مامانم داره در مورد مهم ترین بحث زندگیم حرف میزنه
من: مامان ببین الان کتابم تازه رسیده به جایی که قراره برن آدم بدا رو دستگیر کنن بیا بعد حرف بزنیم
مامانم:😐😐
من:😂😚
هدایت شده از ◟𓏲࣪𝑽ᰔ𝗅͜𝗅𝖾ყ𝖻ᥲḷḷ𓄹𓈒◞
509.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدونمچقدردیگهبایدصبرکنم
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
طرف نوشته با پول ما میرن کربلا...
شما اگه پول داشتید، بهخاطر ۲۰ دلار با پرچم اسرائیل نمیرقصیدین :))
@farsitweets
هدایت شده از لئو
ولی خیلی وقته که دیگه زندگی حس عکس گرفتن نداره، درختا گم شدن، آسمون ابر نداره، آفتاب فقط میسوزونه و اذیت میکنه، دیوارا فقط فاصله میندازن، درا فقط باز و بسته میشن، پنجرهها جلوی باد رو میگیرن. انگار همهچیز فقط داره طبق روال عادی خودش پیش میره. زندگی واقعا کسلکنندهست. این وسطم اونی که نمیدونه چیکار داره با خودش و زندگیش میکنه منم. هیچی مزه نمیده، همهچی تکراریه و تاریک. خوابم من توی بیداری، شمع زندگی خاموش شده و کبریتا هم تموم شدن.