eitaa logo
متی ترانا و نراک
315 دنبال‌کننده
44.4هزار عکس
17.1هزار ویدیو
85 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بانام ویادخدا میتوان بهترین روز را برای خود رقم زد... پس باعشـ💞ـق وایمان قلبی بگوییم "بسم الله الرحمن الرحیم " خدایا به امیدتو نه به امیدخلق تو 🌺
بر چهره همچو ماه «» صلوات🍀 بر جذبه هر نگاه «مهدی» صلوات🍀 ما را نبود چو هدیه ای در خور او بفرست به پیشگاه «» صلوات🍀 السلام علیک ✋یابقیه الله الاعظم (عج) اللهم عجل لولیک الفرج🤲🍀 سلام پدر مهربان ما صبحت بخیر ❤️
4_5922542013198109678.mp3
1.8M
دعای روز دوشنبه
❤ گدای تو از هرڪسی ڪه پا بخورد تو را ڪه داشتہ باشد غـمِ چہ را بخورد تمام دغدغہ اش همین جملہ سٺ خدا ڪند ڪه مسیرم بہ بخورد
تکرار میکنم که " سلام علی الرئوف " تـا بشنـوم دمی " و علیک ســلام " را 💠 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى
🍃برای اولین بار در کوچه پس کوچه های خاطرات بیست سال پیش قدم برمیدارم. در پیچ و خم هفتاد و نه! 🍃 به دنبال نشانی میگردم و عاقبت به خانه اش میرسم. گویی زمان در آن متوقف شده و در و دیوار، بارِ خاطرات دوران را به دوش می‌کشند. 🍃من با این غریبه بودم! همه چیز در شنیده هایم خلاصه میشد. حالا به دنبال مقصدی مشخص، دست را گرفته و پا در این دوران گذاشته بودم تا اینبار دیده هایم را ثبت کنم📝 🍃مقصودم دیدن مردی بود به اسم فتح‌الله. بسته شده بود ولی او هنوز در آن سالها در و محکم ایستاده و حرف هایی داشت که برای منِ تشنه، به قطره آبی می‌مانست ولی برای خودش، هم درد بود و هم درمان! 🍃با به یاد آوردن آنها روح خسته اش درد میکشید ولی دل تنگش آرام می‌گرفت. نمیدانم عاقبت صندلی چرخداری که روزی همدم تنهایی‌اش بود او را خسته کرد یا همین خاطراتش عرصه را بر او تنگ کرد که طاقت نیاورد و از بند زمین رها شد. 🍃رهایی بی قید و شرط پس از چندین سال اسارت در چنگال دردی به اسم !🕊 🍃اسفند هفتاد و نه برای او زمستان نبود ، بهار بود. که بهایش سیزده‌سال همنشینی با بود💔 🕊به مناسب سالروز شهادت 🌹🍃صلوات