eitaa logo
مهوا
174 دنبال‌کننده
717 عکس
55 ویدیو
4 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأْساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها 👬 شهید جعفر عبادی و شهید محمدلو هر دو رزمی‌کار بودند. با هم مبارزه هم می‌کردند و نماز شب را هم با هم می‌خواندند و خیلی صمیمی بودند. این دو شهید معمولاً با هم مشاعره می‌کردند و در سنگر هم در حال مشاعره بودند! 💌 شبی که این دو شهید شدند، یکی از گردان‌ها به خط زده بود و آتش تقریباً داشت سنگین می‌شد. دقیقاً لحظه‌ای که من پیش شهید محمدلو و شهید عبادی رسیدم، دیدم که شهید عبادی مصرع «اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأْساً و ناوِلْها» را می‌خواند و شهید محمدلو مصرع دوم «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» را و گریه می‌کردند و انگار می‌دانستند قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به زودی با هم در حالی که دست در گردن هم دارند شهید شوند. 🕯 و عجیب نیست که غزلیات خواجه حافظ شیرازی ورد زبان شهیدان باشد... که حافظ خود عارف بود و معروف به لسان‌العرفا. و چه عارفی بالاتر از شهید؟! 🎉 سالروز بزرگداشت لسان‌العرفا، خواجه حافظ شیرازی، گرامی باد! 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🍎 به روایت همسر شهید مجید شهریاری: 💌 دکتر علی رغم کار علمی، روحیهٔ بسیار لطیفی داشت. کتابخانهٔ منزل ما هنوز هم پر از کتاب‌های شعر است. به یاد دارم این غزل سعدی را که «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم...» را بسیار می‌خواند و مخصوصاً این بیت را که «شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن/تا که همسایه نداند که تو در خانهٔ مایی» بسیار زیبا می‌خواند. 📖 دکتر حافظ هم بسیار می‌خواند و عاشق حافظ بود؛ بعضی وقت‌ها شاید یک ساعت سکوت محض بود و دکتر حافظ می‌خواند و اشک می‌ریخت. گاهی من در آشپزخانه در حال ظرف شستن بودم که دکتر می‌آمد و می‌گفت: «عزیز ببین چی گفته» و شروع می‌کرد به حافظ خواندن. 🗓 روز بزرگداشت شاعر بزرگ زبان فارسی، خواجه حافظ شیرازی، گرامی باد 🎊 📚 منبع: ، دیدار با همسر 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🕊 «مسافر جاودانه» 📕 حضرت حافظ، نه مدعی کرامت بود و نه در پی آن، اما حقیقت در نفس او مأوا داشت. او نه غیب‌گو بود و نه غیب‌دان، اما جهان را چنان ژرف و گسترده زیست که گویی پرده از نهان هستی برداشته بود. در کوچه‌پس‌کوچه‌های روح و در سایه‌روشن جان آدمی قدم زد، جایی که کمتر کسی جرئت عبور از آن را دارد. آن‌چه را ناگفته بود، او به زبان آورد و در قالب شعر ریخت، چنان‌که هر بیتش آینه‌ای شد برای جست‌وجوی خویشتن. 📖 شعر حافظ، فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست؛ جان جمعی ماست. آینه‌ای‌ست که در آن، چهره‌ی یک ملت، با همه‌ی شادی‌ها و رنج‌ها، با ایمان و تردید، با شور و سکوت، نمایان می‌شود. از همین روست که در هر زمان و هر دل، پژواکی از او می‌شنویم. عاشق در غزل‌هایش تمنای خویش را می‌یابد، غریب در سخنش تسلّی غربت را، دردمند مرهمی برای زخم کهنه‌اش، و منتظر نشانی از رسیدن وعده‌ای دور. 🪞 در آیینه‌ی حافظ، همه چهره دارند: مؤمن و عارف، مست و هشیار، عامی و دانا. هرکس، به قدر جان خود، تصویری از خویش در آن درک خواهد کرد. حافظ را اگر اعجوبه بنامیم بی شکل اغراق نکرده‌ایم. شعر او نه از آسمان ادعا، که از زمین تجربه برمی‌خیزد. او نخواست پیامبر راز باشد، اما بی‌آن‌که بخواهد، راز را به سخن بدل کرد. در نگاهش، عشق همان دین بی‌مرز بود و انسان، همان مسافر جاودانه‌ای که در هر غزل، راهی تازه به سوی خویشتن می‌یابد. 🖊 مقدسه کرمانچی، به مناسبت روز بزرگداشت لسان‌الغیب شیرازی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🕊 «حافظ همهٔ این‌هاست! ولی دلبسته و متعلق به هیچ یک از این‌ها نیست!» 