eitaa logo
نویسندگان جریان
603 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
129 ویدیو
9 فایل
در جریان باشید. کانال انتشارات @jaryane_zendegi زیرنظر مجموعه فرهنگی تربیتی کتاب پردازان @ketabpardazan_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوست دارم از او بیاموزم. همان که اول الگوی زنان مسلمان است. زمانه، کارِما را راحت کرده. گوشی را برمیدارم. نیم ساعتی جستجو کافی است تا حجم بزرگی از داده ها در اختیار داشته باشی. تند و تند میخوانم.بعضی حرفها تکراری و سطحی است و برخی گوهرهای ناب و چشمگیر. نمیخواهم به خوانده ها قانع باشم. پس گوشی را کنار میگذارم. فکرمیکنم. مهمترین بهره من از حدود ۵ دهه حیات او چیست؟ در ذهنم یک ستون از ویژگی هایش را ردیف میکنم: ثروت و مکنت، شجاعت در دفاع از پیامبر، مطیع و محبوبه ی همسر بودن، ایثار و... همه اینها را یک کاسه میکنم. حالا ام المومنین، حضرت خدیجه برایم یک مفهوم مشخص دارد: زنی که خودش را ، هر چه را داشت، از جان و مال و حتی آبرو خرج کرد، خرجِ عقیده اش. او با آن جایگاه اجتماعی بلند، میتوانست دخترش را در ناز و نعمت بپرورد، اما بر خاکِ شِعب بزرگش کرد. می شد که فخر بفروشد به عالم و آدم، اما متواضعانه به پیامبر اسلام گفت "بیتی بیتک و انا جاریتک" خانه ام خانه توست و من کنیزت. کم نیست! کسی که خود ۴۰۰غلام و کنیز در اختیار دارد چنین حرفی بزند. می اندیشم که این جسارت تنها از ایمان برمی خیزد و نه هیچ چیزِ دیگر. حالا دارم به سرمایه های خودم فکر میکنم. از مهرِ مادری گرفته تا استعدادها و مهارتهایی که در وجودم ساخته ام. کدام ها را می شود به پای باورها ریخت؟ همه را. از نگاه مهربانی که میتوانم به فرزندم بکنم تا قلمی که باید آن را در جوهرِ حقیقت بزنم. ما زنان فقط کافی است بخواهیم داشته هایمان را به جا خرج کنیم. دنیا را تکان خواهیم داد. ✍ فهیمه فرشتیان @jaryaniha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍀 شنبه‌ها، به وقت مطالعه. سلام، شب‌تون بخیر قبول باشه طاعات شما. وفات حضرت خدیجه کبری رو خدمت شما تسلیت میگم. این هفته، شنبه شب اومدیم با کتابگردی. 📚آیا می‌دانستید که خواندن رمان یک مهارت است؟ 📚سبک‌های خواندن رمان: 📌فایل‌های پی‌دی‌اف 📌کتاب‌های الکترونیک امروزه می‌توان در کنار کتاب‌های چاپی از کتاب‌های الکترونیک نیز استفاده کرد. البتّه در هنگام مطالعه رمان‌ها از روی منابع الکترونیک باید مراقب باشیم که دچار حواس پرتی و استفاده بیش از حد از گوشی یا تبلت نشویم. تهیه رمان‌های الکترونیک به لحاظ هزینه بسیار مناسب است. البتّه هیچ گاه حس یک کتاب کاغذی را برای خواننده ایجاد نمی‌کند. 📌گوش دادن به یک فایل صوتی کتاب‌های صوتی نیز سبک جدیدی از رمان‌خوانی را ایجاد کرده‌اند. هر چند که یک خواننده رمان ممکن است ترجیح بدهد که خود رمان مدنظرش را از روی کتاب بخواند ولی کتاب‌های رمان صوتی نیز می‌توانند برای شرایطی که مشغله زیادی داریم یک گزینه مناسب باشند. 📌هم‌خوانی رمان با دیگران استفاده از فضای آنلاین و امکان برگزاری وبینار این فرصت را ایجاد کرده است که بتوان در دورهمی‌های مختلف به هم‌خوانی رمان‌ها پرداخت. برای اینکه بهترین شیوه چگونه رمان بخوانیم را بیابید، می‌توانید در چنین نشست‌هایی حضور پیدا کنید و از تجربه سایر افراد کتاب‌خوان استفده کنید. 💥یک فایده برای رمان‌خوانی: سیر داستانی رمان باعث می‌شود تا ما با قهرمانان یک داستان هم ذات پنداری کنیم و به مطالعه رمان تا پایان آن بپردازیم. ✨لذت مطالعه نصیب‌تان 😋 @jaryaniha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود!»
