*************************************
دوست عزیزی فرموده اند :
در نظریهی عالم ذر گفته میشود خداوند عالم ذر و عهد آن را از یاد انسان برد. عهدی که انسان فراموش کرده، چگونه قابل بازخواست است؟
پاسخ:
بنده با تفحص در آیات و روایات جائی مشاهده نکردم که گفته شده باشد که خداوند عالم ذر را از یاد انسانها برده باشد.
آیه 172 سوره اعراف می فرماید:
و (به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!» (چنین کرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بیخبر ماندیم)»!
این آیه شریفه دلالت دارد بر این که انسان خودش فراموش کرده است. و اصولا به بشر انسان می گویند، زیرا فراموشکار است.
علاوه بر اینها ، به فرض قبول کنیم ما فراموشکاریم و آن عهد و عالم ذر را فراموش کردیم. خداوند در طول تاریخ 124000 پیامبر و 12 امام را در میان ما انسانها گذاشته است که آن عهد و عالم را به ما گوشزد کنند. وقتی گوشزد کردند پاداش و مجازات معنا می یابد.
.
دوست محترمی سؤال فرموده اند :
بسیاری از اندیشمندان شیعه روایات عالم ذر را به فطرت یا تأویلات عرفانی حمل میکنند. به چه دلیل تحلیل آنها نادرست است؟
آقای قرائتی در تفسیر نور در ذیل آیه 172 سوره اعراف می گویند:
چگونگى پيمان گرفتن خدا از بنىآدم در اين آيه بيان نشده است، ولى مفسّران اقوال متعدّدى بيان كردهاند كه مشهورترين آنها دو قول است؛
الف: طبق روايات، پس از خلقت حضرت آدم، همه فرزندان او تا پايان دنيا به صورت ذرّات ريز و پراكنده، همچون مورچگان از پشت او بيرون آمده، مورد خطاب و سؤال الهى قرار گرفتند و به قدرت الهى به ربوبيّت خدا اعتراف كردند. سپس همه به صلب و گل آدم برگشتند تا به تدريج و به طور طبيعى به اين جهان بيايند. اين عالم را «عالم ذرّ» و آن پيمان را «پيمان ألَست» مىگويند.
امام صادق عليه السلام فرمود: بعضى از ذريّهى آدم در عالم ذرّ به زبان اقرار كردند، ولى ايمان قلبى نداشتند. از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه اين اقرار، روز عرفه انجام شده است.
ب: مراد از عالم ذرّ، همان پيمان فطرت و تكوين مىباشد. يعنى هنگام خروج فرزندان آدم از صلب پدران به رحم مادران كه ذرّاتى بيش نيستند، خداوند فطرت توحيدى و حقّجويى را در سرشت آنها مىنهد و اين سرّ الهى به صورت يك حسّ درونى در نهاد وفطرت همه، به وديعت نهاده مىشود. همچنين در عقل و خردشان، خداباورى به صورت يك حقيقت خود آگاه نقش مىبندد. و لذا فطرت و خرد بشرى، بر ربوبيّت خداوند گواهى مىدهد.
آقای قرائتی اگر چه نگفته اند که کدام نظریه را قبول دارند. اما علامه طباطبائی در المیزان جزء مفسرین دسته اول هستند ؛ ایشان می فرمایند: «خواننده محترم اگر در آيه مورد بحث يعني آيه" وَ إِذ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرِّيَّتَهُم ..." به خوبي دقت بفرمايد خواهد ديد که آيه ... اشاره ميكند به يك نشات انساني که سابق بر نشات دنيايي او است، اين نشات است که خداوند در آن بين افراد نوع انسان تفرقه و تمايز قرار داده و هر يك از ايشان را بر نفس خود شاهد گرفته است که" أَ لَستُ بِرَبِّكُم آيا من پروردگار شما نيستم! قالُوا بَلي گفتند آري" اين است معناي آيه شريفه». و در صفحه بعد در نتیجه می گویند: « [معنی آیه این است که] ذكر كن براي مردم موطني را که در آن موطن خداوند از بشر از صلبهايشان ذريهشان را گرفت، بطوري که احدي از افراد نماند مگر اينكه مستقل و مشخص از ديگران باشد، و همه در آن موطن جدا جداي از هم اجتماع نمودند، و خداوند ذات وابسته به پروردگارشان را به ايشان نشان داد، و عليه خود گواهشان گرفت، و ايشان در آن موطن غايب و محجوب از پروردگارشان نبوده و پروردگارشان هم از ايشان محجوب نبود، بلكه به معاينه ديدند که او پروردگارشان است، هم چنان که هر موجود ديگري به فطرت خود و از ناحيه ذات خود پروردگار خود را مييابد بدون اينكه از او محجوب باشد».
