امروز کلی برنامه داشتم که حرف های احساسیم راجب این تابستون و خداحافظی باهاش رو تو دفترم بنویسم و برنامه ریزی ماه مهر هم بکشم ولی هم یادم رفت هم کلا رفتم بیرون خونه نبودم که انجام بدم. ولی نوپرابلم.
دیگه از امروز شروع روزهای طولانی ایه که باید به گفتن این "نوپرابلم" عادت کنم و به یاد بیارمش.
خداوند مهربان است پس... ؛
نوپرابلم.