جناب خدا وقتی من در حال فراموش کردن کسی هستم ازت تمنا میکنم که نیارش جلو چشمام :_
مامان من اینجوریه که شماره یکی دیگه میگیره میبینه اشتباهه بعد طرف که اشتباه بهش زنگ زده آشنا در میاد ، میشنه سه ساعت با اونم حرف میزنم/:
جِنابِ او +:
روزایی که مبینا نمیاد دانشگاه: :)))))))))))
وقتی بغل دستیم نمیاددددد:
جدیدا انقد دلم همه چی میخواد که وقتی بغل دستیمم داره یه چیزی میخوره سعی میکنم نگاش نکنم که یه وقت دلم نخواد /:
اونجایی تحت فشارم که بچها بهم یه چیزی تعارف میکنن سرکلاس از خوراکی های خودشون و من باید با خودم مبارزه کنم که بگم ممنون
نمیخورم و اصرار هم بکنم که نه سیرم وگرنه تعارف ندارم
چون اگه من بردارم خودش باید زمینو گاز بزنه
در حالی که دهنم داره آب میوفته ._.
خب من امروز متوجه شدم که آب دریا خزر رو میفروشن و آب دریا داره تموم میشه /:
داوش ناموسا دیگه از موتوری نگیرید خوب نیست به مولا