.
جناب آقای رئیسی عزیز
بوروکراسی در قوه مجریه دقیقا صد برابر بوروکراسی در قوه قضائیه قدرتمند ، در هم تنیده و فاسد است ....
پس اگر قاطع و پا به رکاب نباشید و به عبارت عامیانه بولدزری عمل نکنید بوروکراسی قوه اجرائیه شما را فشل خواهد کرد
برای پیش برد امور در خیلی از جاها انقلابی و سر صحنه عمل کنید نه با نامه نگاری ؛ حتی اگر پرتی هائی هم به وجود آید اما اصل کار پیش برود نتیجه خوبی خواهد داشت.
توصیه می کنم یک تیم قوی حقوقی در کنار خود فراهم کنید تا راههای قانونی کارهای انقلابی را برای شما پیدا کنند . این امر سبب می شود که جلوی مطبوعات معاند که در آینده چپ و راست به شما خواهند گفت این کار شما غیر قانونی است، مردم را توجیه و موانع را از سر راه شما بردارند .
این مطالب را بر اساس یک تجربه مدیریتی عرض کردم .....
.✍️احمد جهان بزرگی
.
.
این جماعت سرطان اصلاحات استاد بی قانونی هستند.... اما همواره برای طرف مقابل خود علم قانون بلند می کنند و چپ و راست قانون را اکثر قریب به اتفاق نابجا به رخ او می کشند ، که خواهید دید.
گنده آنها که سعید حجاریان باشد در دوره ممنوعیت درج مقاله در مطبوعات با نام مستعار جهانگیر صالح در مطبوعات دگر اندیشان برانداز مقاله چاپ می کرد.
آنها مدرک سازی برای کردان را در دوره احمدی نژاد علم کردند اما دزدی پایان نامه توسط رفیقشان را پنهان نمودند.
.✍ احمد جهان بزرگی
.
.
عالم دنیا
پس از وقایع عالم ذر، خداوند روح آدم ع را در کالبدی از گل خشکیده دمید و روح همسرش حوا را نیز در کالبدی گذاشت و به آدم ع فرمود:
«اي آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن، و از (نعمتهاي) گوارای آن هر چه ميخواهيد بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد! (۳۵) پس شيطان موجب لغزش آنها شد، و آنانرا از آنچه در آن بودند (بهشت) خارج ساخت، و (در اين هنگام) به آنها گفتيم همگي (به زمين) فرود آئيد در حالي كه بعضي دشمن ديگري خواهيد بود، و براي شما تا مدت معيني در زمين قرارگاه و وسيله بهره برداري است. (۳۶) سپس آدم از پروردگار خود كلماتي دريافت داشت (و با آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذيرفت، خداوند تواب و رحيم است. (۳۷) گفتيم همگي از آن (به زمين) فرود آئيد (هبوط کنید)؛ هرگاه هدايتي از طرف من براي شما آمد كساني كه از آن پيروي كنند نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين ميشوند. (۳۸) و كساني كه كافر شوند و آيات ما را تكذيب كنند اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود» (۳۹)بقره
و این هبوط در دوازده (یا هشت) هزار سال پیش اتفاق افتاد.
پس از هبوط آدم ع عالم سوم برای انسانها، عالم دنیا شد، که جایگاه موقت اکثریت انسان هائی است که خدا روح آنها را در عالم ذر آفرید. این عالم نیز دنیای آزمایش دیگری است که برای امتحان انسان ها بر پا شده است. تا سعید از شقی تمیز داده شود.
