eitaa logo
جِنابِ او +:
169 دنبال‌کننده
3هزار عکس
461 ویدیو
1 فایل
_منِ او ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت ؛ جایت همیشه در دلِ من درد میکند . -گوش شنوا https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=NsR6HNAGJUTZZU6H&btn=
مشاهده در ایتا
دانلود
من تموم شدم امشب به سلامتی.
از دیروز تا حالا همینجوری دارم گند میزنم ، تولد دوستم رو‌ بعد یه هفته بهش تبریک گفتم چون یادم رفته بود و مامانم بهم یادآوری کرد ، کارت امتحانم رو گم کردم ، درِ بالکن رو باز کردم ولی توری رو‌ نکشیدم و معلوم نیست چند تا چرنده و خزنده اومده تو خونمون ، مامانم غذا رو بهم سپرد و رفت و وقتی اومد دید غذا سوخته چون من یادم رفته بود زیرش رو خاموش کنم اگه به همین‌روند ادامه بدم مامانم از خونه منو میندازه بیرون .
مامانم همشش میگه حواستتت یه جای دیگسس الانن فک می‌کنه عاشق شدم یا پارتنر پیدا کردممم حالا بیا ثابتت کننن چیزی نیستتت🤣🤣😞.
پس کی قراره امیرمهدیِ فاطمه خانوم و مرد موطلاییِ زندگیِ مَن پیدا بشه .
وقتی خودمو توی فیلمای قدیمی می‌بینم: برم بمیرم منن ، پاشمم برم بمیرممم.
من حتی اگه هیچ کاری هم نکنم و فقط پنجره رو باز بزارم و دراماهای این پسربچهای توی کوچهه رو بشنومم حوصلم سر نمیره ، الانن یکیشونن لاتیشوو پر کردهه میگه آره داری آبجیِ همکلاسی منو مسخره می‌کنییی🤣🤣.
میشه بیام بگم من دیگه باهاتون نمی‌خندم حالا میشه دیگه با هم دوست نباشیم؟؛
اسعد منو توی کتاب خوندن بد عادت کرده و همش منتظرهه هیجان و بدبختی و گلولههه و خونن و ایناممم.
امروز خیابون رو سیل برنداشت یعنی بلاخره کوکب موفق شد زنده بمونه آره؟!
- امروز آخرین روز ۱۲ سالِ تحصیلیی آخرین روزی که لباس مدرسه پوشیدمم و رفتم مدرسه و کنار آدمای مورد علاقمم بودم ما دیگه هیچ وقت قرار نیست جلوی در نمازخونه منتظر بلقیس باشیم ، دیگه ساندویچای نصفه خالیه خانوم عرب رو نمی‌خوریم ، دیگه اونو بازی نمی‌کنیمم ، دیگه ۷ صبح توی راهروی تاریک پشت در سایت نمیشینیم تا زی زی با نسکافش بیاد، دیگه صبحا با اقدس و بلقیس نمی‌ریم مدرسه ،دیگه با یلدا و بلقیس هم گروهی نمی‌شیمم ، دیگه دسته جمعی نمی‌ریم از معلم بخوایم که بزاره بریم تو حیاط و دیگه هیچ وقت قرار نیست این کارهای عادیِ دوست داشتنی رو انجام بدیم و تمامم خاطرات و خندهای ما توی این حیاط و کلاس ها میمونهه میزهای سر کلاس و نمیکت های توی حیاط یادشون میمونه که یه روزایی اینجا آدم هایی بودن که از ته دلشون خندیدن .]
و خب میشه گفت شاید باید به خاطر بزرگ شدن گریه کرد؟!)