که...
🔶 این سریال چند داستان اصلی ادامه دار همچون نامزد نمایندگی مجلس، داستان سد چهل رود، عتیقهها، معضل خشکسالی و چندین داستانک در ارتباط با مردم شهرستان و... دارد و در کنار تا حدود کمی زندگی شخصی رئیس کلانتری و قضایای گذشته او گرفته تا عروسی سرباز کلانتری «صالح» و... را به تصویر کشیده است.
🔶 تمامی سکانسهای سریال در یک مکان یعنی داخل کلانتری ضبط شده است که یک خطرپذیری بزرگ بوده است؛ چرا که تک مکان بودن باعث خسته شدن چشم عدهای مخاطب برای دیدن صحنهها میشود.
🔶 داستان سریال تا اواسط سریال پرتنش و کم محتوا بوده اما از اواسط سریال رفته رفته داستانهای اصلی، فرعی و شخصیتهای داخل کلانتری جان گرفته و مخاطب توانست تا حدودی با شخصیتهای رئیس کلانتری، سروان بهاری و دخترش، گِرو « آشپز و آبدارچی همدانی با نمک» داستان ارتباط بگیرد.
🔶 در بخشهای رو به پایانی سریال زمانی که سروان بهاری متوجه آلزایمر خود شده بود در نمازخانه دیالوگ جالبی گفته بود که برای مخاطب جالب توجه بود.
🔻 حاجی به پورجعفری گفت: ببین، سیفالله از ماست!
در اواخر سریال نیز این شخصیت که بازنشسته شده بود و به همراه همسرش برای استراحت رفته بود در خانه دخترش در تهران مورد حمله صهیونیستها قرار گرفت و به شهادت رسید و اینگونه به جز پایان هر قسمت که یک شهید جنگ رمضان تقدیم میشد با شهید شدن سروان بهاری در جنگ ۱۲ روزه ادای دینی به شهدای جنگ ۱۲ روزه به صورت مستقیم در داستان سریال شد.
🔶 در قسمت های پایانی سریال هیجان قابل تاملی برای موضوع جنگ ۱۲ روزه از جمله دستگیری جاسوسان خائن به وطن برای حملات پهپادی و ریز پرندهها به تصویر کشیده است که زحمات اطلاع رسانی مردمی و پلیس مقتدر به نمایش کشیده شد.
💡 استفاده حداکثری از بازیگران بومی خصوصا برای بازیگران کرمانی سریال قابل توجه و تحسین بوده و بهتر است تلویزیون روند استفاده و معرفی چهرههای بازیگری استانهای کشور را ادامه دهد.
🔶 این سریال از اولین سریالهاییست که تمرکز خود را در داخل یک کلانتری و پروندههای مختلف اقتصادی و مردمی گذاشته است که جدای هر نقطه ضعف در فیلمنامه و بازیگری، قابل تحسین بوده چرا که در ادامه تمرکززدایی از تهران و در فضای شهرستانی را به نمایش گذاشت.
🔶 در صورت به نتیجه رسیدن و تایید قطعی تولید و ساخت فصل دوم، پیشنهاد میشود سرمایهگذاری بیشتری جذب این مجموعه تلویزیونی شده تا بدین وسیله کیفیت کار افزوده شود که از جمله مواردی که باید اصلاح یا افزوده شود میتوان به اضافه کردن صحنههای اکشن خارج از کلانتری، دیالوگهای قویتر، دکورها و مکانهای مناسب بیشتر برای تصویربرداری، شخصیتپردازیهای جدید و قدرتمند و... اشاره کرد.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📺 روایت تبعیض نظاممند سلسلهی چوسان علیه زنان در جواهری در قصر
🔸 سریال «جواهری در قصر Dae Jang Geum» محصول سال ۲٠٠۳ کره جنوبی به کارگردانی لی بیونگ ئوم بوده که داستان دختری باهوش مهربان، سرکش و وظیفهشناس به نام یانگوم را به تصویر میکشد.
🔸 این سریال جز نخستین سریالهای پخش شده از صدا و سیمای ایران به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده بود که تعداد زیادی از بهترین گویندگان ایران در این مجموعه تلویزیونی گویندگی کردند و البته تعدادی از ایشان بهدلایلی چون وفات، مهاجرت یا... دیگر در دسترس نیستند؛ گویندگانی نظیر منوچهر والی زاده، ناصر خویشتندار، ناصر احمدی، شهروز ملک آرایی، پرویز ربیعی، بیژن علیمحمدی، مهدی آرین نژاد، کامبیز شکوفنده، مریم سیگارودی، میثم نیکنام، مریم نوری درخشان و...
