هشدار مهم
ضرورت مشارکت بالا برای انتخاب رئیسجمهور خوب
🔸کوتاه و گویا عرض کنم، اگر جناح غربگرا با مشارکت پایین در انتخابات ۱۵ تیر پیروز شود، پنج باخت به جبهه انقلاب و مردم تحمیل میشود:
🔹باخت اول: شکست از جریان غربگرا
🔹باخت دوم: مشارکت پایین
🔹باخت سوم: بهانه کردن مشارکت پایین برای مذاکره بیقیدوشرط و دادن امتیازات بالا
🔹باخت چهارم: احتمال بالای تجدید دولت غربگرا در چهار سال بعد
🔹باخت پنجم: تحکیم زنجیرههای وابستگی و هزینهدار کردن هر گونه استقلالخواهی
🔸همه را دعوت کنیم، خصوصاً مرددین را که به یک رئیسجمهور قوی و بااراده یعنی سعید جلیلی رأی دهند.
#نشرحداکثری
🗳کفعمى در کتاب «بلد الامین» دعایى به روایت از موسى بن جعفر(ع) نقل کرده و گفته است: این دعا عظیم الشأن و سریع الاجابة است:
«اللهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْکَ اللهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا کَهْفِی وَ السَّنَدَ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اللهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ، أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ] وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ اِلّا إِلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ»
▪️قاعده بازی عوض نشده است
▪️شعاع دایره انقلاب بیشتر شد
▪️مردم به ریل اعتماد بازگشتند
▪️وظیفه دولت سایه سنگین شد
▪️حالا همه مردم ناظر این دولتند
▪️به رأی مردم احترام بگذاریم
▪️چه به جلیلی، چه به پزشکیان
▪️همه بردیم انتخابات بازنده ندارد
▪️خیالمان راحتمملکتصاحب دارد
▪️دورهای جدید، با درسهای نو.
(جعفرعلیاننژادی)
شبیه رئیسی جامعالاطراف
✍جعفرعلیاننژادی
🔸بعد از پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در انتخابات دوره چهاردهم ریاستجمهوری، برای بسیاری از افراد، امید به تداوم راه شهید رئیسی در دولت چهاردهم کمرنگ شده است اما در نقطه مقابل، مقام معظم رهبری فارغ از سلیقه سیاسی به قدرت رسیده، به شکلی قوی برای حصول و حدوث چنین امکانی امیدوارند.
🔸بیانات ایشان در دیدار روز گذشته اعضای کابینه مرحوم شهید رئیسی، دربردارنده چنین حس و حالی است. ایشان جلوههای برجستهای از الگوی مدیریتی شهید رئیسی را بیان کرده و تأکید بر ثبت آن کردند. متأثر از چنین حس و حالی میتوان گفت امکان تداوم راه شهید رئیسی در دولت چهاردهم منتفی نیست.
🔸محورهای ذیل میتواند ترسیمکننده چنین امکانی باشد:
▪۱. الگو دانستن خصوصیات شهید رئیسی در مدیریت قوه مجریه به معنای امکان تداوم این الگو در هر دولتی با هر سلیقه سیاسی است. مروری کوتاه به ویژگیهای احصاشده توسط ایشان مؤید این فرض است.
▪۲. الگوی مدیریتی شهید رئیسی، هم میتواند سنجهای برای قضاوت درباره توفیق یا عدم توفیق دولتها و کارگزاران جمهوری اسلامی و هم راهنمایی برای موفقیت دولت و کارگزاران نظام باشد.
▪۳. الگوی مدیریتی شهید رئیسی واقعی، ملموس و دسترسپذیر است. دولت جدید نمیتواند به بهانه اسطورهای یا غیرقابل اجرا بودن، از تشبث به آن سر باز زند. اساسا کار و امید و حرکت با چنین روحیهای ممکن است.
▪۴. به دلیل فاصله نزدیک تشکیل دولت چهاردهم از شهادت آیتالله رئیسی، پذیرش تبدیل شدن این الگو به خاطره و تاریخ در افکار عمومی بسیار سخت خواهد بود و مردم خواهی نخواهی چنین چیزی را از دولت جدید سراغ خواهند گرفت.
▪۵. در الگوی مدیریتی شهید رئیسی، به جای تصمیمگیری برای مردم، تصمیمگیری با مردم معنا داشت. مردم طرف واقعی مشورت شهیدجمهور بودند و ایشان با چنین تصوری مردم را سالار میدانستند. دخالت دادن واقعی مردم در تصمیمات و شریک کردن آنان در اقدامات اساسی، درس بزرگی برای دولت چهاردهم خواهد بود.
▪۶. رفتار ساده و صمیمی دکتر پزشکیان و طرز بیان راحت ایشان، بخش قابل توجهی از مردم را یاد شهید رئیسی میانداخت. بسیاری از کسانی که به پزشکیان رای دادند، برخی از ویژگیهای شهید رئیسی را در این نامزد میدیدند.
