جِنابِ او +:
یعنی عاشق این مترجمام که وسط فیلم خارجی یهو ترجمه میکنن به پنج تن قسم :_
وایییی این سری یکی به اون یکی میگه کی بود که برات پیام فرستاد اینا ترجمه میکنن ایرانسلل /:
یعنی تهشناا
وقتی یکی لفت میده مغزم در همون لحظه:
یعنی چون خیلی چرت و پرت میگم و حرفام براش مسخرست لفت داد ؟
انسان مریض کیست ؟
کسی که میدونه پایان یه سریالی قرارع خیلی دردناک تموم بشه و کلی باید عررر بزنه
ولی همچنان اصرار بر دیدنش داره /:
یعنی مطمئن باشید دستتون پر عسل کنید تا ته بکنید تو دهن این ممبرا بازم لفت میدن :_
وقتی دارم پیاز خورد میکنم و شیر فلکه چشمم باز شده و همینجوری داره ازش آب میاد و دارم کور میشم
بابام همون لحظه:
میدونستی چقد اشکی که به خاطر پیاز خوردن کردن باشه برا چشم خوبههه
هدایت شده از آقایامامرضا.
میگه اول امام بهت میگه دوستت دارم،
بعد تو دلت براش تنگ میشه
خدا کنه راست بگه...
در مهمانی های ایرانی ها چه میگذرد:
_بحث کردن درباره اقتصاد و سیاست
_ دادن راهکار برای اقتصاد
_ گله کردن از مسئولین و گفتن جمله ی همشون لنگه همن
_ شفاف سازی درباره بخور بخور های مسئولین
_ صحبت درباره گرانی
_ صحبت درباره ازدواج و بچه دار شدن اعضای فامیل
_ صحبت درباره خاطرهای قدیم و بردن اسم هایی که تا حالا به گوشت نخورده
_ صحبت درباره نوه ی عمه نصرت الله خان
_جنگ سر شستن ظرف
_ صحبت درباره صفا و صمیمیت قدیم و تعریف خاطرها در این باره
_تبادل اطلاعات درباره نوهاشون و بچهاشون
_در آخر به نتیجه میرسن که رفت و آمد ها کم شده و تجمل گرایی زیاد شد و قدیم مهمون رو با یه دمپختک سیر میکردن /:
من سر سفره بخوام از صاحب خونه تشکر کنم باید قبلش دو تا لیوان آب بخورم سه بار نفس عمیق بکشم چند بار با خودم بگم تهشم صدام شبیه این جوجه های تازه از تخم در اومدس و یارو اصن نمیفهمه .
بعد تو چجوری همزمان از تمام اعضای خانواده تشکر میکنی و دیگه کم مونده از همسایه های بالا و پایینیشون به خاطر یاری در امر تشکر کنی، بعدم صدات شبیه رستم در جنگ با اشکبوس باشه ؟