من هر سری که از خواب بیدار میشم تا یه ساعت شبیه قاتل نشستم و جوری به بقیه نگاه میکنم که انگار حقمو خوردنی بعد توقع هم دارم از سینگلی دربیام و ملت از من خوششون بیاد.
تو ایران اگه نیاز باشه به خاطر گرما هر روز بری حموم اینجا باید یه ساعت یه ساعت بری حموم به خاطر گرما .
روزی که مامانمو مجرد ندونن و بفهمن که متاهله و من دخترشم نه خواهرش و دوستش عید منه.
دارم هر سری اتفاق های عجیب میبینم خانومه بدون چادر و با آستین کوتاه نشست نماز خوند و هنوز نتونستم هضم کنم :/
منی که کلاس عربی رفتم تا حرف بزنم اما تنها چیزی که دوباره یادمه تا بگم شکرا هست .
به خدا برای من پشمی نمونده که بریزه خانوم های عرب داشتن روضه میخوندن بعد یکیشون به جای سینه زدن داشت دست میزد ، من نمیدونم توی فرهنگ خودشون چه معنی داره ولی فقط ما همه پشمامون ریخته بود.
من وقتی کلا یه نصفه روزه از هم کاروانیامون جدا بودم: خدا آدمو غریب نکنه ، غریبی درد بی درماننن
من میتونم فقط بهتون بگم با کراشتون و نامزدتون هی کسی که توی زندگیتون دارید اربعین نرید با هم سفر بزا هر وقت اسمت رفت توی شناسنامه دیگه گرفتت تموم شد بعد برید چون شخصیتی از انسان ها اونجا رو میشه که امکان داره طرف رو کلا منصرف کنه 😂😞.
من اصن نفهمیدم دیشب چیشد یهو رفیقمو وسط راه دیدم بعد رفتیم یه موکبه روضه بود انگار ولی نبود تهش بهمون شامپو و حوله دادن یهو هم کاروانیامونو دیدیم انگار صد سال همو ندیده بودیم دلم براشون تنگ شده بود بعد همون وسط یهو کامیون گرفتن همه رفتیم سوار شدیم مرده ترمز شتری میزد استخونمون خورد شده بود و تموم این اتفاقا توی یه ربع افتاد :/