« آن روز كه (قيامت) فرا رسد هيچكس جز به اجازه او سخن نميگويد گروهي از آنها شقی و گروه دیگر سعید هستند (۱۰۵) اما آنها كه شقی شدند در آتش اند، و براي آنها زفير و شهيق (ناله هاي طولاني دم و باز دم) است. (۱۰۶) جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين بر پاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد كه پروردگارت هر چه را اراده كند انجام ميدهد. (۱۰۷) اما آنها كه سعید شدند در بهشت جاودانه خواهند بود، ما دام كه آسمانها و زمين بر پاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد، بخششي است قطع نشدني! » (۱۰۸)هود
.
عالم دنیا
پس از وقایع عالم ذر، خداوند روح آدم ع را در کالبدی از گل خشکیده دمید و روح همسرش حوا را نیز در کالبدی گذاشت و به آدم ع فرمود:
«اي آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن، و از (نعمتهاي) گوارای آن هر چه ميخواهيد بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد! (۳۵) پس شيطان موجب لغزش آنها شد، و آنانرا از آنچه در آن بودند (بهشت) خارج ساخت، و (در اين هنگام) به آنها گفتيم همگي (به زمين) فرود آئيد در حالي كه بعضي دشمن ديگري خواهيد بود، و براي شما تا مدت معيني در زمين قرارگاه و وسيله بهره برداري است. (۳۶) سپس آدم از پروردگار خود كلماتي دريافت داشت (و با آنها توبه كرد) و خداوند توبه او را پذيرفت، خداوند تواب و رحيم است. (۳۷) گفتيم همگي از آن (به زمين) فرود آئيد (هبوط کنید)؛ هرگاه هدايتي از طرف من براي شما آمد كساني كه از آن پيروي كنند نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين ميشوند. (۳۸) و كساني كه كافر شوند و آيات ما را تكذيب كنند اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود» (۳۹)بقره
و این هبوط در دوازده (یا هشت) هزار سال پیش اتفاق افتاد.
پس از هبوط آدم ع عالم سوم برای انسانها، عالم دنیا شد، که جایگاه موقت اکثریت انسان هائی است که خدا روح آنها را در عالم ذر آفرید. این عالم نیز دنیای آزمایش دیگری است که برای امتحان انسان ها بر پا شده است. تا سعید از شقی تمیز داده شود.
« آن روز كه (قيامت) فرا رسد هيچكس جز به اجازه او سخن نميگويد گروهي از آنها شقی و گروه دیگر سعید هستند (۱۰۵) اما آنها كه شقی شدند در آتش اند،...(۱۰۶) اما آنها كه سعید شدند در بهشت جاودانه خواهند بود،....(108)
37.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
دشمن در چه فکریه ...
ایران پر از بسیجیه
به جوانهای پر تلاش و پر انرژی اعتماد کتیم
دشمن ازجوانهای ما می ترسد
این کلیپ امروز ساعت۱۲ از طرف دوستان تو صفحه اینستاگرام گذاشته شده اینستا پاکش کرده
حتما ببینید و به گروه های دیگه ارسال کنید
.
5.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
این ها را الگو قرار دادن جامعه ایران را تضعیف می کند .
.
هدایت شده از نصیر
صفحه نخست » تاریخ جمهوری اسلامی
کد خبر: ۲۵۵۳۵
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۰۲:۳۱-22 June 2021
روایت محمدحسین صفارهرندی از حسین قدیانی
حسین قدیانی در عرصه قلم همان حسین قدیانی میدان فوتبال است؛ جنگنده، سمج، برخوردار از ذخیره تمامنشدنی انرژی و نیز هنرهای فردی با چاشنی عملیات نمایشی.
