من فکر میکردم تا تهش هستی ، آخه ما درموردش به هم قولِ انگشت کوچیکه داده بودیم .
مشکل من اینه که یادم نمیمونه حرفم رو واقعاً به طرف زدم یا توی مغزم باهاش مکالمه کردم .
وقتی ناراحت بودم ، به او گفتم که نمیخواهم او را ببینم ، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند ..