مغاکِ ویرانی
از بالا نظر به انتهای گودی قتلگاه سید دهشتناک است!
(در دهشت معانی؛ هول _پریشانی _ سراسیمگی_تعجب_حیرت_پروا و ... نهفته است)
یک وجهش شاید این باشد که پیش از این، اینجا کوهی قرار داشته که همهی ما به آن تکیه کرده بودیم!
و حالا ...
خوبی این شبها این است که خبرگزاریها ساکتتر از پیشاند و بقول خودشان طرف مقاومت نشسته است و نگاه میکند و دشمن میتازد! و چهبسا که هیچ راهی پیش روی خود نبینند مگر اینکه بچهی مظلوم که کتکخورش ملس شده برود و پدرش را بیاورد!
و عجیب آنکه دشمن زبون هم همین تصور را دارد !
و هرچه پدر داد میزند که حالا اینجور ها هم نیست طاقت بچه دیگر طاق شده!
میخوانیم که خدا بار اضافی بر دوش کسی نمیگذارد و انسانها وقتی که عزادار میشوند میگویند دیگر نمیتوانم!
اینکه نمیتوانیم به راهی که رفتهایم ربط و بستگی دارد!
این توانایی با زبان ممکن میشود
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد و اشتیاق
یا الم نشرح لک صدرک
و وضعنا عنک وزرک
الذی انقض ظهرک
و رفعنا لک ذکرک
اینکه ما مقاومت را شکستخورده و دشمن را پیروز میدان میدانیم بخاطر تصوری است که رئیسجمهورمان آنرا به نمایندگی از همهی ما خواسته یا ناخواسته بهزبان آورد!
حزبالله نمیتواند بدون کمک، دشمن اسرائیلی را شکست دهد!
و حالا سید مقاومت نیست و فرماندهان ردهی اول هم نیستند!
ظاهرا کار تمام است!
ما که تیممان اول بازی گل زده بود حالا در دقایق پایانی داریم دیقه به دیقه گل میخوریم و حریف هم مزه میریزد و جشن میگیرد!
راستش این دو روز حرفی در گلویم خشک شده بود!
اینکه مسئله آزادی قدس بود! و مگر سید شهید راه قدس نبود!؟ و در راه گذر کردن ما و این جهان از اسرائیل خادمی نکرد تا آنکه سرانجام خاک راه شد؟
این بهتی که امروز همهجا را فرا گرفته بهت از تصوراتمان نیست!؟ بهت چیز بدی نیست اگر باز زبان ما را بهانتظار و دعا باز کند
بند کن چون سیل سیلانی کند
ور نه ویرانی و رسوائی کند
من چه غم دارم که ویرانی بود
زیر ویران گنج سلطانی بود!
اگر نبود فیا سیوف خذینی مگر شمشیرها کاری می توانستند بکنند.
عبیدالله بن زیادها خوشحالند که با کشتن حسین (ع) بر حقند چرا که گویا خدا نیز از حسین (ع) دفاع نکرده است .
عبیدالله بن زیاد: ستایش خدا را که شما خانواده را رسوا ساخت و کشت و نشان داد که آنچه میگفتید دروغی بیش نبود.
زینب: ستایش خدا را که ما را به واسطه پیامبر خود (که از خاندان ماست) گرامی داشت و از پلیدی پاک گردانید. جز فاسق رسوا نمیشود و جز بدکار، دروغ نمیگوید، و بد کار ما نیستیم بلکه دیگرانند (یعنی تو و پیروانت هستید) و ستایش مخصوص خداست
عبیدالله بن زیاد: «دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟
زینب: جز زیبایی ندیدم! آنان کسانی بودند که خدا مقدّر ساخته بود کشته شوند و آنان نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خود شتافتند و بهزودی خداوند تو و آنان را (در روز رستاخیز) با هم روبهرو میکند و آنان از تو، به درگاه خدا شکایت و دادخواهی خواهند کرد، اینک بنگر که آن روز چه کسی پیروز خواهد شد، مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه!
عبیدالله بن زیاد: خدا دلم را با کشتهشدن برادر نافرمانت حسین و خاندان و لشکر سرکش او شفا داد.
زینب: به خدا قسم بزرگ ما را کشتی، نهال مرا قطع کردی و ریشه مرا در آوردی، اگر این کار مایه شفای توست، همانا شفا یافتهای
ابن زیاد با حالت خشم و استهزا: این هم مثل پدرش علی سخنپرداز است؛ به جان خودم پدرت نیز شاعر بود و سخن به سجع میگفت.
زینب: «زن را با سجعگویی چه کار؟» (حالا چه وقت سجع گفتن است؟) سرم گرمِ کار دیگر است! از سوز سینه چیزی بر زبانم جاری شد وگفتم.
#اُمّی
#بازنشر
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♨️ سایت مقام معظم رهبری فردا جمعه 13 مهر 1403 را جمعه نصر نامگذاری کرد.
📌 #خبر_فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
@fori_sarasari
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♨️ ببینید تا دلهاتان آرام گیرد.
آینده از آن ماست و مستکبرین نابود خواهند شد.
