امشب از اون شب هاست که دلم میخواد پاشم برم مشهد از اون ورم یه پرواز مستقیم به کربلا .
به خدا نمیدونم دارم چیکا میکنم کلا کمتر از یک ساعت خوابیدم اون در یه شرایطی افتضاحی که مثلاً خوابم عمیق نشه بعد بلند شدم و عین بلدوزر شروع کردم درس خوندن ، فک کنم اینی که داره این کارا رو انجام میده کوکب واقعی نیست .
امروز داشتیم سریال نگاه میکردیم و یهو معلم تخصصیمون دستش رو گذاشت رو شونه مون و برگشت که عهه این سریالههه من اینو تا حالا دوبار دیدمممم و پشمای ما ریخته بود کف زمین .
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
دلم برای طرز رفتارت با من، اون موقع که تازه باهم آشنا شده بودیم تنگ شده.
»سِباسْتین«
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
شما هم اینجورید که نمیدونید از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ چه اتفاقاتی افتاده و چطور به این آدم تبدیل شدید؟
👤saba
@farsitweets
کیه که یهو وسط درس خوندن فازش گرفت بره جلوی موهاشو کوتاه کنه و الان شکل ببعی شده؟ آفرین من
ای کاش انقد ناراحت میشدم که از قلب درد میمردم ولی چون خدا میدونست فردا آزمون دارم خیلی ناراحتم نکرد .
امروز نمیدونم چرا بچه خرخون های کلاسمون انقد زیاد شده بودن و به چشم میومدن و خیلی مشتاقانه داشتن جواب معلم رو میدادن انگار که یه اتفاق خیلی بامزه ای داره میوفته بعد ما عقب عین این افسردها نشسته بودیم انگار رومون خاک مرده پاشیده بودن.