eitaa logo
جنبش فرهنگی رحیل
587 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
945 ویدیو
19 فایل
📲ارتباط بامدیر: @n_moradiyan کانال سروش : https://splus.ir/jonbeshrahil کانال روبیکا: https://rubika.ir/jonbeshrahil پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/jonbeshrahil/ واحد خانواده جنبش رحیل : https://eitaa.com/rahil_roshd
مشاهده در ایتا
دانلود
8.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما سینه زدیم بی صدا باریدند از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند  ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند.. 📌فاطمیه ۷۵ روز - آذر ماه ۱۴۰۱ 🎙 راوی دفاع مقدس دکتر حسن باخرد 🕌 مسجد محمد رسول الله [@jonbeshrahil]
4_6003476243779944497.mp3
12.96M
حتما گوش کنید و عمل کنید 🔺توی این اعتکاف قراره تو خودتو برای امام زمانت آماده کنی ... 🎙 اعتکاف به روایت حاج حسین یکتا 🔸 کسانی که قصد دارند معتکف بشوند حتما این پادکست رو گوش بدن. | @jonbeshrahil
جنبش فرهنگی رحیل
شهید حجت‌ الاسلام والمسلمین #مصطفی_خلیلی‌_بلوطکی فرزند نورالله در تاریخ 18 شهریورماه سال 1367 در اهو
: 🔹اخلاق طلبگی: از خصوصیت بارز شهید اهتمام فراوان او به نماز اول وقت بود. به نماز شب اهمیت می داد و همسرش در این زمینه میگوید: «از صدای قرآن خواندن و گریه کردنش می فهمیدم که برای نماز شب بیدار شده است». همیشه بیش از سخن گفتن، با عمل خود بر دیگران تأثیر می گذاشت. به پدر و مادرش بسیار احترام می گذاشت. شهید اهل صله رحم بود و اگر کسی مریض می شد، به عیادتش می رفت. همسر شهید می گوید: «هیچ وقت انتظار کمک از شخصی را نداشت و توکلش فقط به خدا و امام زمان(عج) بود. همیشه درکارهای خانه به من کمک می کرد و خیلی برای پسرمان وقت می گذاشت». 🔸انگیزه اعزام : همسر شهید می گوید: «به ایشان گفتم: ما الآن اول زندگی هستیم، اگر می شود چند سال دیگر بروید، ایشان می گفت: فکرکن که الآن امام حسین(ع) به ما نیاز دارد، آیا من می توانم بگویم که ای امام! الآن صبر کنید من چند سال دیگر می آیم!! وقتی برادرش به شهید گفت پس خانواده ات چه می شود؟ گفت: زمانی که مسأله جهاد پیش آید، خانواده اولویت دوم میشود و رفتن به جمع مدافعان حرم برایم تکلیف است.» | @jonbeshrahil
جنبش فرهنگی رحیل
شهید حجت ‌الاسلام والمسلمین #مجید_محمدی ، از اساتید داشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر و نخستین روحانی شه
: چطور شد که تصمیم گرفتن برن سوریه؟ همسر شهید: خب ایشون جانباز دوران دفاع مقدس بودن و از دوستان شهید مختاربند و کجباف. بعد از شهادت اون دو عزیز، دیگه مجید، حال خودش نبود. بهش میگفتم مجید، تو تغییر کردی....اصلا آروم شده بود. تو خودش بود.اخبار سوریه رو دنبال میکرد.روز تاسوعا و عاشورا خیلی بیقراری میکرد. وقتی حرم حضرت زینب رو تلویزیون نشان داد، بلند بلند گریه میکرد، میگفت من لیاقت ندارم که برم حرم. میگفت من حتما یه عیبی دارم که حضرت منو قبول نمیکنه. فقط با ریختن خونم ، پاک میشم...دو سال پیگیری کرد تا بالاخره آذر 94 اعزام شد. هم رزماش تعریف کردن برامون، میگفتن:" حاجی چون از همه مون بزرگتر بودن، واقعا مثل پدر با ما رفتار میکردن. شبها اصلا نمیخوابیدن. همه کارای سنگر رو ایشون میکردن. سنگر همیشه تمیز و مرتب بود. کفش هامون رو واکس میزدن. غذا برامون درست میکردن..