eitaa logo
جیم
139 دنبال‌کننده
156 عکس
185 ویدیو
1 فایل
نقطه‌ی‌جیم
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️نورمن بریسکی، بازیگر مشهور یهودی در تئاتر و تلویزیون آمریکای لاتین، پس از دریافت جایزه‌ی یک عمر افتخار در جشنواره‌ی فیرو دِسین، یک سخنرانی طوفانی در حمایت از غزه و مقاومت داشت! غزه ... غزه .... غزه .... ناگهان سکوت مگر می‌شود سه بار نام ترا برد و اشک نریخت!؟ نامی غبار گرفته از ژرفنای وجودت ترا فرا خوانده است ترا صدا می‌کند و مرداب تو یک بار دیگر به ساحل دریای بی‌انتهایی وصل می‌شود اشکی از این دست ره‌آوردِ یادی دوردست خلوت و تنهایی و غربت و فقر تو آشناترین را می‌یابد همان را که باید و خود نمی‌دانیم گویی که بر لب ساحل نشسته‌ای بی‌حسرتی از بس‌که با دریا یگانه‌ای
هر روز و هر زمین کربلا و عاشورایی غزه
! و ما بی‌تو دوره می‌کنیم: شب را و روز را هنوز را(شاملو)
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همسر شهید ارتشی، حمزه جهاندیده: اگر رهبرم امر کند طفل ۳ ماهه و کودک ۷ ساله ام را برای حراست از اسلام و مرز و بوم ایران خوراک موشک‌ های اسرائیل می‌کنم. ‌‌‌ امام‌خامنئی: ملت ایران را نمی‌شناسند
امام به ما آموخت که؛ " انتظار در مبارزه است " و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه میدارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم ... شهید عزیز آقا سید مرتضی آوینی ❤ به کانال صحیفه نور امام خمینی(ره) بپیوندید👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/280887296Cfedaa076f1
‌ ما با ترامپ پدر کشتگی داریم. نقل است امام ما حضرت روح الله سال‌ها پس از شهادت پدر در گوشه‌ای به فکر فرو می‌رفت آنچنان که هیبت تفکر او نزدیکان او را تحت تاثیر قرار می‌داد. که روح الله گویی در شهادت پدر در انتظار عزم و همتی بزرگ بود. عزم و همتی که سال‌ها بعد جهانی را تکان داد. شهادت حاج قاسم پنج سال است روز و شب ما را گرفته است و ما را به تفکر در جهان امروز فراخوانده است‌. ترامپ امروز سرمست پیروزی خود اما در غفلت از طوفانی که در پیش است. آری تفکری عمیق طوفانی را در پیش دارد که دیگر پایان ندارد... @soha_sima
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز شدن درب خانه‌ی حضرت زهرا س برای اولین بار ان‌شاالله بشارتی باشه برای برای باز شدن درهای فرج
کتاب ؛ انسان و باز انسان تالیف استاد اصغر طاهرزاده ... گفت و گو با طاهرزاده چیزی شبیه نماز خواندن است ... تا می‌آیی حرفی بزنی یا بهتر بگویم وقت حرف زدنت که می‌‌رسد (مثل رسیدن وقت نماز) بدنت شروع می‌کند به لرزیدن البته من وقت نماز که می‌شود بدنم بیش از اندازه ثابت می‌نماید! منظورم چیزی است که درباره‌ی اولیا شنیده‌ایم که هرگاه وقت نماز می‌شد رنگ از رخسارشان می‌پرید و رعشه بر سر تا پایشان می‌افتاد! چرا که قرار است هست و نیستت بر ملا شود! در محضر طاهرزاده نمی‌خواهیم همانی باشیم که پیش دیگران هستیم! همانی که دائما آرایشش یا گریمش می‌کنیم تا مبادا نقصی از ما پیدا شود و دست‌آویز این و آن! البته هیچ‌کس لَنگ آن نیست و دام نیانداخته تا نقص‌های ما را دست‌آویز خود کند ولی خب ما ترجیح می‌دهیم اینگونه فکر کنیم چرا که خدای جهان امروز یعنی تکنیک نقص‌ها را (نقص ظاهر را) بهیچ عنوان فراموش نمی‌کند و از صغیره و کبیره‌ی آن نمی‌گذرد! ولی خب طاهرزاده است ! و ما که می‌دانیم ریاکاریم و پر از نقص انتحار می‌کنیم و دست به کار خطایی می‌زنیم! بر ملا کردن خود پیش کسی که بنده‌ی خدای دیگری است یا لااقل تیغش می‌برد! کار خطرناکی می‌کنیم و برای چند دقیقه ما بی‌دست و پاها دست و پا را از تکیه‌گاه‌ها جدا می‌کنیم! کاری شبیه نماز خواندن! چرا که از گریم کردن خود له و لورده شده‌ایم و دربدر رحمن و رحیمی می‌شویم اولیا وقت نماز که می‌شد می‌گفتند: وقت ادای امانت آمده! گویا اولیا فقط امانتداران عجز خودند و هرباره عجز را در پیشگاه می‌آورند با طاهرزاده می‌شود امانت‌دار شد و با بیم و امید از سر عجز با او سخن عاجزانه گفت