💌 در روزگاری که بزرگان عرفان پس از مشقت‌ها و ریاضت‌های فراوان به درجات عرفانی نائل می‌‌شدند، حافظ یک شبه (طِیِّ مکان ببین و زمان در سلوکِ شعر / کاین طفل یک شبه رَهِ یک ساله می‌رود) و در سایه‌سار قرآن (هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم) به درجات عالی معنوی رسید. با وجود مقامات عالی، خود را در برابر پروردگار عالم هیچ می‌بیند (ذرهٔ خاکم و در کوی توام وقت خوش است/ ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم) و با زبانی کاملا رسا اهل‌بیت علیهم السلام را مایهٔ نجات و خوشبختی می‌داند (حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق/ بدرقهٔ رهت شود همت شحنهٔ نجف). 🪞 حافظ علت گیرایی سخن و دلنشینی اشعارش را وصل بودن به حق تعالی می‌داند (دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی/ آری آری سخن عشق نشانی دارد) با این که قرآن و شعر و وعظ و عرفان را خوب می‌داند، اما هیچ خاطر تعلقی به آن‌ها ندارد (غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است) با همهٔ علم و هنری که دارد و بی‌مهری‌هایی که می‌بیند، هرگز در درگاه حق تعالی لب به اعتراض نمی‌گشاید (من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم/ لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم). 🪑 گاه معلم اخلاق می‌شود و در آرزوی مدینهٔ فاضله می‌سوزد (آدمی در عالم خاکی نمی ‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و وز نو آدمی). 🌎 گاه شیوهٔ کشورداری را به حاکمان می‌آموزد (نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاه‌ داری و آیین سروری داند). 📘 گاه مجتهد می‌شود و در رساله‌اش حلال و حرام را توضیح می‌دهد (فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم/ آنچه گویند روا نیست نگوییم رواست). 🌊 گاه درس فداکاری و ازخودگذشتگی مشق می‌کند (حباب از خویشتن چون بگذرد دریا کند خود را) 🎭 گاه به ریاکاری که عافیت دین و دنیاست خرده می‌گیرد (واعظان کین کار در محراب منبر می‌کنند/ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌‌کنند) 🌳 گاهی هم به کینه‌توزان می‌تازد (درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/ نهال دشمنی برکن که رنج بی‌‌شمار آرد) 🌫 حافظ همهٔ این‌هاست! ولی دلبسته و متعلق به هیچ یک از این‌ها نیست! (آشنایان ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده) 🪄 حافظ از چشمهٔ قرآن می‌نوشد و در قلمرو اهل بیت می‌کوشد و در نای انسانیت می‌خروشد... . هر کس را از حافظ بهره‌ای است: دانایان می‌اندوزند و نادانان می‌آموزند؛ غزلیاتش علما را شریعت است و عرفا را طریقت؛ اشعارش مجالس را زینت است و پریشان خاطران را تیبت (من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی) 🖊 وحید رجب‌خانی، به مناسبت روز بزرگداشت لسان‌الغیب شیرازی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
🕊 «دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان 🕯 با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدانِ که‌اند این همه خونین‌کفنان» 📕 غزلیات حافظ 🌐 •|گروه رسانهٔ مهوا|• @kanoon_mahva
«به جرم اینکه...» 🍏درخت سیب را می‌آورند با دست‌بند به جرم اینکه چرا سیب‌هایش را چون سنگ پرتاب کرده است 🍊 درخت پرتقال را می‌آورند به جرم اینکه چرا میوه‌های امسالش خونین است 🫒 درخت زیتون را می‌آورند به جرم اینکه چرا یک در میان گلوله به دنیا آورده است دادگاه رسمی‌ست متهم موجی‌ست که به او ایست دادند و نایستاد 🕊 متهم کبوتری‌ست که از قبة‌الصخره نرفت متهم گنجشکی‌ست که زبان عبری نمی‌داند دادگاه رسمی‌ست متهم درخت سدرة‌المنتهاست و جاده‌ای که به معراج می‌رود ✍️🏼 عبدالجبار 📗 قطار اندیمشک 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا|• @kanoon_mahva