🔸 یکی از جذابیتهای سریال برای مردم ایران، نحوهی آشپزی و پختپز در این مجموعه بود که با غذاهای رنگ و لعابدار جوری برای مخاطب به تصویر کشیده میشد که گویی جز بهترین و مناسبترین غذاها برای سلامتی هستند.
وایپ/روبش
📺 روایت تبعیض نظاممند سلسلهی چوسان علیه زنان در جواهری در قصر 🔸 سریال «جواهری در قصر Dae Jang Geu
🔸 اهمیت پرداختن به مسئله غذا و ارتباط مستقیم با آن با پزشکی و سلامت نکتهی برجستهی سریال است؛ به شکلی که اکثر پزشکان، پرستاران و آشپزهای دربار سلطنتی اطلاعات قابل توجهی نسبت به کار طرف مقابل دارند.
🔔 همزمان با پخش مجدد این سریال و با وجود تعداد پخش مجدد بالا، همچنان این سریال بسیار محبوب بوده تا جایی که با توجه به نزدیک شدن قسمتهای انتهایی، بیش از یک میلیون بازدید در تلوبیون داشته است؛ که چیز عجیبی نیست چرا که سریالهایی چون امپراتور دریا، جومونگ، سرزمین بادها، تِه جویونگ، دونگیی، جونگ میونگ و... نیز در پخش اولیه و حتی پخشهای بعدی نیز بازدیدهای میلیونی خیره کننده داشتهاند.
بارها تاکید کردهایم که زنگ خطر برای مسئولان امر باید به صدا در آمده و در ساخت سریالهایی که نظر عموم مخاطبان را بتوانند به خود جلب کنند، کوشا باشند.
🔸 داستان سریال در عهد امپراتوری چوسان یکی از ضعیفترین امپراتوریهای شبه جزیره کره میگذرد، امپراتوریای را مشاهده میکنیم که تحت نفوذ ملکهی مادر و اشرافزادگان فاسد است و آنچنان قدرت و جسارت برای اصلاحات اقتصادی را ندارد و از طرف دیگر شاهد تحریف بزرگ داستان هستیم؛ نقطهای که ملکه تصویری نسبتا مثبت به تصویر کشیده شده که حامی یانگوم است.
این که ملکه حامی یانگوم بوده است که یک حقیقت تاریخی است اما در واقع او اعمال شیطانی زیادی بعد از مرگ پادشاه از جمله علیه پادشاه بعدی و به تخت نشاندن پسر خودش داشته است که در سریالهایی چون «فراری از چوسان»، «گُلی در زندان-اوک نیو» که اتفاقا از تلویزیون دوبله و پخش شد این ملکه به درستی به تصویر کشیده شده است، لذا میتوان با قاطعیت گفت تمامی سریالهای تاریخی کرهای حداقل چندین تغییر و تحریف تاریخی واضح در داستانهای خود دارند و نمیتوان به هیچکدام از این سریالها استناد قطعی کرد!
🔸 از نکات اخلاقی قابل توجه میتوان به دوستی، عشق و وفا بین شخصیتهای سریال همچون والدین یانگوم، یانگوم و شوهرش افسر نینجانگو و دوستی بانو هِن با مادر یانگوم و... اشاره کرد که جذابیتهای سریال را افزایش میدهد.
🔸 بخشهای سیاسی و درگیریهای سیاسی بین جناحهای مختلف که باعث دردسرهایی برای یانگوم میشود در عینحال که جذاب است اما به دلیل نشان ندادن بعضی شخصیتها اما بردن اسم از آنان باعث سردرگمی مخاطب میشود.
🔸 یانگوم نماد آن بخش از زنانی در عصر چوسان است که به آنها ظلم و توهین میشده است. به عنوان مثال پزشکیارانِ زن حق پزشک شدن نداشته و بانوهای دربار میتوانستند با آنان بدرفتاری کنند.
حکومتی که با ادعای جلوگیری از فساد گوریو کودتا کرد خود بدتر از آنان شد و اشرافزادگان کشور را از آن خود دانسته و به مردم ظلم و جفا کرده و حقوق زنان، زیر پا لگدمال شد و تلاشها هر چند موقت موفقیتآمیز میشد اما به دلیل نظام طبقاتی فاسد و نظاممند اوضاع اصلا به نفع مردم عادی و زنان نبود!
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔴مروجِ همجنسگرایی که جایزهبارانش کردید را تحویل بگیرید!