eitaa logo
مهوا
174 دنبال‌کننده
718 عکس
55 ویدیو
4 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
مهوا
«خلبان شهید اسدالله بربری» 🔍 باید بگویم که تا به امروز حتی اسمشان را هم نشنیده بودم، اسم مجید بربری را شنیده بودم اما اسدالله بربری را نه! 🎬 وقتی اسمشان را جست‌وجو کردم و دیدم هم برایشان کتاب نوشته شده و هم مستندی برایشان ساخته شده، شستم خبردار شد که باید شهید شاخصی باشند که از چشمان من دور مانده‌اند. اسم کتابشان بود و اسم مستندشان . 📕 اول سراغ کتاب رفتم، اما چون نسخهٔ الکترونیکی‌اش موجود نبود به ناچار مستند شهید مرا به سمت خود خواند. رفتم ببینم مستندشان جذبم می‌کند یا نه؟! 🎥 راستش را بگویم، مستند که شروع به پخش کرد، از همان دقایق اول مرا میخکوب کرد. چیزی که تصورش را نمی‌کردم. بخش‌هایی از مستند به سبک انیمیشن ساخته شده بود، و داستان از زبان شهید و اول شخص بود. همین جذابش کرده بود‌. همچنین تلفیق انیمیشن و گفت‌و‌گو با خانوادهٔ شهید و استفاده از تصاویر آرشیوی بر جذابیت اثر افزوده بود. 👤 کارگردان اثر -محمدعلی یزدان‌پرست- دربارهٔ ساخت این مستند می‌گوید: 🎙 « ما برای ساخت این مستند به سراغ همسر و فرزند این شهید هم رفتیم و سه سال مشغول ساخت مستند «پس از ۲۲ سال» بودیم. گاهی آنقدر اذیت می‌شدم که چند بار بی‌خیال قضیه شدم، واقعاً حس می‌کردم دیگر توان ندارم که این ماجرا را ادامه بدهم. به همین ترتیب به خانم «شایانی»، همسر اسدالله بربری هم گفتم دیگر از توان من خارج است؛ اما ایشان به من گفتند اسدالله بربری استاد شهید «عباس بابایی» و «عباس دوران» بوده است، آن‌ها شاگردان همسرم بوده‌اند اما همگان آن دو شهید بزرگوار را می‌شناسند ولی همسر من را تعداد اندکی. دلیل این موضوع، این بود که اسد برادر نداشت، تو برادر او باش و این کار را انجام بده. همین حرف ایشان باعث شد من کار را ادامه بدهم.» 🔖 در این مستند لحظاتی را از سختی‌های زندگی شهید و همسرش افسوس می‌خورید، لحظاتی از شجاعت و احساس افتخار به او، نفس در سینه‌تان حبس می‌شود و بغض می‌کنید، و لحظاتی را هم از شدت بی‌خبری‌ها و بلاتکلیفی‌ها اشکتان جاری می‌شود. 🚁 و اما در بخشی از مستند شاهد صحبت‌های سرتیپ دوم خلبان حسین خلیلی هستیم که پس از بیان یک داستان نفس‌گیر که خودتان باید شاهدش باشید از زبان شهید می‌گوید:« ما ده سال حقوق گرفتیم که امروز پرواز کنیم. اگر قراره من امروز با اولین موشکی که سمتم شلیک می‌شه بپرم بیرون، من می‌شم همون خلبان عراقی که به محض اینکه اسد با مسلسل بهش شلیک کرده بود پریده بود بیرون!» 🔗📺 دانلود و تماشای مستند پس از ۲۲ سال 📸 عکس: آخرین عکس به یادمانده از شهید ✍ نویسنده: مهناز کلیایی 🗓 به مناسبت سالگرد شهادت خلبان 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
📍 *هستهٔ مطالعات فلسطین دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران* به مناسبت اولین سالگرد شهادت سید برگزار می‌کند: ▫️ *نشست تخصصی بررسی جایگاه حزب‌الله در منطقه،* با حضور مهمانان ارجمند: 👤 دکتر حبیب الله بابایی رئیس پژوهشکدهٔ مطالعات تمدنی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 👤 دکتر سید محمد مرندی استاد دانشگاه تهران 👤 دکتر مهرداد حلال‌خور استادیار دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران 👤 آقای مرتضی سماوی فعال رسانه‌ای لبنان (به‌صورت برخط) 🕰 *زمان:* دوشنبه ۲۱ مهرماه ، ساعت ۱۳-۱۵ 🏫 *مکان:* تالار حنانه، دانشکده مطالعات جهان 🇵🇸 پ.