9.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسمش هلا ابوسعده بود. ۱۳ ساله و ساکن غزه. اون با کمک موسسه تامر که یه موسسه برای آموزش مردم فلسطین بود، برای بچههای ناشنوا محتوای صوتی و تصویری میساخت که این فیلم یکی از اون محتواهاست. هلا آرزو داشت که یه روزی خواننده بشه و نویسندگی، تئاتر و عکاسی رو دوست داشت ولی در حملات هوایی رژیم صهیونیستی به اردوگاه پناهجویان جبلیه در شمال غزه که محل زندگیشون بود، به همراه مادر و خواهرش به شهادت رسید.
هلا ابوسعده توی صفحه موسسه تامر
اسمش محمد سامی بود و هنرمند نقاش ساکن غزه. ۲۴ سالش بود. محمد عاشق نقاشی های گرافیتی و خیابونی هم بود و توی غزه توی این فضا هم کار میکرد. اون در زمانی که صدای جنگ شنیده میشد برای تزریق روحیه و کمک به بچههای بستری شده، به بیمارستان المعمدانی غزه رفت و توی جنایت دلخراش بمبارون بیمارستان المعمدانی غزه، به شهادت رسید و نتونست به آرزوش که برپایی گالری توی غزه بود برسه.
آخرین ویدئویی که از بیمارستان المعمدانی غزه و بازی بچهها توی اینترنت منتشر شد، فیلمی بود که محمد گرفته بود...
اینستاگرام محمد سامی
4_5861755727604880157.mp3
8.35M
غمگین گوش کنین کلهتون خراب بشه
مخصوص غروب جمعه😐
من خیلی دلم میخواد به فعالیت روزمره خودم برگردم و این روزا سوای چیزی جز غزه و فلسطین بگم، ولی هرطور تلاش میکنم نمیشه. این روزا شرایط غزه اصلا خوب نیست و اگر ما به نسبت روزای اول ازش خبر نمیشنویم، به خاطر اینه که «ما رو از اخبار دور میکنن».
از اخبار دور کردن، فقط قطع کردن اینترنت توی غزه و شهید کردن خبرنگارها نیست. در واقع این چیزا عادت قدیمی دشمنه که هنوزم ادامه میده، ولی روشهای جدیدتری رو ارائه میکنه.
شما توی اینستاگرام اگه استوری از شرایط فعلی غزه بذاری، بازدید صفحهت به شکل قابل توجهی پایین میاد و به بقیه نشون داده نمیشه. ایکس یا همون توییتر محدود و حتی ساسپند میکنه و کانالای تلگرام مقاومت هم هم از سمت پلتفرمهای عرضهکننده این برنامه، دچار اختلال شدن.
فکر کنم همین دلایل کافی باشه که بدونیم چرا این روزا باید بیشتر از قبل از غزه بگیم. ما گاهی خودمون هم میخوایم در معرض اخبار غزه باشیم ولی دورمون میکنن. باید جاهایی که این محدودیتها نیست، این اخبار رو منتشر و پیگیری کنیم.
جعبه جادویی
صبر ، توکل
🖊برای اینکه باور کنید بهترین تراپی ارتباط با خداست
نمونه اش رو می تونید تو جنگ فلسطین ببینید
طرف کل خانواده اش و جگر گوشه هاش تکه تکه شدن اونم جلو چشمش توی غزه
بلند بلند می گه حسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ
عین کوهِ زلزله دیده خودشو کنترل می کنه و استواره
اونطرف تر از آسمون چهارتا راکت رد شده که بخوره بهتم فقط زخم می شی
کل سیستمشون بهم ریخته و آمار مراجعه به روانشناس و مصرف قرص های آرامشبخشون تا خرتناق بالا رفته و دچار افسردگی شدن
چون اصلا خدایی رو ندارن که بخواد آرامش بهشون بده
May 11
می دونی غم اینجوریه
تلویزیون داشت غزه رو زنده نشون میداد
شهر تو تاریکی مطلق بود حتی یه چراغ هم روشن نبود و غمانگیزترین صحنه پخش زنده وقتی بود که شهر با نور شلیک موشک لحظهای روشن میشد🥺