⚫️شهادت ۳ پاسدار در نیکشهر
🔹نیروی زمینی سپاه: ساعت ۱۶ امروز دو دستگاه خودروی ناحیه مقاومت بسیج نیکشهر مورد حمله قرار گرفت و سه نفر از پاسداران به شهادت رسیدند و یک نفر نیز مجروح شده است.
🔹همچنین دو نفر از ضاربین به هلاکت رسیدند و هویت سایر ضاربین در دست بررسی است.
@jahaannews
⚫️ادعای جدید نتانیاهو علیه حزبالله
🔹نتانیاهو در سخنرانی مجازی سازمان ملل با نشان دادن برخی تصاویر مدعی شد که حزبالله صاحب یک کارخانه موشکی است که ممکن است منفجر شود.
🔹او از ساکنان مناطق اطراف کارخانه مورد ادعای خود خواست به این موضوع اعتراض کنند.
@jahaannews
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚫️🎥 #جهان_مدیا| تورقوزآبادِ لبنانیها هم فیک از آب درآمد
🔹با حضور رسانهها مشخص شد مکانی که نتانیاهو ادعا کرده در آن موشک ساخته میشود انبار ضایعات آهن است!
@jahaannews
🏴رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله
بَينَما موسى عليه السلام جالِسا إذ أقبَلَ إبليسُ و عَلَيهِ بُرنُسٌ ذو ألوانٍ ··· فقالَ لَهُ موسى ; فما هذا البُرنُسُ ؟ قالَ; بِهِ أختَطِفُ قُلوبَ بَني آدمَ، فقالَ موسى ; فأخبِرْني بِالذَّنبِ الَّذي إذا أذنَبَهُ ابنُ آدمَ استَحوَذتَ عَلَيهِ؟ قالَ
▪️پيامبر خدا صلى الله عليه و آله
موسى عليه السلام نشسته بود كه ابليس با برنس .[عبا يا جبّه كلاه دار، كلاه بلندى كه زهّاد صدر اسلام بر سر مى نهادند، كلاه قلندرى ـ م.]رنگارنگى وارد شد··· موسى به او فرمود; اين برنس چيست؟ گفت; به وسيله آن، دلهاى فرزندان آدم را مى ربايم. موسى فرمود; اينك مرا از آن گناهى خبر ده كه هرگاه فرزند آدم انجامش دهد، تو بر او مسلّط مى شوى؟ ابليس گفت; هرگاه خودپسند شود و عملش را بسيار شمارد و گناهش در چشم او كوچك آيد.
الكافي : 2/314/8.
@jahaannews
🔺اولین مناظره انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری ایالات متحده؛
👈بایدن به ترامپ: خفهشو مرد! چقدر ورّاجی میکنی
●ترامپ دروغگوست
●نمیتوان با این دلقک اصلا حرف زد
● بیعدالتی در آمریکا سیستماتیک است
● پسر من در عراق جنگیده
👈ترامپ: بایدن «سگ دستآموز پوتین» است
●چیزی به نام هوش در او وجود ندارد
● بایدن رئیس جمهور شود نصف شرکتها از آمریکا میروند
جزئیات و ارسال نظر در👇
http://www.jahannews.com/news/741098
@jahaannews
📸 دیوارنگاره جدید میدان ولیعصر(عج)
🔺تصویر حاج قاسم و ابومهدی در دیوارنگاره
@jahaannews
⚫️پاسخ جالب زاکانی درباره احتمال کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری
جزئیات و ارسال نظر در👇
http://www.jahannews.com/news/741109
@jahaannews
⚫️✍ #یادداشت_جهان|من و پسرک فال فروش و قاسم سلیمانی و احمدشاه مسعود!
✍ به قلم: کبری آسوپار(روزنامه نگار)
🔻روی صندلی قطار مترو داشتم با موبایلم ور میرفتم که پسرک فال فروش، موقع رد شدن، صفحهی گوشیام را دید. کنارم ایستاد، پرسید عکس کی بود روی گوشیت؟ من هنوز جواب نداده بودم و مشغول جواب دادن بودم که باز گفت: روشن میکنی گوشیتو که باز ببینم عکس رو؟
روشن کردم و گفتم: بله، عکس قاسم سلیمانیست. با دقت نگاه کرد. گفت: چرا عکسش رو گذاشتی اینجا؟ دوسش داری؟
🔻راستش خندهم گرفت؛ گاهی چقدر توضیح دادن بدیهیات سخت است. خصوصاً وقتی با ادبیات سیاسی خو گرفتهای و حالا سوال سیاسی را بی مقدمه، یک پسرک ده ساله میپرسد که نمیدانی چقدر با فضای ملی و سیاسی آشناست. گفتم بله، دوستش دارم. و پسرک خودش کار من را راحت کرد وقتی گفت: شماها قاسم سلیمانی رو دوست دارید، چون کشورتون رو نجات داده... تازه به چشمهایش دقیق شدم؛ از پشت ماسک که صورتش معلوم نبود. اما چشمهای بادامیاش نشان میداد که اهل افغانستان است.
