eitaa logo
کنگره ملی بزرگداشت ۲۴هزار شهید استان اصفهان
2.1هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
1.2هزار ویدیو
53 فایل
🇮🇷«شهیدان مظهر عزت ایران» تنها پایگاه اطلاع‌رسانی کنگره ملی بزرگداشت ۲۴هزار شهید استان اصفهان ارسال پیشنهادات و نظرات: @admin_isf24000
مشاهده در ایتا
دانلود
گزارش تصویری از برگزاری یادبود به مناسبت سی و هشتمین سالگرد شهادت شهید سر افراز شهید رضا قلی داتلی بیگی با اجرای دکتر محمد بیگی با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دیانی امام جمعه شهر مجلسی زمزمه دعای روح بخش کمیل با نوای گرم ذاکر اهل بیت علیهم السلام حاج علیرضا ضامنی با حضور خانواده های معظم و معزز شهدا با حضور بخشدار محترم مهندس محمد جعفر ورپشتی @setareganederskhshan
گزارش تصویری از برگزاری یادبود به مناسبت سی و هشتمین سالگرد شهادت شهید سر افراز شهید رضا قلی داتلی بیگی با اجرای دکتر محمد بیگی با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دیانی امام جمعه شهر مجلسی زمزمه دعای روح بخش کمیل با نوای گرم ذاکر اهل بیت علیهم السلام حاج علیرضا ضامنی با حضور خانواده های معظم و معزز شهدا با حضور بخشدار محترم مهندس محمد جعفر ورپشتی @setareganederskhshan
🌷معلم شهید عباس صلاحی پور بیدگلی دانش آموزان عزیز، فردای انقلاب بدست شما خواهد بود، سعی کنید همراه با علم آموزی خویش، احکام اسلام را نیز فرا گرفته و عامل به آن شوید که سعادت در این است که در خط سرخ شهیدان قدم گذراید، اگر می­خواهید که فردای اسلام در جهان سرافراز و مسلمانان سربلند باشند و در آخرت هم اینچنین، بخوانید و مهذب باشید که در غیر از این خیانت است به اسلام و خون شهیدان ... ""فرازی از وصیتنامه معلم شهید عباس صلاحی پور" ✍افتخاری دیگر نصیب و روزیمان شد که بمناسبت گرامیداشت مقام عظیم معلم بانوان پایگاه بسیج محدثه ضمن تبریک روز معلم ازهمسر شهید دیدار ومصاحبه ای داشته باشیم. 👌مصاحبه با خانم بنی طباء خواهر شهید بنی طباء و همسر شهید عباس صلاحی پور @basijnews_ab @setareganederakhshan
🔹تولد:۱۳۳۷ 🔻شهادت:۱۵اردیبهشت ۱۳۶۱ 🔹مسئولیت:فرمانده گردان سلمان فارسی تیپ ۲۷ محمد رسول الله کتاب مثل خودش خاطرات سردار شهید حسین قجه ای انتشارات ستارگان درخشان 🍃🌷 @setareganederakhshan
🦋فرمانده مرد، همان طور که تمرین نیروها را نگاه می‌کرد، آرام گفت: «اون هم مثل همۀ بسیجی‌هاست دیگه.» بسیجی نگاه تندی به مرد کرد. فکر می‌کرد چطور ممکن است عباس کریمی، فرمانده لشکر، مثل او باشد. سلاحش را برداشت و بلند شد. گفت: «من آرزو می‌کنم یه بار فرمانده‌ رو ببینم، اون وقت تو می‌گی اون مثل همۀ بسیجی‌هاست؟ حالا اگه دوست داشتی بیایی گردان ما، به من بگو تا شاید بتونم برات کاری بکنم. بعد از سخنرانی بیا پیش من.» ساعتی بعد، روی زمین صافی که دورتادور آن را خاک‌ریز گرفته بود، بسیجی‌ها جمع شده بودند. وقتی میدان پر شد از بسیجی‌ها، یکی جلوی روی همه قرار گرفت و صحبت کرد: «بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم. این آخرین تمرین قبل از عملیات بود که انجام دادیم. برادر عباس کریمی، فرمانده لشکر، توی میدون حضور دارن و الان قراره دربارۀ مانور و عملیات صحبت کنن. تا برادر