شب ها با کلی ناراحتی و غم میخوابم ولی وقتی میرم مدرسه اصلا نمیتونم توی ناراحتی و غم بمونم چون نمیدونم چه چیزی داره که شروع میکنیم به خندیدن و تا ظهر و بیایم خونه هم ادامه داره و جالب این جاست که واقعا به چیزای چرت و پرت میخندیم/:
هدایت شده از -بورا
تنها چیزی که خوب یادم مونده این بود که صبح وارد مدرسه شدیم داشتیم پشت سر یه دختره میرفتیم. دختره سرش تو کیفش بود داشتم دنبال یه چیزی میگشت و در همون حین از بین وسایلش یه دوهزاری افتاد کف زمین... بعد برگشت نگاش کرد و رفتتت
حالا ماا سهه تاا اون وسط استپ کرده بودیمم
من هی اینجوری بود که بردارم بهش بدمم بعد دیدم نهه خودش دید افتاده و اهمیت نداادد و تندد داارهه میرهه
علامت سوال تو چهرمون اون وسط خیلی جالب بود😔😂
هدایت شده از -بورا
سر زنگ ورزش بعد یک عالم چرتوپرت گفتن، از این بازی مسخرهها که یه حدسی میزنی بعد بطری رو پرت میکنی اگه صاف وایساد اون حدست اتفاق میوفته و... ، بازی کردیم و سه سال دیگه وینچنزوی ایتالیایی قراره بیاد شوهرم بشه🤣
هدایت شده از ذهنی پر از خالی:)
سر تمام عکسایی که از ابر میبینید از کوکب و بلقیس کلی ذوق جیغ به کار رفته و دست هایی که هی میرن توی حلق من 😂🤣🥲