هدایت شده از - Atomospher -
عاشق یخ زدن نوک بینیم هستم. اگر امروز برای یک تابستون فن سواله که آیا بابت این هوا خوشحالم یا نه، باید بگم بله خوشحالم.
هدایت شده از "خونه"
مشکل اینه که خیلی چیزا هستن که من واقعا دوستشون دارم،
من عاشق اینم که درحالی که آفتاب از پنجرهی آشپزخونه همهجا رو روشن میکنه، آشپزی کنم.
عاشق اینم که میکاپ کنم.
عاشق اینم که کیکم رو جوری که میخوام تزئین کنم.
عاشق اینم که چیزی رو که خودم درست کردم بخورم.
عاشق اینم که همه جا رو مرتب کنم.
عاشق اینم که برم بیرون و قدم بزنم.
اما انگار چیزی جلوم رو گرفته. انگار یه چیزی میخواد منو به جایی که نشستم بچسبونه و نذاره تکون بخورم و کارایی که میخوام رو انجام بدم. و اون چیز در واقع خودمم.
هدایت شده از دشت پونه های وحشی
سعی کردم مشکلم با فارسی رو با صحبت حلش کنم ولی جغرافیا نعره کشید و حمله کرد...
هدایت شده از دشت پونه های وحشی
بدنم داره درس خوندن رو پس میزنه؛
مغزم توانایی نگهداری این حجم از اطلاعات رو نداره حقیقتا...