عشق سلطان است و باقی بندهایم،
زیر تیغش پایکوبان گریه کن؛
درد را باران نمیشوید ولی...
زیر باران، زیر باران گریه کن-
من علاقه دارم جسد تتو شدهی درختهای مرده رو جمع کنم و در اتاقم به نمایش بذارم.
چی میگی بابا معلومه که حالم خوبه،
قراره از همهی دوستام جدا شم.
مدرسهمو ول کنم.
خونهمونو تنها بزارم.
اتاقمو بدم به یکی دیگه.
شهرمو عوض کنم.