ن: گروه هستهٔ مطالعات دانشکدهٔ مطالعات جهان، جمعی از دانشجویان ارشد دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران هستند که فعالیتشان به‌صورت علمی-تحلیلی حول محور مسئلهٔ فلسطین شکل گرفته است. برگزاری نشست‌های کتاب‌خوانی، جلسات گفت‌وگو با اساتید و پژوهشگران این حوزه، و تحلیل آثار مرتبط با مقاومت از جمله برنامه‌های مستمر این گروه است که به صورت تخصصی در دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار می‌گردد. 🔗 جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در مراسم به شناسهٔ @Melika_anvari پیام دهید. @kanoon_mahva
📍 هستهٔ مطالعات فلسطین دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران به مناسبت اولین سالگرد شهادت سید برگزار می‌کند: ▫️ نشست تخصصی بررسی جایگاه حزب‌الله در منطقه، با حضور مهمانان ارجمند: 👤 دکتر حبیب الله بابایی رئیس پژوهشکدهٔ مطالعات تمدنی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 👤 دکتر سید محمد مرندی استاد دانشگاه تهران 👤 دکتر مهرداد حلال‌خور استادیار دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران 👤 آقای مرتضی سماوی فعال رسانه‌ای لبنان (به‌صورت برخط) 🕰 زمان: دوشنبه ۲۱ مهرماه ، ساعت ۱۳-۱۵ 🏫 مکان: تالار حنانه، دانشکده مطالعات جهان 🇵🇸 پ.ن: گروه هستهٔ مطالعات دانشکدهٔ مطالعات جهان، جمعی از دانشجویان ارشد دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران هستند که فعالیتشان به‌صورت علمی-تحلیلی حول محور مسئلهٔ فلسطین شکل گرفته است. برگزاری نشست‌های کتاب‌خوانی، جلسات گفت‌وگو با اساتید و پژوهشگران این حوزه، و تحلیل آثار مرتبط با مقاومت از جمله برنامه‌های مستمر این گروه است که به صورت تخصصی در دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار می‌گردد. 🔗 جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در مراسم به شناسهٔ @Melika_anvari پیام دهید. @kanoon_mahva
🕊 خدایا! پرنده‌ام، اما بال پروازم بسته است... 🕸 گاه می‌اندیشم امید نجاتی نیست و تارهای عنکبوتی علایق دنیا، روح پاکم را به آیینه‌ای زنگار گرفته تبدیل کرده است و دیری نمی‌پاید که واپسین پرتوهای نور را نیز در خود حل کنم و چون سنگی سخت به تیرگی بگرایم. 🪞 خدایا! چه سخت است بی‌تو بودن... خدایا! شاید مرا به خود واگذاشته‌ای... شاید مهر بر قلبم نهاده‌ای... اما تو مهربان‌ترینی. ای تنها پناه لحظات ناامیدی! مرا به سوی خود فراخوان. ✍ شهید دفاع مقدس 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، دوازدهمین نیایش|• @kanoon_mahva
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأْساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها 👬 شهید جعفر عبادی و شهید محمدلو هر دو رزمی‌کار بودند. با هم مبارزه هم می‌کردند و نماز شب را هم با هم می‌خواندند و خیلی صمیمی بودند. این دو شهید معمولاً با هم مشاعره می‌کردند و در سنگر هم در حال مشاعره بودند! 💌 شبی که این دو شهید شدند، یکی از گردان‌ها به خط زده بود و آتش تقریباً داشت سنگین می‌شد. دقیقاً لحظه‌ای که من پیش شهید محمدلو و شهید عبادی رسیدم، دیدم که شهید عبادی مصرع «اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأْساً و ناوِلْها» را می‌خواند و شهید محمدلو مصرع دوم «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» را و گریه می‌کردند و انگار می‌دانستند قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به زودی با هم در حالی که دست در گردن هم دارند شهید شوند. 