دلم میخواد برگردم به قبل تابستون ۱۴۰۳ درحالی ک پنجشنبه شبِ و با بابام رفتیم دوچرخه سواری لب ساحل و صدای گفتگوی چند نفر که اومدن شبنشینی بیاد
رکاب بزنم و ی کوچولو باد با هوای شرجی به صورتم بخوره. صدای امواج با صدای رکاب زدن ترکیب شه و زمان همونجا وایسه..