«گل های سفید غوغایی به پا کرده بودند. نمی دانستند این گیاهی که میان آن ها رشد کرده، نامش چیست و از کجا آمده! فرق می کرد. مثل آن ها نبود. هرکس چیزی می گفت: ـ "چقدر قدشان بلند است!" ـ " چه برگ های درازی دارند!" ـ " انگار میوه دارند!" ـ " می بینید، در هر ساقه چند میوه دارد!" گیاه عجیب وقتی صدای گل های سفید میان دشت را شنید، تصمیم گرفت خودش را معرفی کند، بنابراین با صدای بلند گفت: ـ گل های سفید، من گندم هستم. همان طور که گفتید؛ قد بلندم و برگ های درازی دارم. در هر ساقه ام خوشه ای دارم پر از دانه های گندم. میوه های من، تبدیل می شوند به آرد و با آن نان می پزند." یکی از گل های سفید که از همه بلند تر بود و به گندم نزدیک تر بود از او پرسید: گندم، تو چطور از اینجا سر درآوردی؟ گندم جواب داد: من سبزه ی یک سفره ی هفت سین بودم. چند وقت پیش خانواده ای که برای گردش به طبیعت آمده بودند، مرا در اینجا رها کردند. حالا من میان شما گیاهان خود رو هستم.» ✍ممشلی عضو فعال کارگروه کودک و نوجوان @jaryaniha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام دوستان عزیز و همراهان همیشگی جریان... روزتون بخیر و شادی . امروز با تبریک مناسبتی همراه شما هستیم که.... تخصص کارگروه کودک و نوجوان جریان هست. 🎊🎉🎊🎉🎊از طرف گروه نویسندگان جریان، روز جهانی کتاب کودک رو به همه‌ی کتاب دوست‌ها ، کتابخون ها و نویسنده های کتاب کودک تبریک میگیم.🎉🎊🎉🎊🎉 @jaryaniha
🍀برخلاف اکثر مردم کتاب خواندن توی ماشین اذیتم نمی‌کند. به زبان طبی صفرام بالا نمی‌زند. پس تمام مسیر مشهد تا جایی نزدیک فریمان را مشغول خواندنم. موسیقی مدام عوض می‌شود، گاهی حتی قبل از لب باز کردن خواننده. اختیار پخش موسیقی اینبار در دست کوچکترین مسافر است. مناجات شعبانیه و دعای افتتاح، طاهری و پویانفر، زندوکیل و معتمدی؛ پشت سر هم و بی‌قاعده. هر سه نفر غیر از من با ضبط می‌خوانند. کودک تمرکزم خیلی ناخلف نیست و در دست است. 🍀با یامین پور سوار هواپیمایی به مقصد ژاپن می‌شوم، بیف حلال می‌خورم و فیلم ترسناک صندلی بغل را می‌بینم. در فرودگاه چرخ می‌زند و از بعضی فرهنگ هایشان می‌نالد. علاوه بر اینکه گاهی خودش را در کالبد مردم تصور می‌کند اینبار فرهنگ های ژاپنی را در تابلو های ایران جای‌گذاری می‌کند. تصمیم دارد از فرودگاه خارج شود؛ زند وکیل داد می‌زند. کتاب را می‌بندم. ××× 🍀اطراف سفره، به احتساب پیرمردی که روی مبل افطار می‌کند، هفت نفر نشسته اند. غذا های ما و مادر بزرگ جایی برای کاسه و بشقاب نگذاشتند. سالاد الویه، کشک بادمجان، سوپ، شله، کباب شامی و پنیر و سبزی. بدیهی‌ست که از همه چیز نمی‌شود چشید. بیشتر شبیه یخچال خالی کنی‌ست تا افطار. تا نماز بخوانیم چای خنک می‌شود. فراموش کردم بگویم بلافاصله بعد از رسیدن با پدربزرگ یک نهال کاشتیم. ××× 