حتی مراقب سر و وضع ظاهری بچه ها بودن. سر بچه ها رو اصلاح میکردن..." خیلی بچه ها دوستش داشتن. خودش هم البته دست به قلم بود. یه سری خاطرات هست که خودش نوشته. هم نامه برامون نوشته و هم خاطرات. نوشته بود که :《 هفته اخر بهمون گفتن یه عملیات دیگه مونده ولی شما اگه میخواید میتونید برگردید ایران. رفتم یه گوشه ای نشستم و به یاد همسرم و بچه ها گریه کردم. با خودم گفتم باید برگردم. ریحانه هنوز بچه هست. تو همین فکر بودم که یه لحظه به خودم اومدم و یاد شب عاشورا افتادم که امام به یارانش اجازه ی برگشتن داد. از خودم خجالت کشیدم. گریه کردم. پا شدم نمازم رو خوندم و رفتم گفتم نه من میمونم .》 که دیگه در همون عملیات شهید شدن. | @jonbeshrahil
جنبش فرهنگی رحیل
#محمد_هادی_ذوالفقاری سیزدهم بهمن سال ۱۳۶۷ بود که محمدهادی به دنیا آمد،‌ هادی در شب جمعه و چند روز
: 《عاشق کربلا شد و امام حسین(ع) خریدش》: سال ۱۳۸۷ در حوزه علمیه «حاج شیخ ابوالفضل» تهران طلبه شد. وقتی یک سفر از طرف پایگاه بسیج به کربلا رفتند، عاشق کربلا شد و برای ادامه تحصیل در حوزه علمیه به نجف رفت. آنجا هم در نیروهای مردمی عراق حشدالشعبی فعالیت می‌کرد، هم به جهاد می‌رفت و هم درسش را ادامه می‌داد. رجبعلی ذوالفقاری گفت :‌ سال ۱۳۹۳ با خمپاره حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) را می‌زدند. در عملیاتی که محمد هادی هم در آن حضور داشت، داعش مجبور به عقب نشینی می‌شود، پس از عقب‌نشینی هادی و هم رزم‌هایش که ۲۴ نفر بودند به شکرانه این پیروزی جمع می‌شوند و زیارت عاشورا می‌خوانند. فرمانده انها از دور دیده که یک بولدزر انتحاری به آن‌ها نزدیک می‌شود و هرچقدر فرمانده آن‌ها را صدا می‌زند نمی‌شنوند. بولدزر که نزدیک می‌شود هادی بیرون می‌آید و تیراندازی می‌کند؛ اما بولدزر منفجر شده و همه ۲۴ نفر شهید می‌شوند. پدر بزرگوار شهید مدافع حرم تصریح کرد :  پیکر شهید ذوالفقاری دو روز پیدا نمی‌شود. به ما گفتند باید به بغداد بیایید تا از طریق تست DNA فرزندتان را از بین استخوان سوخته‌ها پیدا کنیم اما روز بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند که بعد از عملیات انتحاری آن روز در سامرا، تعدادی از پیکر شهدا را به بغداد آورده‌اند. فرمانده در سردخانه را که باز می‌کند و اولین شهیدی که می‌بیند هادی است که عکس «مقام معظم رهبری» روی قلبش نصب کرده و همچنین از روی انگشتر و لباسش او را می‌شناسند. 《مزارم را حسینیه کنید》: حاج رجبعلی ذوالفقاری گفت: ‌شهید محمد هادی در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود داخل مزارم را سیاه پوش کنید تا حسینیه شود، به سنگ لحدم پارچه‌ای که به نام مبارک یا زهرا(س) متبرک است وصل کنید تا وقتی بلند شدم که جواب بدهم، به جای گفتن آه، یا زهرا(س) بگویم. این پدر شهید تصریح کرد :‌همچنین در وصیت نامه‌اش سفارش کرده بود که پیکرش را قبل از تدفین در حرم‌های مطهر ائمه(علیهم السلام) در کاظمین، سامرا، نجف، کربلا و مشهد طواف دهیم و البته شهید همه این مکان‌های مقدس جز مشهد زیارت کرد، مشهد را هم گفتند چون شهید ایرانی است اگر به ایران بیاید دیگر اجازه برگشتن به نجف را نمی‌دهند. پس از زیارت حرم‌های مطهر در وادی‌السلام آرام گرفت.  | @jonbeshrahil