ولی بچهها اگه این مرکز و بچهها نبودن من واقعا همین هم نبودم
داشتم عکسایی که واسم از سین.کاف قبلی نجات دادین رو نگاه میکردم یهو وسط عکسای آبان روزی که رفته بودم مصاحبه رو دیدم
جالب بود واسم
آبان آروم ترین روزای زندگیم بود اون موقع شاید کار کردن توی مرکز اونقدرا واسم مهم نبود فقط رفتم که یه تجربهای کسب کنم
ولی حالا احساس میکنم شده دریچه ارتباط من با دنیای بیرون
احساس میکنم شده یه چیزی که چنگ بزنم بهش که فرو نپاشم
این بازی زندگی رو دوست دارم
تو یه روزی یه کاری میکنی به ظاهر رندوم و بیاهمیته ولی یهو چند ماه بعد همون اتفاق میشه نجات دهندهات
الان که گفتم از دنیای بعد کارشناسی میترسم یادم افتاد که از دنیای بعد کنکور هم خیلی میترسیدم
ولی خب اینم از دنیای بعد کنکور🤷🏻♀
من الان دیگه اون سارای اجتماع گریز طفلکیای که وسط کنکورش داداشش مریض شد نیستم
سخت گذشتا خیلی سخت گذشت این دو سال ولی خب ورزیده شدم
به قول سپیده یه حریف چغر داشتم که منو قوی کرد
از اون طرف رنجور تر شدم
دیگه اون دختربچه شاد و شنگول و بیخبر از عالم دبیرستانی هم نیستم
زندگی سخت تر شد، جدی تر شد و حتی نامهربون تر
ولی خب از اون طرف منم بزرگتر شدم
آدمایی دیدم که فکرش هم نمیکردم
چیزایی یاد گرفتم که باورام رو کوبید و از نو ساخت
دنیای بعد کارشناسی هم قطعا سخته؛ قطعا نامهربون تر از الانه ولی میخوام یاد بگیرم ازش نترسم
#ناشناس
https://eitaa.com/its_sin_sa/113
من شیرازیم اینجاهم هوا همینجوری بود پراز گرد و خاک و آلوده.😭
به اصفهان نزدیکیم
+تازه میگن اون گرد و خاکا بود توی عراق بود قراره اونا هم بیاد ایران😭😭
#ناشناس
https://eitaa.com/its_sin_sa/121
من نه ولی خالم داره
۱۹ سالشه پسر خوبیم هست
+عالی بود😂😂
#ناشناس
https://eitaa.com/its_sin_sa/121
میتونم در یک کلام خلاصه اش کنم: نه
فقط دارم سعی میکنم با روند زندگی کنار بیام تا وقتی بمیرم
#ناشناس
https://eitaa.com/its_sin_sa/121
گمش کردم، یا نمیدونم شایدم دارمش ولی کمکم دارم از دستش میدم :)
نه روحی حالم خوبه نه جسمی، با این وجود هزاران بار شکر، اما خستم.