🕯 و عجیب نیست که غزلیات خواجه حافظ شیرازی ورد زبان شهیدان باشد... که حافظ خود عارف بود و معروف به لسان‌العرفا. و چه عارفی بالاتر از شهید؟! 🎉 سالروز بزرگداشت لسان‌العرفا، خواجه حافظ شیرازی، گرامی باد! 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🍎 به روایت همسر شهید مجید شهریاری: 💌 دکتر علی رغم کار علمی، روحیهٔ بسیار لطیفی داشت. کتابخانهٔ منزل ما هنوز هم پر از کتاب‌های شعر است. به یاد دارم این غزل سعدی را که «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم...» را بسیار می‌خواند و مخصوصاً این بیت را که «شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن/تا که همسایه نداند که تو در خانهٔ مایی» بسیار زیبا می‌خواند. 📖 دکتر حافظ هم بسیار می‌خواند و عاشق حافظ بود؛ بعضی وقت‌ها شاید یک ساعت سکوت محض بود و دکتر حافظ می‌خواند و اشک می‌ریخت. گاهی من در آشپزخانه در حال ظرف شستن بودم که دکتر می‌آمد و می‌گفت: «عزیز ببین چی گفته» و شروع می‌کرد به حافظ خواندن. 🗓 روز بزرگداشت شاعر بزرگ زبان فارسی، خواجه حافظ شیرازی، گرامی باد 🎊 📚 منبع: ، دیدار با همسر 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🕊 «مسافر جاودانه» 📕 حضرت حافظ، نه مدعی کرامت بود و نه در پی آن، اما حقیقت در نفس او مأوا داشت. او نه غیب‌گو بود و نه غیب‌دان، اما جهان را چنان ژرف و گسترده زیست که گویی پرده از نهان هستی برداشته بود. در کوچه‌پس‌کوچه‌های روح و در سایه‌روشن جان آدمی قدم زد، جایی که کمتر کسی جرئت عبور از آن را دارد. آن‌چه را ناگفته بود، او به زبان آورد و در قالب شعر ریخت، چنان‌که هر بیتش آینه‌ای شد برای جست‌وجوی خویشتن. 📖 شعر حافظ، فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست؛ جان جمعی ماست. آینه‌ای‌ست که در آن، چهره‌ی یک ملت، با همه‌ی شادی‌ها و رنج‌ها، با ایمان و تردید، با شور و سکوت، نمایان می‌شود. از همین روست که در هر زمان و هر دل، پژواکی از او می‌شنویم. عاشق در غزل‌هایش تمنای خویش را می‌یابد، غریب در سخنش تسلّی غربت را، دردمند مرهمی برای زخم کهنه‌اش، و منتظر نشانی از رسیدن وعده‌ای دور. 🪞 در آیینه‌ی حافظ، همه چهره دارند: مؤمن و عارف، مست و هشیار، عامی و دانا. هرکس، به قدر جان خود، تصویری از خویش در آن درک خواهد کرد. حافظ را اگر اعجوبه بنامیم بی شکل اغراق نکرده‌ایم. شعر او نه از آسمان ادعا، که از زمین تجربه برمی‌خیزد. او نخواست پیامبر راز باشد، اما بی‌آن‌که بخواهد، راز را به سخن بدل کرد. در نگاهش، عشق همان دین بی‌مرز بود و انسان، همان مسافر جاودانه‌ای که در هر غزل، راهی تازه به سوی خویشتن می‌یابد. 🖊 مقدسه کرمانچی، به مناسبت روز بزرگداشت لسان‌الغیب شیرازی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🕊 «حافظ همهٔ این‌هاست! ولی دلبسته و متعلق به هیچ یک از این‌ها نیست!» 💌 در روزگاری که بزرگان عرفان پس از مشقت‌ها و ریاضت‌های فراوان به درجات عرفانی نائل می‌‌شدند، حافظ یک شبه (طِیِّ مکان ببین و زمان در سلوکِ شعر / کاین طفل یک شبه رَهِ یک ساله می‌رود) و در سایه‌سار قرآن (هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم) به درجات عالی معنوی رسید. با وجود مقامات عالی، خود را در برابر پروردگار عالم هیچ می‌بیند (ذرهٔ خاکم و در کوی توام وقت خوش است/ ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم) و با زبانی کاملا رسا اهل‌بیت علیهم السلام را مایهٔ نجات و خوشبختی می‌داند (حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق/ بدرقهٔ رهت شود همت شحنهٔ نجف). 