دیروز در همون لحظه ای که من داشتم عین پیش فعالا از همه چی میرفتم بالا سه دوتا جوجه اراذل داشتن دو متر اون ور تر سیگار میکشیدن خیلی هم سیس داشتن و فک کنم از اونا بودن که دوست دخترشون بهشون میگن آقایی.
اون هیئتی که خیلی دوسش داشتم مداحش کربلاعه و من عملا هنوز هیئتی پیدا نکردم که برم عالیه این محرم اصن برای من .
ولی من قلبم برای پسرایی هست که وقتی با یک خانوم توی آسانسور هستن اول به اون خانم میگن بفرمایید و صبر میکنن اون بره بعد خودشون میرن یا اینایی که درو برات نگه میدارن اصنننن.
منو امروز انگار زدن خیر سرم امروز نرفتم کارآموزی بمونم خونه کار کنم از صبح عین جنازه فقط دراز کشیدم
تو حتی توی خوابم هم با من رفتار انسان طوری نداری چه توقعی ازت هست که توی واقعیت داشته باشی