کریمی برای سخنرانی تشریف بیارن، همه صلوات بفرستین.» عباس میکروفون را دست گرفت و شروع کرد به صحبت. نوجوان بسیجی حیران مانده بود. چیزی را که می‌دید، باور نمی‌کرد. سخنرانی که تمام شد،‌ جمع بسیجی‌ها به هم خورد. ‌همه ریختند دور فرمانده لشکر و او را غرق بوسه کردند. نوجوان بسیجی هم جلو رفت. جمع را می‌شکافت و راه باز می‌کرد. شانه‌ها را می‌گرفت و خود را می‌کشید جلو. خود را به فرمانده عباس رساند. لحظه‌ای نگاهشان درهم گره خورد. نوجوان بسیجی دست عباس را گرفت و گفت: «خب چی می‌شد از همون اول می‌گفتی فرمانده لشکری!» دیگر نتوانست چیزی بگوید. بغض مجالش نداد. خودش را انداخت در آغوش عباس. کتاب راه بلد- روایتی اززندگی شهید عباس کریمی قهرودی القائد الرجل، کان یری تمارین القوات و قال منخفضا: «هو ایضا مثل سائر القوات الباسیج.» الشخص التعبوی نظر الی الرجل نظرة حادة. کان یفکر أنّ کیف یمکن ان یکون عباس کریمی، قائد الفیلق، مثله. اخذ اسلحته و قام. قال: «انا اتمنی ان اری القائد مرة واحدة و انت تقول هو مثل سائر القوات الباسیج؟ مع هذا إن ترید أن تعال الی کتیبتنا، قل لی حتی ربما استطیع ان افعل لک شیئا. بعد الخطابة تعال الی جانبی.» بعد ساعة، کان قد اجتمعوا القوات الباسیجیة علی ارض منبسطة محاطة بالتل. عندما الساحة امتلئت من القوات، قام شخص امام الجمیع و تکلم: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. هذا کان آخِر تمرین فعلنا قبل العملیة. الاخ عباس کریمی، قائد الفیلق، حاضر فی الساحة و الآن من المقرر ان یتحدثون حول المناورة و العملیة. حتی یأتون الاخ کریمی للمحاضرة، جمیعا صلوا علی محمد و آل محمد.» اخذ عباس میکروفون بیده و بدا بالتکلم. الشاب الباسیجی کان قد تفاجأ. کان لا یصدق ماذا یری. اذا تمت الخطاب، انقلب ترتیب و نظم تجمع الباسیجیون. کلهم اجتمعوا حول قائد الفیلق و أمطروه بالقبلات. ایضا تقدم الشاب الباسیجی. كان یخترق الحشد و يفتح الطريق. کان یاخذ الاکتاف و یجذب نفسه الی الأمام. اوصل نفسه الی القائد عباس. لحظة جعل وجههم لوجه. الشاب الباسیجی اخذ ید عباس و قال: «ماذا کان یحدث لو قلت انت قائد الفیلق منذ البداية!» لم يعد بإمكانه قول أي شيء. ما اجازته البکاء. القی نفسه فی حضن عباس. کتاب عارف الطریق _ روایة عن حیاة الشهید عباس کریمی قهرودی 🆔@setareganederakhshan 🆔@setaregaannderakhshan
هدایت شده از مجله مجازی همرزم
•° 🌷خدایا..❗️ ما که حسین گونه زندگی نکردیم تا حسین گونه به شهادت برسیم پس خدایا مارا حر گونه بپذیر ...❗️ ﺷﻬﯿﺪ ﺳﯿﺪ ﺍﺻﻐﺮ ﺧﺒﺎﺯﯼ . . . . 🌟ستارگان‌درخشان برترین انتشارات دفاع‌مقدس👇 🆔@setaregaannderakhshan 🌟کنگره‌ملی‌شهدا استان‌اصفهان👇 🆔@setareganederakhshan 🌟 اولین‌مجله‌مجازی‌دفاع‌مقدس👇 🆔@hamrazm_mag
هدایت شده از مجله مجازی همرزم
9.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تولیدات ویدئویی شهدا🕊 🎬مبارزه کنید از آن ها می خواهم هوشیار باشند دشمن در شهر ها بوسیله ی اشاعه فحشا و منکرات و .... 🍃مصاحبه کوتاه با رزمنده حسین سلیمان‌زاده . . . . 🌟ستارگان‌درخشان برترین انتشارات دفاع‌مقدس👇 🆔@setaregaannderakhshan 🌟کنگره‌ملی‌شهدا استان‌اصفهان👇 🆔@setareganederakhshan 🌟 اولین‌مجله‌مجازی‌دفاع‌مقدس👇 🆔@hamrazm_mag