یادش بخیر، روزهای توپ زدن در زمین گل کوچک کیهان که با همت امیرحسین فردی - پدر خوب بچهها - تعطیلناپذیر بود و جماعتی از اهالی ادب و هنرهای فردی را به کاری جمعی وامیداشت که هم تفنن و تفریح بود و هم ورزش و تمرین و هم بهانهای برای یاران همدل و صدالبته با دیدگاهها و مشارب گوناگون سیاسی و فرهنگی و تنوع نسلها، آنگونه که پیشکسوتانی همچون محمدرضا سرشار و پدیدههای مبارک ادبیات انقلاب نظیر رضا امیرخانی در کنار و رویاروی هم پا به توپ میشدند و قهرمانان دیگری از اهل قلم نیز فارغ از دغدغه کتاب و نقد و ترجمه توی زمین فوتبال بر سر و کله و ساق پای هم میزدند.
در آن میان برای یکی مثل من که سالیان درازی است از شور و تقلای عصر جوانی فاصله گرفته و در میانسالی بیشتر حسرت توش و توان گذشته در صحنههای پرهیجان ورزشی را میخورد، قرار فوتبال امیرخان فرصتی بود تا کنار جماعت مختصر تکاپویی داشته باشم و بیش از آن از شور و نشاط جوانترها لذت ببرم. آنکه بیش از همه این مقصود را برآورده میکرد، هنرنماییهای جوانکی پرتب و تاب در زمین بازی بود که وقتی پا به توپ میشد، هر دو طرف عزا میگرفتند؛ طرف رقیب از آن رو که حریف او نمیشدند و تیم خودی هم کلافه از خورهبازیهای او که به کسی پاس نمیداد! دریبلهای ریز و پیدرپی و شوتهای کاری و حسابشدهاش و مزید بر هر دو بازیهای نمایشی و درجا که به مالیات گرفتن از توپ تشبیه میشد، خیرهکننده و جالب اینکه مایه دلخوری یاران همتیمش نمیشد؛ اگرچه کلافهشان میکرد! پسرک تیز و پرجست و خیز با این همه، بسیار کمحرف، محجوب و خجالتی بود. وقتی پای حرف و بحث به میان میآمد، جز درحد گزیدهگویی، لب به سخن بازنمیکرد و بیشتر از بزرگترها میشنید و آنچه را مطبوع طبعش میافتاد، در لوح اندیشه و دل ثبت میکرد.
مدتی بود که او را در جمع بچههای «مدرسه» و بعد «نسل سوم» کیهان فعال میدیدم؛ کنار دوستان خوبی مثل صادق غفرانی، کامران نجفزاده و مهدی محمدی که خود بچهها این آخری را فیلسوف صفحه مدرسه لقب داده بودند: حسین قدیانی اما خیلی زودتر از بقیه، طریقت گریز از مدرسه و راهیابی به جمع – ظاهراً- بزرگان را آموخت و به قول طعنهزنانش، غوره نشده، مویز شد! او این راه را آسان طی نکرد، میخواند و مینوشت و مینوشت... حتی اگر 10 بار نوشتههایش راهی به صفحات رویی روزنامه نمییافت، دست از سماجت برنمیداشت، باز مینوشت، پس از آنکه بسیار میخواند ... و چنین بود که کلاسهای مدرسه را جهشی طی کرد و خیلی زود به دانشگاه رسانه راه یافت.
وقتی جنگ شد! یعنی آنگاه که شعلههای فتنه زبانه کشید، وقت آن بود که سوار اتوبوسی شود که پیش از این پدرش را برده بود جبهه! و سوار شد آنگونه که دیگر پیاده شدن از آن قابل تصور نیست. حسین، وقتی پلاک پدر شهیدش را به گردن آویخت و با اصحاب فتنه دست به گریبان شد، توفانی بهپا کرد که بیاختیار ما را به یاد پیچ و تابهای هنرمندانه و یکهتازیهایش در زمین گل کوچک کیهان و قرارگاه امیرخان انداخت. به جای جادوگری با توپ و دریبلهای ریز و شوتهای فنی و کاری، حالا قلم او بود که رقصکنان بر صفحه روزنامه میخرامید و دلنوشتههایش بر صفحات اینترنت، شور و شعور پمپاژ میکرد؛ دل دوستان را خنک و سینه دشمنان را آکنده از کینه و درد میکرد. هنر او آنجا ظاهر شد که در هجوم ناجوانمردانه جبهه فتنه بر سرش، قافیه را نباخت و یک تنه قد علم کرد و جنگید و جنگید تا لشکر حریف سپر انداخت و خواب نیمهشب را بهانه کرد تا وانمود کند در صحنه مصاف یک «قبیله» با یک «مرد» کم نیاورده است! بیتردید، این روزها ادبیات انقلاب و ادبیات و هنر مقاومت به قلم حسین قدیانی بدهکار شده است. چه، او زمانی به پای این علم خجسته قامت برافراشت که بسیاری از سرافرازان این عرصه در قعود حیرت و سرخوردگی کمر خم کرده بودند. بگذریم از جماعتی که گسسته از بیعت پیشین راه خروج بر امام خویش در پیش گرفتند و سببساز جوشش غیرت نسل سوم انقلاب در هنگامه خیانت و سکوت خواص راه گم کرده و سرگردانی یاران دست و پا گم کرده شدند.