▪۷. گفتار حاکم بر این انتخابات متأثر از جلوههایی از ویژگیهای مهم شهید رئیسی بود؛ صداقت، اخلاق و پاکدستی. مردم این خصوصیات را در پزشکیان و جلیلی دیدند. آنها به شخصه این ویژگیها را نمایندگی میکردند. حال که پزشکیان به مسند ریاستجمهوری رسیده است، به طریق اولی چنین صفاتی را از دولت او انتظار دارند.
▪۸. شهید رئیسی از حواشی به دور بود و مصالح و رفع رنج مردم را بر هر چیزی ترجیح میداد، همین خصوصیات، منجر به نرنجیدن و مایوس نشدن او از تهمتها و تخریبها بود. دولت چهاردهم نیز میتواند با کار کردن و کاستن از درد و رنجهای مردم، بر حاشیهها غلبه کند. نباید اسیر عادت منفی جریان اصلاحات در حاشیهسازی و امور فرعی و غیرضروری شود.
▪۹. اعتماد به نفس و خوداحترامی ویژگی مهم الگوی مدیریتی شهید رئیسی بود. این ویژگی افق دید او را بسیار گسترده کرده و حس عزت و سربلندی به کابینه او داده بود. الگوی مدیریتی شهید رئیسی از این نظر، میتواند چشماندازی مناسب برای استانداردسازی رفتار مدیریتی دولت چهاردهم باشد.
▪۱۰. صبر و مدارای شهید رئیسی، توان او را برای اجماعسازی و دربرگیری تمام جریانات سیاسی چند برابر کرده بود. رمز وحدت و حاشیهگریزی، صبر و تحمل مخالف و مداراست. دکتر پزشکیان که بارها بر کلیدواژه دعوا به عنوان علتالعلل مشکلات کشور اشاره کرده است، باید بداند ریشه تبدیل دعوا به اجماع همین صبر بر مخالف و مدارا با دوستان است.
▪۱۱. نکته پایانی آنکه رئیس قوه مجریه به عنوان نفر دوم و مهمترین مقام اجرایی کشور، باید شبیه رئیسی جامعالاطراف برای جمهور مردم باشد. شهید رئیسی شخصیتی جامعالاطراف داشت، دلش برای همه مردم میتپید؛ چه موافقان، چه مخالفان، چه اصولگرا و چه اصلاحطلب.
@jafaraliyan
مهدیجمشیدی را نادیده نگیریم!
✍جعفرعلیاننژادی
🔸کم نیستند افرادی که از خداحافظی رسانهای مهدی جمشیدی خوشحالند. اما من در این نوشتار کوتاه میخواهم بگویم، چرا نباید از رفتن کسیکه حتی گاهی از او ناراحت میشدیم، خوشحال بود، بلکه در عوض باید از این دوریگزینی غمگین شد.
🔸از تواناییها و قوتهای جمشیدی نمیخواهم بگویم که امری روشن بوده و برای کسی که با کتابهای پرنکتهاش برخورد داشته مبرهن است. حرفم این است برای جبههای که هنوز در عمل جبهه نشده، وجود افرادی چون او از نان شب واجبتر است.
🔸اگر جبهه مقابل مثل چون اویی را داشتند، چنان سر دست میگرفتند و به او جایگاه میبخشیدند که نقشش روشن باشد. معلوم میکردند از او چه انتظاری دارند و چیزی فراتر از گرایشات و رویکردهایش از او نمیخواستند.
🔸میگویند او خلاف جهت آب حرکت میکند و نقشی را برای جبهه شدن، نمیپذیرد، میگویند همین انتخابات اخیر را ببینید یا انتخابات مجلس را. من میگویم در همین جبهه مقابل ببینید، افرادی که تا روز آخر در مقابل کمپین حداکثری اصلاحطلبان، پر انگیزه خلاف جهت حرکت میکردند و بر شیپور تحریم میدمیدند. اینها افراد فرعی وغیرموثری هم نبودند.
🔸نکته این جاست که آنها قاعده هضم اختلافات درون جبههای را بلدند، عنصر خودی را که خلاف جریان آب پارو میزند، کنار نمیگذارند. به قاعده چندصدایی پایبند هستند. هواداران نیز چنین که میبینند، جانب انصاف را میگیرند، یعنی همان طرفی که جریان آب روان است.
🔸حداقلش آنکه سیاست خود را در قبال مخالف درونجبههای طوری جلو میبرند که او مظلوم واقع نشود، نتواند مظلومنمایی کند، نتواند بدنه هوادار ناراضی را سمت خود بکشد و اینگونه در کل جبهه شکاف ایجاد کند.
