پوست لبم رو خوردم و کنده شد و خون. عاشق ماشق استرسیم الهی پایدار باشه زندگیم با استرس.
یکی تورو با یهکلمه آشنا کرده که باعث شده بخاطر علاقهای که به طرف داری، از اون تو جملاتت استفاده کنی. یکی باعث شده از یهچیزی بترسی و سمتش نری. شده تاحالا برام همچین اتفاقایی بیافته، یکی سلیقهی موزیکم رو طوری تغییر داده که فکر نمیکردم، یکی باعث شد یهآهنگی رو دوست داشته باشم. و خب همین باعث شد من یکهو بهخودم بیام بگم عه؟ این تویی؟ چهتغییر کردی! خودت تغییر کردی؟ آدمها تغییر میکنن ولی چهآدمی تورو تغییرت داد؟ یادت میاد؟ نه.
بعد دیگه یادت نمیاد کِی و چهزمانی چیبودی، چیشدی یا شاید یادت بیاد اما اونقدری که بهالانت عادت کردی دیگه دلت نمیخواد برگردی اونموقعها.
من واقعا آدم شادی نیستم. طی هفته گذشته چندین بار تو ذوقمن خورد، تو ذوق بقیه خورد (توسط من) اما خب. با این وجود آهنگهایی غمناک دریافت میکنم که مثل اینکه وایبم رو میده.
خوبه همینجوری لطفاً زندگیم پیش بره راضیم، دیگه نه ارتباط اجتماعی برقراره نه نفرتی. هرکی هم ازم امید داشت خودش داره پژمرده میشه.
البته که هنوز شادیای هست برام، که واقعا من رو پژمرده نکرده، اما من شاید کسیرو کرده باشم.