eitaa logo
متی ترانا و نراک
315 دنبال‌کننده
44.4هزار عکس
17.1هزار ویدیو
85 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شب آرامشش را از خدا قرض گرفته که اینچنین آرام است آرامشی از جنس خدا برای امشبتان خواستارم شبتون آروووم🌼
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ بہ نام او ڪه... رحماڹ و رحیم است بہ احساڹ عادت و خُلقِ ڪریم است به نام خداوند لوح و قلم خدایی که داننده رازهاست نخستین سرآغاز آغازهاست... 🌸الهی به امید تو . . .
🌹🍃🌹 🍃🌹 🌹 🌹🍃جانم فدای نام شما يا صاحب‌الزمان عج 🍃🌹قربان آن مقام شما يا صاحب‌الزمان عج 🌹🍃جان ميدهم بخاطر يک لحظه ديدنتان 🍃🌹دل عاشقٍ سلامِ شما يا صاحب‌الزمان عج سلام پدر مهربان ما صبحت بخير❤️
4_5979002270291853419.mp3
2.78M
زیارت عاشورا عربی
1_15128296.mp3
14.18M
دوستان چله روز بیست نهم ♦️هديه کنیم نثار روح پاک شهدا ويژه# شهید مهدی ایمانی🌷برآورده شدن دوستان و عاقبت بخیری (راس حوائج فرج مولایمان )☘
4_6035231299231285335.mp3
1.71M
🌼تحدیر سوره مبارکه یس
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
‍ ‍ هرکجا نوش کنی آب روان به لب خشک حسین(ع) شاه شهیدان صلوات💔😭 (🕌)اللّهُمَّ ✨(🕌)صَلِّ ✨✨(🕌)عَلَی ✨✨✨(🕌)مُحَمَّدٍ ✨✨✨✨(🕌)وَ آلِ ✨✨✨✨✨(🕌) مُحَمَّدٍ ✨✨✨✨(🕌)وَ عَجِّلْ ✨✨✨(🕌)فَرَجَهُمْ ✨✨(🕌)وَ اَهْلِکْ ✨(🕌)اَعْدَائَهُمْ (🕌)اَجْمَعِین
༻🌸༺ سجده هایم یا رضا و ربنایم یا رضا میزنم هرشب صدایت کن صدایم یا رضا می شود آمین دعایت با دعایم یا رضا دیر شد آقا چه شد پس کربلایم یا رضا 🌙صبحتون امام رضایی 【السلام علیک یا امام رضا(ع)】 ┄┅┅❁💚❁┅┅┄
💠 داخل قبر🌹🍃 🍃 #مادرش موقع تدفین احمد خیلی بی تابی میکرد به قدری گریه و زاری میکرد که می ترسیدم خدای نکرده قلبش بگیرد 🍂کنار مزارش منتظر جنازه نشسته بودیم یک خانمی بعد از دیدن بی تابی مادر از وسط جمعیت بلند شد و به من گفت حاج آقا خاک از قبر بگیر و روی سر خانمت بزار تا آرام بگیره من اینجور کارها و حرف ها را تا توی کتاب ندیده باشم یا از بزرگی نشنیده باشم قبول نمیکنم ولی این دفعه ناخوداگاه بلند شدم و این کار را انجام دادم 🍃بعد از چند لحظه دیدم خانمم کاملا آرام شد، مراسم تدفین تمام شد و ما برگشتیم خانه یکی دو روز بعد از خانمم پرسیدم چطور شد که سر قبر احمد یک مرتبه آرام شدی؟ 🍂گفت: من یک لحظه مثل اینکه خواب ببینم دیدم احمد از قبر امد بیرون و دست مرا گرفت و برد داخل قبر، به من گفت مادر چرا اینقدر بی تابی میکنی ببین چقدر جای من خوبه، درخت ها و میوه ها و خانه های زیبا را ببین شما دیگه برای من ناراحت نباش... راوی: پدر شهید #شهید_احمد_مکیان🌷 #شهید_مدافع_حرم 🍃🌹🍃صلوات
💠انس با قرآن 🔸وقتی احمد کوچک بود ما کلاس های #فرهنگی و #عزاداری را داخل خانه خودمان برگزار می کردیم، کلا سه اتاق داشتیم یک اتاق برای پدرم بود یک اتاق برای ما و یک اتاق هم پذیرایی. 🔹اتاق پذیرایی محل کلاس قرآن و برگزاری عزاداری بود، احمد در چنین خانه ای بزرگ شد و در شرایطی رشد کرد که غالبا #قرآن می شنید 🔸پدرم بعد از نماز صبح با صدای بلند قرآن میخواند و تمام اهل خانه صدای قرآنش را می شنیدند. احمد در این فضا با قرآن #انس گرفت و زمینه ای فراهم شد که زودتر از هم سن و سالانش قرآن را بخواند و حفظ کند. #شهید_احمد_مکیان 🌷 #شهید_مدافع_حرم 🍃🌹🍃🌹صلوات
🔰خادمی از جنس ایثار خون🥀 🔸 #مهدی در آغاز سفری که در آن به شهادت رسید🌷 آنچنان خوشحال از قم می رفت که من چنین خوشحالی😄 در 34 سال عمرش از وی ندیده بودم و البته امروز هم اگر گریه می کنم؛ برای او گریه نمی کنم❌ چراکه دعا کردم تا هرچه به #خیر و صلاح فرزندم است اتفاق بیفتد 🔹این معرفت و بزرگی البته در سخنان پدر #مهدی_ایمانی هم موج می زند آن جا که مهدی را امانت الهی♥️ می داند که خداوند با #شهادت به عنوان برترین پایان زندگی، این امانت خود را تحویل گرفته است👌 🔸او در حالی سفرهای متعدد به #سوریه داشت که به نقل از دوستانش، عطش شهادت🕊 روز به روز و ماه به ماه بیشتر در درون وی شعله می کشید و وقتی هم که به #شهادت رسید کسی از دوستانش تعجب نکرد چراکه همه وی را مستحق شهادت در راه خدا می دانستند و او را کاملا برای این پایان شکوهمند💖 آماده می دیدند. #شهید_مهدی_ایمانی 🌹🍃🌹🍃صلوات
ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ. ﻣﺎﺭ می گفت : ﺍﻧﺴﺎن ها ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﻓﻨﺎﮎِ ﻣﻦ می میرﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﯿﺶ ﺯﺩﻧﻢ! ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﻣﺎﺭ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺣﺮﻓﺶ، ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ؛ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺰﻡ ﻭ ﻣﺨﻔﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ؛ ﺗﻮ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺵ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻦ! ﻣﺎﺭ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻓﻮﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻟﻌﻨﺘﯽ! ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﻭ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﺯﻫﺮ ﮐﺮﺩ. ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺧﻤﺶ مرهم کرد ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﯾﺎﻓﺖ. چندی گذشت و ﺳﭙﺲ ﻣﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ: ﺍین بار ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ! ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ! ﺍﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ، ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻫﺮ ﺭﺍ ﺗﺨﻠﯿﻪ نکرد ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ، ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ﻭ ﻧﯿﺶ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﺮﺩ . ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ از ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻧﯿﺰ همین گوﻧﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﺑﻮﺩ می شوﻧﺪ . بیشتر ﻣﻮﺍﻇﺐ و ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ مان ﺑﺎشیم 🎀🌻🎀 🌻🎀🌻🎀🌻🎀 🌻🎀🌻🎀🌻🎀🌻