توی ماشین شوهرش بودیم برای اولین بار بعد مثلا میخواست جو رو اوکی کنه برگشت گفت آره کوکب یادته ، بچه بودی مادر شوهرم اینا میومدن خونتون بعد تو میگفتی که من نمیخوام برم خونمون چون دوتا پسراشم هستن و میومدی خونه ما 🤣😭.
وایییییی مامان و بابای رفیقم نیستن بعد خواستیم برا شام غذا سفارش بدیم مرده غذا رو آورد خیلییی وحشتناک بودددددد🤣 یه جوری نگاه میکرد و حرف میزد که هر لحظه منتظر بود تعارفش کنیم بیاد شامو با ما باشه 😂😞.
دیشب تازه سه خوابیده ام بعد الان که دوباره برا نماز بیدار شدم دیدم خواهرای رفیقام از دیشب ساعت یک شروع کردن فیلم دیدن و تا الان داشتن ادامه میدادن بعد یکشیشون اینجوری بود که تروخدا بزن جلو دارم از خواب میمیرم 🤣😞.
هدایت شده از کیدراما بولا بولا ^-^
#ستاد_مقابله با فراموشی غافلگیری تولد اوکچانمی که کیوت ترین اتفاق سریال بود.
#انتقام_از_دیگران
@kdrama_bolabloa
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
رفتم تو سوپری گفتم سلام خوش اومدی بفرمایید، بنده خدا همینجوری زل زده بود به من😂😂😂
》کاپیتان لیوای《
@farsitweets
هدایت شده از آبیِآسمان⛅️✧!
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمتر از یک ماه تا مواجه شدن با این وضعیت🤝
جِنابِ او +:
بچهها من نمیدونم ما چی مصرف کردیم ولی به طرز عجیبی از این حرکت لذت میبرم🤣
حتی نمیدونم پایانش قراره کی باشه 😂😞
هدایت شده از مخمور.
نه اشتباه نکن بزرگترین اشتباه من این بود که تو رو دوسِت داشتم.