وقتی من میخوام یه خورده بیشتر با بقیه ارتباط برقرار کنم و ته صمیمیت رو نشون بدم :
لبخند عمیق تررر و پرسیدن چرت و پرت ترین سوالا /:
من وقتی کلی کار دارم : میرم با دوستام بیرون و تفریح میکنم تا بیشتر کارام بمونه :_
جوری که ما داریم برا راهیان رفتن تلاش میکنیم و به در بسته میخوریم و شهیدا اینجورین که داوش بی خیال نمیخوایم بیاین دیگه /:
جِنابِ او +:
چقد خوبه خاطرات خوب ادم زنده بشه
ولی بعدش انقد باید گریه کنی تا کور شی چون دیگه نمیتونی خاطراته خوبی با اون آدم بسازی :_
جِنابِ او +:
میخوام برم داد بزنم بگم: خبر نداری ای عشق چه کرده این درددد
نیازمند اینم که برم کنسرت علی یاسینی و داد بزنم : میشه نیای میشه ازت خواهشششش کنم باید ته مونده خاطرهاتو چالش کنم ««
اونجایی رو دوست داشتم که معلممون داد زد یکی داره میاد گوشی هاتو قایم کنید /:
این حجم از پایه بودن قابل توصیف نیست
مدرسه ما اینجوریه که هر وقت بارون میاد اینا غمگین ترین آهنگارو میزارن و فضا یه جوری میشه که میتونی تا خوده فرداش عر بزنی ._.
جِنابِ او +:
مدرسه ما اینجوریه که هر وقت بارون میاد اینا غمگین ترین آهنگارو میزارن و فضا یه جوری میشه که میتونی ت
حالا تا من اینو گفتم آهنگ شاد گذاشتن که قر تو کمرمون فراوون شههه