به خدا نمیدونم دارم چیکا میکنم کلا کمتر از یک ساعت خوابیدم اون در یه شرایطی افتضاحی که مثلاً خوابم عمیق نشه بعد بلند شدم و عین بلدوزر شروع کردم درس خوندن ، فک کنم اینی که داره این کارا رو انجام میده کوکب واقعی نیست .
امروز داشتیم سریال نگاه میکردیم و یهو معلم تخصصیمون دستش رو گذاشت رو شونه مون و برگشت که عهه این سریالههه من اینو تا حالا دوبار دیدمممم و پشمای ما ریخته بود کف زمین .
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
دلم برای طرز رفتارت با من، اون موقع که تازه باهم آشنا شده بودیم تنگ شده.
»سِباسْتین«
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
شما هم اینجورید که نمیدونید از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ چه اتفاقاتی افتاده و چطور به این آدم تبدیل شدید؟
👤saba
@farsitweets
کیه که یهو وسط درس خوندن فازش گرفت بره جلوی موهاشو کوتاه کنه و الان شکل ببعی شده؟ آفرین من
ای کاش انقد ناراحت میشدم که از قلب درد میمردم ولی چون خدا میدونست فردا آزمون دارم خیلی ناراحتم نکرد .
امروز نمیدونم چرا بچه خرخون های کلاسمون انقد زیاد شده بودن و به چشم میومدن و خیلی مشتاقانه داشتن جواب معلم رو میدادن انگار که یه اتفاق خیلی بامزه ای داره میوفته بعد ما عقب عین این افسردها نشسته بودیم انگار رومون خاک مرده پاشیده بودن.
فک کنم باید آرایش ضد آب انجام بدم که اگه توی ماشین نشستم عین این شکست عشقی خوردها عر زدم بازم وقتی میرسم به مقصد قیافم خوب باشه .
پسرم تازه عمه گفتن یاد گرفته و هی عمه صدام میکنههه و هر باری که اینو میگه باعث میشه بخوام تا ابد زندگی کنم و یه جون به جونام اضافه میکنه و باید پاشم برم لهش کنم .