دلم میخواد برم توی مترو و از تمام دستفروش ها خرید کنممم و یه کاری کنم خوشحال بشننن ولی متاسفانه بودجشووو ندارم »«
ای کاش مراقب بفهمه اگه بهم زل بزنه و بیاد تو دهنم وایسه یه کاری میکنه استرس بگیرم نتونممم هیچی بنویسمم:-
دوستم بعد امتحان دم در کلاس وایساده بود بعد ناظم اومد بهش گفت چرا اینجا وایسادی اون گفت منتظر دوستم هستم
بعد ناظم بهش گفت :
منتظراا که اینجوری وایمیستن مدلشون اینجوری نیستتت.-.
لطفاً اگه کسی میدونهه منتظرااا چجوری وایمیستن به منممم بگهه««
دیالوگه یه فیلمه بود که دختره آشپزی بلد نبود بعد ازش پرسیدن چرا گفت :
هر وقت مامانم میخواست بهم آشپزی یاد بده میگفتم از شنبه •-•
این دختررر دقیقااا مننمممم:-
نمیدونم چجوری باید ویلیام رو با اسفندیار و ژوزف با ژرژ و فناکیستوسکوپ با پراکسینوسکوپ قاطییی نکنمممممم :-
خیلی اسماییی که باید حفظ کنم زیاده بدتر از تاریخ ادبیاتههه ._.
چه چیزی توی امتحانا کم داریم که قشنگ نابود بشیم؟ آفریننن مریضییی و نمیتونی قرص بخوری چون خوابت میبره و نمیتونی درس بخونی •-•