ادبیات غیرت، این روزها مدیون جوانی است که به کلمات، جان و معنایی تازه بخشید. حالا دیگر کمتر کسی است که وقتی نام «ساندیس» را میشنود به یاد این جمله فرزند شهید اکبر قدیانی نیفتد که «به کوری چشم فرانس 24، اعتراف میکنم و افتخار میکنم که حکومت به ما ساندیس داد.» آنقدر این جمله را گفت و نوشت و تکرار کرد که دشمنان ایران، از تهمتهای سخیف و مضحکشان به حماسه حضور ملت انقلابی و بلندهمت ما، انگشت ندامت به
هدایت شده از نصیر
دندان گزیدند.
شاگرد دیروز مدرسه، امروز استاد دل بردن از دلدارانی است که به نام خدا انقلاب کردهاند، به یاد روح خدا در صحنه دفاع از حق ایستادهاند و پیروی از ولی خدا (حضرت سیدعلی) را دعای فرج آن ذخیره موعود و دردانه خدا ساختهاند.
این سطرها را به مثابه شکر به درگاه حضرت حق به خاطر «تولد یک پروانه» و به نیابت از خیل عظیم خوانندگان و دوستداران قلم فرزند خوب ملت نوشتم تا شاهدی باشد بر صدق این ادعا که «شاگرد از استاد سر آمده است!»
محمدحسین صفارهرندی
هدایت شده از مکتب جهانی اسلام
🔴فاش شدن راز ۱۱ سپتامبر توسط ژنرال آمریکایی
💢ژنرال وسلی کلارک رئیس سابق ستاد ارتش امریکا و فرمانده سابق ناتو در سال ۲۰۰۷ با صراحت اعلام کرد:
♦️حادثه ۱۱ سپتامبر بهانهای برای ویران کردن لبنان، عراق سوریه، لیبی، سومالی، سودان و ایران بود.
♦️این ژنرال کهنه کار آمریکا ادامه داد: تمام ۷ کشور به غیر ایران با جنگ نابود شدند. ولی به دلیل قدرت نظامی ایران، استراتژی به نابودی نرم تغییر کرد.
♦️او هم چنین گفت تحریم ها دو هدف دارند.
یا ایران دچار آشوب می شود که پروژه سوریه جنگ داخلی اجرا می شود یا ایران تسلیم مذاکره می شود که پروژه عراق و لیبی خلع سلاح و حمله نظامی اجرا می شود.
♦️ایران راهی جز پیروزی در جنگ اقتصادی ندارد یا پیروز می شود و ابرقدرت می شود یا شکست می خورد و نابود می شود.
💯💯 از این گفتگو سال ها می گذرد و کشورمان ایران توانست مقابل شدیدترین تحریم های اقتصادی مقاومت کند و از پس تهدیدهای نظامی هم عبور کند. اکنون این ایران است که سرنوشت منطقه غرب آسیا را تعیین می کند و به یک قدرت جهانی تبدیل شده است.
📚منبع: کتاب برج های دوقلو
👤خوان آنتونیوسارین ... استاد دانشگاه شیکاگو
#ایران_قوی
#غرب_بدون_روتوش
🇮🇷 به #کانال_خط_شکن_بپیوندید.👇
Join🔜 @Khatshekan1🙏
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─