🔸کیست که نداند در جبهه اصلاحات هم شکافی عمیق بین سران و نسلجوانش وجود دارد، اما پرسش آن است که چگونه آن جوانان عاصی حس بازندگی و انزوا ندارند؟ پاسخ در توانایی آنان در مدیریت اختلافات است.
🔸اختلافات را در همان زمان تبلیغات حل میکنند، دور یک میز مینشینند و گفتگو میکنند، اگر به عدم توافق رسیدند، سیاست عدم توافق را جلو میبرند. مخالف آزاد است مخالفت شخصی کند، اما بیانیه اجماع از سوی کل جبهه صادر میشود.
🔸عباس عبدی هم مخالف بیانیه روزنهگشایی بود و هم مخالف بیانیه راهگشایی، حتی در روزنامه اعتماد نقد هم میکرد. اما کسی حرفهای او را به حساب کل جبهه نمیگذاشت او هم بر چنین نکتهای تأکید داشت.
🔸ما در مقابل اختلافات را در عرصه رسانه نمایش میدهیم. در زمان تبلیغات صحنه را با ادعای حفظ مصلحت جبهه، محل جولان مخالفین میکنیم. در برابرشان سکوت میکنیم و وعده پس از انتخابات میدهیم. طبیعی است بدنه هوادار و طیف ناراضیان از رئوس جبهه، دست بالا را گرفته و تن به مسیر واحد نمیدهند.
🔸وجود مهدی جمشیدی در عرصه رسانه، به معنای رسمیت دادن به مخالفِ فکری درونجبههای است. مخالف، معارض نیست، سر ستیز ندارد. مخالف شاید موافق نشود، اما میتواند تابع سیاست عدم توافق شود. نباید او را تخریب کرد. نمیشود او را نادیده گرفت. باید با او و همچون او ساخت و با او سیاست بسازیم.
@jafaraliyan
🔸اتقان معارف حقه تا حدی است که در برابر آن و یا حتی در کنار آن، هر محتوایی پخته شود، خام است. شوق فراگیری دانش معصومین(ع) در جامعه مومنین بایست تا حدی بالا باشد که آحاد مردم در رقابت بر سر اکتساب آن دست و پا بزنند.
🔸بزرگی به راستی حق میگفت، از حالت تکدیگری علمی خارج نخواهیمشد، مگر دانشی را بیابیم که محیط بر علوم شرق و غرب باشد و آن دانش تنها در اقیانوس معارف اهل بیت(ع) قابل یافتن است. در غفلتیم و به این راحتی از آن بیرون نخواهیم جست مگر خود را مستعد کسب این رزق لایزال کنیم.
🔸خود را لجوجانه از نور معرفت حقیقی محروم ساختهایم و دلمشغول نار اطلاعات و اخبار بیثمر کردهایم. هر آن مغز سرد خود را با آتش خبر جدید و جدیدترین خبر، گرم نگاه میداریم و کبریتی را پشت کبریتی دیگر روشن میکنیم. این وضعیت اضطرابی، جز ظلمت، لَبس روی لَبس حاصلی ندارد.
🔸درونمان خاموش است و شعله وجودمان سوسو میزند، چیزی نمانده که آن هم به سردی گراید. این تن و جان تشنه، تنها تشنهتر میشود و راهی بر سیراب شدن نمییابد. خدایا ما را از این راه پرخطر بازگردان و به صراط مستقیم شناخت حقیقی راهنمایی فرما...
تنفیذ؛ تضمین جمهوریت
🔸در کنار جنبههای شرعی، فقهی و قانونی تنفیذ حکم ریاستجمهوری توسط ولی فقیه، یکی از ابعاد بسیار مهم و کمتر پرداخته شده این آیین، تعمیق جمهوریت نظام و تضمین سالاربودگی مردم است. بر این مبنا تنفیذ، گره زدن رای و خواست مردم به بنیانی محکم و مرصوص است؛ بنیانی که حافظ مردمی ماندن نظام بوده و آرا و خواستههای مردم را با آرامش و امنیت منتقل و تثبیت میکند.
🔸خلأ چنین بنیانی در طول تاریخ معاصر ایران از مشروطه تا وقوع انقلاب اسلامی، کشور را آبستن ۲ بلیه استبداد و هرجومرج کرد. بیان مقام معظم رهبری درباره 15 سال پربحران بعد از امضای فرمان مشروطیت که به دیکتاتوری رضاخان انجامید، اشاره به این مساله دارد.
🔸انقلاب مشروطه که به نحوی حاصل اراده مردم بود، به دلیل عدم چنین بنیانی، دستخوش هرجومرج و ناامنی و سپس طلب نوعی نظم تحمیلی یا دیکتاتوری رضاخانی شد. آن تجربه نشان داد تداوم و تثبیت دخالت مردم در سرنوشت خود، بدون وجود تضمینی پایدار، ممکن نیست. ناامنی و امنیت تحمیلی یا هرجومرج و دیکتاتوری، ۲ روی سکه چنین وضعیتهایی است.
