بهساعت 00:00 خیره شدم ، بالاخره .
یکسال دیگه هم گذشت ، با سختیهاش ، دردهاش ، غمهاش ، اشکهاش ، خوشحالیهاش ، لبخندهاش ، شادیهاش .
یکسال دیگه هم با رسیدنهاش و تونستنهاش ، با شکستهاش و پیروزیهاش گذشت .
این یکسال پستی بلندیهای زیادی داشت ولی با یاری کائنات تونستم همهشون رو بهخوبی پشتسر بزارم .
آینی ، بزرگتر شدی ، داری دونهبهدونه پا به سنهایی میزاری که یهزمانی برات رویا بودن .
ازت بابت گذر از سختیها تشکر نمیکنم ، سختیهایی که تا الان کشیدی تماما چیزهایی بودن که گذر ازشون وظیفهت بوده !
ولی خب ، بهت بابت گذر کردن از تبریک میگم ، امیدوارم بتونی در ادامه هم بگذری ، خوب بگذری .
مراقب خودت باش ، حواست به اون باشه و درنهایت ، ممنونم که وجود داری .
درسته تهیونگ عزیز منم اگه بر میگشتم به گذشته نمیدونم میتونستم دووم بیارم یا نه ، منم نمیدونم چطوری اون روزا و سختیارو پشت سر گذاشتم و تا اینجا اومدم.
صدام کن بیلی چون دلم میخواد همه چیزو رها کنم و برم یه جای خیلی دور.
درسته هالزی عزیز اونم نگاهاش قشنگ بود، حرفاش قشنگ بود، قرار بود مثل آدمای دیگه نباشه اما اونم آخرش خیانت کرد.
صدام کن تهیونگ چون منم زخمی توی قلبم دارم که هیچ چیزی نیست که بتونه اونو از بین ببره.
باید اعتراف کنم بهترین لایفاستایل فاصلهگرفتن از سوشالمدیاعه .
بچهها برای بار nام بهم ثابت شد اگه سوشالمدیا از زندگیم حذف شه تبدیل میشم به بهترین ورژن خودم .