گفتم: خودت که بلدی ماشاالله. گفت: خواهرم یادم داده، ما هم داریم از این آدمها، یک نفر که کلاه پنجشیری سرش میگذاشت (و دستش را برد بالا و دور سرش چرخاند که با دستش مدل کلاه را نشانم بدهد، لابد با خودش میگفت این چه میداند کلاه پنجشیری چیست!) فهمیدم احمدشاه مسعود را میگوید، ولی اسمش را یادش رفته بود. گفتم: احمدشاه مسعود؟ ذوق کرد و برق چشمهایش را دیدم از اینکه منِ ایرانی، احمدشاه مسعودِ آنها را میشناختم. انگار میخواست جلوی عکس قاسم سلیمانی روی گوشی من پز بدهد که بعله، افغانستان هم از این مردانِ مرد دارد. چه میدانست که من مدتی را با کتاب خاطرات همسر احمدشاه مسعودشان زندگی کردهام. (احمدشاه مسعود به روایت صدیقه مسعود)
🔻مسافرهای کمی توی قطار بودند و متعجب از دیالوگهای بین من و پسرک فال فروش، نگاهمان میکردند. گفتم: احمدشاه مسعود را هم کشتند. فکر کنم تو هنوز بدنیا نیامده بودی. گفت: بله، خواهرم به من گفته، و گفته که میخواست کشورم رو نجات بده، با بمب کشتنش...
🔻گفتم: متولد تهرانی؟ گفت: من افغانیامها. گفتم: متوجه شدم، ولی ایران به دنیا اومدی؟ گفت: نه، افغانستان. دو سالهم بود که اومدیم اینجا.
🔻پسرک هنوز فخر فروشیاش تمام نشده بود انگار. گفت: تو گوشیت میزنی احمدشاه مسعود که بالا بیاد و ببینم؟ گفتم: بله. دستهی فالهایش را گذاشت کنار من و گفت: خواهرم واگن بغلیست، برم بگم این ایستگاه پیاده نشه.
تا بیاید، احمدشاه مسعودش روی گوشی من بالا آمده بود. و از بخت او، سومین عکس، تصویری فتوشاپی از احمدشاه مسعود و قاسم سلیمانی کنار هم بود تا من حرف پسرک را در همسانی قهرمانانمان باور کنم. ذوق کرد، فخر فروشی زیبایش کامل شده بود و غرور ملی در چشمهایش هویدا؛ احمدشاه مسعودِ آنها، کنار قاسم سلیمانیِ ما. ما و آنهایی که دروغین است؛ ساختگیست:
هر کجا مـرز کشیدند، شما پُل بزنید
حرف تهران و سمرقند و سرپُل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِل از نیشابور
با هم آرید و به مخروبـهی کابل بزنید
داشتیم به ایستگاه فردوسی میرسیدیم و باید پیاده میشدم. فقط رسیدم که از پسرک خواهش کنم یاد گرفتن سواد را جدی بگیرد و او هم سعی کرد قول بدهد.
🔻بچههای این سرزمین، قهرمان دارند، اگر تروریستها و حامیانشان بگذارند. پسرک روزم را چراغانی کرد، از او فالی خریدم و پیاده شدم، اما بعد دلم سوخت که کاش گفته بودم خواهرش بیاید و این معلمِ قهرمانشناسیِ پسرک را میدیدم. حواسم رفت پی ظلمی که دولتهای مستکبر برای کودکان این منطقه رقم زدهاند و از دیدن خواهرش جا ماندم. این کودکان هر کدام یک قهرمان هستند، اگر کسی هر روز برایشان طالبان و القاعده و داعش و چه و چه نسازد و به جان زندگیشان نیندازد. پسرک بلد بود سیاست را؛ وطنپرستی اول و آخر سیاست است.
📍پینوشت: میدانم سردار سلیمانی قابل قیاس با هیچ مجاهدی نیست، و میدانم نقدهایی به عملکرد احمدشاه مسعود وارد است؛ اما تحلیل سیاسی که ننوشتم؛ پای غرور ملی پسرکی ده ساله ماندم. پای درس قهرمانشناسی و وطنپرستی. حاج قاسم هم خودش را سرباز میدانست، همین.
۹ مهر ۹۹
@jahaannews