📌 #خبر_فوری_سراسری
بزرگترین کانال خبری تحلیلی در ایتا
@fori_sarasari
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#راه_نصرالله
ابتدای راه؛
ناتوان شدهمدد میخواهد
: یا امام علی یا امام علی سوی آتش میدَوَد نگران است عهد میبندد: ترا ترک نمیکنم حسین ترا ترک نمیکنم حسین نزدیک آتش میرسد آتش را سرد یافته و اینرا بهسان اعجازی تصدیق میکند: الله اکبر الله اکبر
فاتح شده ... فاتحانه رجز میخواند
: نحن ابناء ذاک الامام الذی قال: ما فرزندان آن امامیم که فرمود: اَ بِالمَوتِ تُهَدِّدُنِی یَابنَ الطُّلَقَا ؟ مرا بهمرگ تهدید میکنی ای بردهزاده ؟ اِنِّ المَوتَ لَنا عَادَه و کَرامَتُنَا مِنَ اللهِ الشَّهَادَه مرگ عادت ما و این کرامت ما (از سوی خدا)ست که شهید شویمپایان راه؛ آنجا نصرالله را میبیند: لبیک یا نصرالله ... لبیک یا نصرالله #جنوب_لبنان
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️نورمن بریسکی، بازیگر مشهور یهودی در تئاتر و تلویزیون آمریکای لاتین، پس از دریافت جایزهی یک عمر افتخار در جشنوارهی فیرو دِسین، یک سخنرانی طوفانی در حمایت از غزه و مقاومت داشت!
غزه ...
غزه ....
غزه ....
ناگهان سکوت
مگر میشود سه بار نام ترا برد و اشک نریخت!؟
نامی غبار گرفته
از ژرفنای وجودت ترا فرا خوانده است
ترا صدا میکند
و مرداب تو یک بار دیگر به ساحل دریای بیانتهایی وصل میشود
اشکی از این دست رهآوردِ یادی دوردست
خلوت و تنهایی و غربت و فقر تو آشناترین را مییابد
همان را که باید و خود نمیدانیم
گویی که بر لب ساحل نشستهای بیحسرتی
از بسکه با دریا یگانهای
هر روز و هر زمین کربلا و عاشورایی غزه! و ما بیتو دوره میکنیم: شب را و روز را هنوز را(شاملو)
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همسر شهید ارتشی، حمزه جهاندیده: اگر رهبرم امر کند طفل ۳ ماهه و کودک ۷ ساله ام را برای حراست از اسلام و مرز و بوم ایران خوراک موشک های اسرائیل میکنم.
امامخامنئی: ملت ایران را نمیشناسند
امام به ما آموخت که؛
" انتظار در مبارزه است "
و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه میدارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم ...
شهید عزیز آقا سید مرتضی آوینی ❤
#امام_میراث_فرهنگی_نیست
به کانال صحیفه نور امام خمینی(ره) بپیوندید👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/280887296Cfedaa076f1
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
ما با ترامپ پدر کشتگی داریم.
نقل است امام ما حضرت روح الله سالها پس از شهادت پدر در گوشهای به فکر فرو میرفت آنچنان که هیبت تفکر او نزدیکان او را تحت تاثیر قرار میداد. که روح الله گویی در شهادت پدر در انتظار عزم و همتی بزرگ بود. عزم و همتی که سالها بعد جهانی را تکان داد.
شهادت حاج قاسم پنج سال است روز و شب ما را گرفته است و ما را به تفکر در جهان امروز فراخوانده است.
ترامپ امروز سرمست پیروزی خود اما در غفلت از طوفانی که در پیش است.
آری تفکری عمیق طوفانی را در پیش دارد که دیگر پایان ندارد...
#خون_ایران
#مدرسه_سیاست
@soha_sima
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز شدن درب خانهی حضرت زهرا س برای اولین بار
انشاالله بشارتی باشه برای برای باز شدن درهای فرج
کتاب ؛ انسان و باز انسان
تالیف استاد اصغر طاهرزاده ...
گفت و گو با طاهرزاده چیزی شبیه نماز خواندن است ...
تا میآیی حرفی بزنی یا بهتر بگویم وقت حرف زدنت که میرسد (مثل رسیدن وقت نماز) بدنت شروع میکند به لرزیدن
البته من وقت نماز که میشود بدنم بیش از اندازه ثابت مینماید!
منظورم چیزی است که دربارهی اولیا شنیدهایم که هرگاه وقت نماز میشد رنگ از رخسارشان میپرید و رعشه بر سر تا پایشان میافتاد!
چرا که قرار است هست و نیستت بر ملا شود!
در محضر طاهرزاده نمیخواهیم همانی باشیم که پیش دیگران هستیم! همانی که دائما آرایشش یا گریمش میکنیم تا مبادا نقصی از ما پیدا شود و دستآویز این و آن!
البته هیچکس لَنگ آن نیست و دام نیانداخته تا نقصهای ما را دستآویز خود کند ولی خب ما ترجیح میدهیم اینگونه فکر کنیم چرا که خدای جهان امروز یعنی تکنیک نقصها را (نقص ظاهر را) بهیچ عنوان فراموش نمیکند و از صغیره و کبیرهی آن نمیگذرد!
ولی خب طاهرزاده است ! و ما که میدانیم ریاکاریم و پر از نقص انتحار میکنیم و دست به کار خطایی میزنیم!
بر ملا کردن خود پیش کسی که بندهی خدای دیگری است یا لااقل تیغش میبرد!
کار خطرناکی میکنیم و برای چند دقیقه ما بیدست و پاها دست و پا را از تکیهگاهها جدا میکنیم! کاری شبیه نماز خواندن! چرا که از گریم کردن خود له و لورده شدهایم و دربدر رحمن و رحیمی میشویم
اولیا وقت نماز که میشد میگفتند: وقت ادای امانت آمده!
گویا اولیا فقط امانتداران عجز خودند و هرباره عجز را در پیشگاه میآورند
با طاهرزاده میشود امانتدار شد و با بیم و امید از سر عجز با او سخن عاجزانه گفت