🍀مادربزرگ خمیرها را چانه می‌گیرد و بابابزرگ می‌کوبد به تنور. خنکای هوا بهاریست، سوز پاییز را ندارد. نان های داغ را روی سفره می‌چینم که خنک شود. میان وعده و زمان بقدری هستند که بشود لذت کافی را برد. مامان‌بزرگ همیشه با سلیقه ما خوراکی می‌خرد. پاهایش را روی هم انداخته و تلفنی با خاله که چهارمحال است صحبت می‌کند. پدربزرگ با هیجان و کمی مبالغه از زادگاهش می‌گوید. معتقد است وقتی نام تربت می‌آید باید صلوات فرستاد، خیلی دقیق دلیلش را نمی‌دانم اما این یکی از مبالغه های عجیب و غریب تربت حیدریه ایی ها درمورد قداست شهرشان است. کمی سر به سر هم می‌گذاریم و آخر سر می‌شنوم که «کاهن معبد جینجا» صدایم می‌کند. زنگ در می‌خورد. ××× 🍀محمد رضا، کوچک ترین نوه خانواده که سیزدهم یک ماهه می‌شود، را آورده بودند که کمی قربان صدقه اش برویم. همه خوابیده‌اند، یا لااقل وانمود می‌کنند. روی مبل نشسته ام و با تنها چراغ روشن سفرم را ادامه می‌دهم. کوچه های توکیو شبیه هم‌اند، خصوصا حالا که تاریک است. یامین پور خوشحال می‌شود که در کشور غریب دونفر پیدا شوند و با او سلفی بگیرند. بعید می‌دانم این رفتار آنها تاثیر کمی در رفاقتشان داشته باشد. بهر حال اکنون دارند از فعالیت های فرهنگیشان می‌گویند. منتظرم یامین پور از عقایدش بگوید و عقاید ژاپنی هارا تحلیل کند یا جایی بلند شود و یک سخنرانی طوفانی راه بیاندازد؛ اما اوهم بقدر من جسور است، نه بیشتر. بوی ماهی های ژاپن می‌پیچد لای سلول های مغزم، کتاب را می‌بندم. ××× 🍀اذان گفتند. منتظریم کار مادربزرگ تمام شود که به جماعت نماز بخوانیم. جزء امروزم را نخواندم، بلند می‌خوانم و پدر بزرگ غلط هایم را می‌گیرد. پنج صفحه قرآن، دورکعت نماز و حرکت. پدر بزرگ اصرار دارد وقت سلام و خداحافظی نوه هایش را ببوسد. ریش های زبرش روی صورتم می‌نشیند. هواهنوز روشن نشده که با یامین پور به برنامه های سفارت ایران در ژاپن بپردازیم. دوازدهم فروردینمان را به در کردیم و برنامه مان برای سیزدهم خوابیدن است. ۱۴۰۲/۰۱/۱۲ ✍سیده فاطمه قلمشاهی عضو خوش‌ذوق و خوش‌قلم جوانه‌های جریان @jaryaniha
چگونه کودک کتاب خوان داشته باشیم؟ 📗اولین و مهم ترین قدم این است که خودتان کتاب خوان باشید. 📘کتاب در سبد خرید خانواده باشد. 📙منبع اطلاعات خانواده فقط اینترنت نباشد و به کتاب نیز رجوع شود. 📗کتاب خریدن مثل اسباب‌ بازی خریدن برای کودک باشد. 📘همان طور که کودک در استفاده از اسباب بازی هایش آزاد است، اجازه دهید در استفاده از کتاب هایش هم آزاد باشد، از پاره شدن و تا خوردنشان نترسید. 📙کتاب هایی را برای کودک بخرید که خنده روی لب هایش بیاورد. 📗دسترسی به کتاب های کودک در خانه برایش راحت باشد. ✍خانم یعقوبی عضو فعال کارگروه کودک و نوجوان @jaryaniha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا