داشتم به مامانم میگفتم وای من خیلی دیروز لال بازی در آوردم ، برگشت بهم گفت آره شنیدم داشتی میگفتی قدم نمیبینه🤣🤣😞.
فاطمه امروز خیلی خوشحالم کرد اینجوری بود که دلم میخواد بیای خونمون با هم فیلم ببینیم ، اینجور بودم که چرا ؟ گفت فیلم دیدن باهات حال میده همیشه فیلم و انیمیشن های خوبی معرفی میکنی بعد تحلیلش میکنی خوش میگذرهه:))))))
امروز رفتم بازدید عروس و تجربه ی جالببی بود، یه ساعت حس عروس بودم بهم دست داد .
همه راجب مراسمشون استرس داشتن و نگران میکاپشون بودن منو و فاطمه داشتیم کل سالن رو جاج میکردیمم جالب بود سینگلبودن.
فک کنم فقط وقتی من پشت ماشینم حق با عابر پیادس، زمانی که خودم عابر پیادم هیچ وقت حق با من نیستتت😭😭.
و جالب اینکه همیشه وقتی دارم از خیابون رد میشم یه پژویی هست که یه پیرمرد رانندشه و میاد از جلوم رد میشه و هوار میزنه وای خانم حواست کجاست ، مرد من هنوز پام به خیابون نرسیده که بخوام رد شمم.
از خدا براتون میخوام هیچوقت نرید توی گروهی که دوست ندارید بقیه بدونن اونجارو سین میکنید و یهو دستتون بخوره با کل اعضا تماس تصویری بگیرید😭😭😭.