🪞 حافظ علت گیرایی سخن و دلنشینی اشعارش را وصل بودن به حق تعالی می‌داند (دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی/ آری آری سخن عشق نشانی دارد) با این که قرآن و شعر و وعظ و عرفان را خوب می‌داند، اما هیچ خاطر تعلقی به آن‌ها ندارد (غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است) با همهٔ علم و هنری که دارد و بی‌مهری‌هایی که می‌بیند، هرگز در درگاه حق تعالی لب به اعتراض نمی‌گشاید (من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم/ لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم). 🪑 گاه معلم اخلاق می‌شود و در آرزوی مدینهٔ فاضله می‌سوزد (آدمی در عالم خاکی نمی ‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و وز نو آدمی). 🌎 گاه شیوهٔ کشورداری را به حاکمان می‌آموزد (نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاه‌ داری و آیین سروری داند). 📘 گاه مجتهد می‌شود و در رساله‌اش حلال و حرام را توضیح می‌دهد (فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم/ آنچه گویند روا نیست نگوییم رواست). 🌊 گاه درس فداکاری و ازخودگذشتگی مشق می‌کند (حباب از خویشتن چون بگذرد دریا کند خود را) 🎭 گاه به ریاکاری که عافیت دین و دنیاست خرده می‌گیرد (واعظان کین کار در محراب منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌‌کنند) 🌳 گاهی هم به کینه‌توزان می‌تازد (درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/ نهال دشمنی برکن که رنج بی‌‌شمار آرد) 🌫 حافظ همهٔ این‌هاست! ولی دلبسته و متعلق به هیچ یک از این‌ها نیست! (آشنایان ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده) 🪄 حافظ از چشمهٔ قرآن می‌نوشد و در قلمرو اهل بیت می‌کوشد و در نای انسانیت می‌خروشد... . هر کس را از حافظ بهره‌ای است: دانایان می‌اندوزند و نادانان می‌آموزند؛ غزلیاتش علما را شریعت است و عرفا را طریقت؛ اشعارش مجالس را زینت است و پریشان خاطران را تیبت (من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی) 🖊 وحید رجب‌خانی، به مناسبت روز بزرگداشت لسان‌الغیب شیرازی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
🕊 «دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان 🕯 با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدانِ که‌اند این همه خونین‌کفنان» 📕 غزلیات حافظ 🌐 •|گروه رسانهٔ مهوا|• @kanoon_mahva
«به جرم اینکه...» 🍏درخت سیب را می‌آورند با دست‌بند به جرم اینکه چرا سیب‌هایش را چون سنگ پرتاب کرده است 🍊 درخت پرتقال را می‌آورند به جرم اینکه چرا میوه‌های امسالش خونین است 🫒 درخت زیتون را می‌آورند به جرم اینکه چرا یک در میان گلوله به دنیا آورده است دادگاه رسمی‌ست متهم موجی‌ست که به او ایست دادند و نایستاد 🕊 متهم کبوتری‌ست که از قبة‌الصخره نرفت متهم گنجشکی‌ست که زبان عبری نمی‌داند دادگاه رسمی‌ست متهم درخت سدرة‌المنتهاست و جاده‌ای که به معراج می‌رود ✍️🏼 عبدالجبار 📗 قطار اندیمشک 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا|• @kanoon_mahva