هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🍓🇵🇸
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جِنابِ او +:
برگرفته از یک داستان کاملا واقعی: من و رفیقم دیروز: #metoo #mood #fun 🤌🏻😔
ما همیشه وقتی میریم بیرون
میدونید خیلی ممبر های خوبی دارم هیچ وقت درباره ی هیچ چیزی براشون سوال پیش نمیاد یعنی خداروشکر منو اصن به چپ ترین نقطه ی کتفشون هم نمیگیرن ، اگه همسایه و فامیلامون هم با من اینجوری رفتار میکردن دیگه هیچ مشکلی نداشتم توی زندگیم.
وقتی خونه مامان بزرگ درس میخونی:
مامان بزرگ دو دقیقه یه بار میره میاد و انواع خوراکی ها و غذاها رو برات میاره.
وقتی خونه خودتون درس میخونید :
پشه ها و مگس ها هم حتی بهم سر نمیزنن باید خودم پاشم برم دنبال غذا بگردم .
دومین تعامل منو شوهر و خاله ام از نزدیککک یعنی خیلی نزدیکککک و من کاملاااا لالم جلوششش.
از خونه ی مامان بزرگم به خونه ی خالم کتابامو حمل میکنم دریغ از یک صفحه خوندن فقط عین بقچه گرفتم تو بغلم /:
هدایت شده از 𝑨𝒓𝒆𝒖𝒎 ִֶ
_ من جای اشتباهی رو انتخاب کردم نباید اینجا به دنیا میومدم
+ دفعه بعد میخوای کجا به دنیا بیای؟
_ میخوام به دنیا نیام :)
-
اجوشی من
بستنی خورده بودم بعد سه ساعت دنبال چوبش داشتم میگشتم بعد یادم افتاد که اصن من بستنی قیفی خوردم چوب نداشتهههه.
انقد که شبانه روز در حال دینی خوندن هستم میتونم برای خودم یه پا مرجع تقلید بشممم.