چیزی که این همه سال توی ذهنم بود و با هر اتفاق هی توی ذهنم تکرار میشد این بود که تو که بیشتر از همه از احساسات من خبر داشتی و میدونستی من توی اون تایم شکسته ترینم ولی بازم اون همه باهام بد بودی و کاری بهم نداشتی!؟)).
جِنابِ او +:
خداروشکرر که توی عکس گواهینامه ام شبیه کلثوم اکبری ساکن ساری افتادم.
روسریم رو گره زده بودم حالا توی عکس شبیه خواهر مریم افتادم ممنونم واقعا.
هدایت شده از 𝘦𝘨𝘩𝘔𝘢
چی میشد اصلا تابستون نداشتیم ؟
فقط بهار ، پاییز ، زمستون خیلی ناز و خوب میشد😭
همه چی خوب بود تا اینکه من اومدم به اقدس بگم قاه قاه میخندیدم ولی گفتم من قار قار میخندیدمم و دیگه بعدش ترکیدیمم.
ما دور هم جمع میشیم چیکا میکنیم ؟ به لال بازی و کج شنواییامون میخندیم ، اونم خنده نهاا، خندهای که همهه وسط خیابون برگردن نگات کنن.