🔸در وضعیت دهشتناک هرجومرج، این کامطلبیهای فردی و منفعتجوییهای گروهی است که فضا را مستعد اصطکاک، خشونت و میل به قدرت رسیدن میکند، بازنده این وضعیت، جان و مال به خطر افتاده مردم است. در وضعیت استبداد نیز، احساس نیاز شدید و اورژانسی مردم به امنیت، آنان را مجبور به پذیرش نوعی نظم تحمیلی میکند.
🔸استبداد پاسخی عاجل به چنین ترس غریزیای بود اما تداوم وضعیت استبدادی، آن هم از نوع وابسته و متکی به قدرتهای بیرونی، به بیاثر شدن نقش مردم در امور سیاسی و اجتماعی خود انجامید. قاعده چنین وضعیتهایی، ایجاد نارضایتیهای متراکم، شورش و ناآرامیهای بیهدفی است که یا سرکوب میشود یا مجددا منجر به تسلسل آشوب و رسیدن به نقطه هرجومرج میشود.
🔸گویی یک چرخه جبری از استبداد و هرجومرج وجود دارد که جامعه را در برابر خود منفعل کرده و یکی پس از دیگری این وضعیت بغرنج را تداوم میبخشد. در برابر این سیکل بسته و چرخه محتوم اما این حضرت امام خمینی(ره) بود که منفذ و راه برونرفت را به مردم نشان داد؛ انقلاب آن هم از نوع اسلامی خود، نقطه مقابل استبداد و هرجومرج بود.
🔸مهم آن بود که امام، انقلاب را قیامالله تعریف کرد که لازمه آن نوعی تحول باطنی یا انقلاب درونی در مردم و سپس انقلاب بیرونی در برابر استبداد بود. چنین پدیدههای تحمیلیای، از انفعال و استضعاف مردم تغذیه میکردند. امام بهدرستی راه مبارزه را در ایجاد صفوف فشرده و مبارزه فعالانه با چنین واقعیتهای تحمیلیای تعریف کرد.
🔸حس احترام به خود و عزت نفس، انقلاب اول امام و مبارزه با استبداد و طاغوت توسط همین مردم متحول شده، انقلاب دوم امام بود. ثمره طبیعی انقلاب اسلامی، با هدایت امام(ره) و همت مردم، برقراری نوعی نظم ارادی و فاعلانه بود که در قالب مردمسالاری دینی یا جمهوری اسلامی متبلور شد.
🔸امام در دوران طاغوت با چنین آگاهیبخشیای، زمینه ظهور اراده مردم در مبارزه با استبداد را فراهم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعیین مدل نظم جدید (جمهوری اسلامی)، زمینه تداوم، شکوفایی این اراده عمومی و دخالت حداکثری مردم در سرنوشت خود را فراهم کرد.
🔸بر این مبنا، انتخابات در چنین نظم جدید، فاعلانه و ارادیای، معنای مضاعفی مییافت. مردمی که با دخالت مستقیم و اراده نافذ خود چنین نظامی را سرپا کردهاند، مقاطع انتخاباتی را فرصتهایی حداکثری برای دخالت نظر و تثبیت نقش خود مییافتند و در میان فرصتهای انتخاباتی هم، در انتخابات ریاستجمهوری احساس تاثیرگذاری بیشتری میکردند.
🔸حضور مردم در هر انتخابات فارغ از نتیجه، تثبیت چنین اراده و نظم فاعلانه و دوریگزینی از آن چرخه محتوم تاریخی بود. پس از روشن شدن نتیجه انتخابات و مشخص شدن فرد پیروز، هم تداوم چنین نظمی یعنی مردمی ماندن نظام سیاسی و هم مسؤولیتپذیری بیشتر فرد منتخب در قبال مردم، نیاز به یک تضمین جدی داشت.
🔸معنای تنفیذ در این لحظه خود را نمایان میکند؛ اینکه مردم با تنفیذ حکم ریاستجمهوری توسط رهبری، رای خود را به چنین تضمین یا بنیانی گره میزنند. حالا فرد منتخب، فقط نامزد پیروز بخشی از مردم نیست، بلکه رئیسجمهور همه مردم ایران است؛ چه آنان که رای ندادند، چه آنان که نامزدشان در انتخابات پیروز نشد و چه آنان که نامزدشان پیروز شد؛ با تنفیذ رهبری، وی رئیسجمهور مشروع و قانونی کشور شد.
🔸ولی فقیه ضامن بقا و دوام مردمسالاری و حافظ رای مردم در انتقال آرام قدرت از دولت قبل به دولت جدید است.
@jafaraliyan