👁 هر موجود زنده‌ای، یکی از راه‌های شناخت محیط پیرامون او است. کسی که از این راه شناخت بی‌بهره است دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. رنگ‌ها، آسمان، طبیعت برایش معنای دیگری دارند. همه چیز متفاوت است. اما درونش قلبی دارد که تمام نادیدنی‌های دنیا را اگر حتی تجسم نکند، می‌فهمد و به دنبالشان می‌رود. 🌠 گاهی انسان به شگفت می‌آید که انسانی که هیچ چیزی برای تماشا کردن ندارد، چگونه مسیر ستاره‌ها را می‌بیند و به سمتش مشتاقانه در حال حرکت است. از نمونه‌های به کمال رسیده‌ی این پدیده‌ی شگفت‌انگیز است. 🕯 داستان چند خطی این شهید را از داخل عکس این پیام بخوانید. 👆 🦯 هفته‌ی عصاداران سفید گرامی باشد و گوارای قلب‌هایی که بدون تماشای چشم سر، بینا شدند. 🌱 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🕊 «شیرینیِ شهادت؛ پرواز از خاک تا افلاک» ✨️ ، واژه‌ای است آغشته به نور و آسمان؛ واژه‌‌ای که از عمق ایمان می‌جوشد و روح را به پرواز درمی‌آورد. شیرینی شهادت نه در مرگ، که در جاودانگی آن است؛ در آن لحظه‌ای که انسان از قفس تنگ خاک رها می‌شود و به آغوش ملکوت می‌‌پیوندد. شهید، مرگ را درهم می‌شکند و به زندگی معنا می‌بخشد. او می‌رود تا بماند و خون سرخش بر لوح تاریخ نقش جاودانگی می‌زند. 💌 آرزوی شهادت، شوقی است که قلب عاشقان حق را می‌لرزاند؛ شوق رسیدن به معشوق، بدون پرده و فاصله. این آرزو، نه از سر فرار از زندگی، بلکه از عمق عشق به حقیقت و آزادگی است. 💡 آنان که آرزوی شهادت دارند، در پی عزتی‌‌اند که زمان و زمین را درمی‌نوردد. شیرینی شهادت، مزه‌‌ای است که تنها اهل ایثار و اهل یقین آن را درمی‌یابند؛ مزه‌‌ای آمیخته با نور، آزادگی و عشق الهی. شهید می‌میرد تا حقیقت زنده بماند و خونش چراغ راه آزادگان می‌شود. چه شیرین است مرگی که آغاز پرواز است، نه پایان زندگی. 🖋 به قلم وحید رجب‌خانی ✍️🏼 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
«شهادت‌خانه» 🪦 شهید آیت‌الله ، دو مزار دارد؛ یکی در اصفهان و دیگری در کرمانشاه؛ او کسی است که امام خمینی (ره) درباره‌اش می‌گوید:« او را به صفای نفس و آرامش روح و عمل صالح می‌‌شناسم.» پس از شهادت، پیکر شهید اشرفی اصفهانی در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد، اما چرا دو قبر منتسب به شهید اشرفی اصفهانی وجود دارد؟ 🎙 حجت‌الاسلام مهدی اشرفی اصفهانی فرزند شهید، در‌ این‌باره می‌گوید: « وجود این دو مزار دلیل خاصی دارد، امام خمینی (ره) بعد از شهادت شهید محراب اعلام کردند که چون پدرم در کرمانشاه به شهادت رسیده، در همانجا به خاک سپرده شود. این درحالی‌است که شهید اشرفی اصفهانی وصیت کرده بود، او را در کنار شهدای دفاع مقدس در تخت فولاد اصفهان به خاک بسپارند که البته همین‌طور هم شد، اما بعد از خاک‌سپاری و پس از چند روز لباس‌های خون‌آلود پدرم را که بخشی از بدنش هم درون آن وجود داشت به من دادند. ما نیز پس از کسب تکلیف از امام خمینی (ره) بقایای پیکر پدر شهیدم را در کرمانشاه به خاک سپردیم.» 🕌 اگر هر روز به جای سر، جان و دل بر خاک محراب بگذاری، روزی همین محراب شهادت‌خانه‌ات خواهد شد. سالروز شهادت شهید محراب، عطاء‌الله اشرفی اصفهانی گرامی. 📸 عکس از: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران | عکس با حضور مردم، مزار کرمانشاه و عکس دیگر مزار اصفهان است. 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا|• @kanoon_mahva
1071315679397289731_12683301604140.mp3
زمان: حجم: 921.9K
📻 🪞 بدانید آن‌ها راحتند... آن‌ها هیچ ناراحتی در آن عالم ندارند... اگر همّ و غمّی هم داشته باشند برای ما زنده‌هاست که آیا ما مسلمان‌ها به وظیفهٔ خودمان عمل می‌کنیم یا نه؟ آیا ما اسلام را یاری می‌کنیم یا نه؟ آیا جواب مثبت به ندای امام زمانمان می‌دهیم؟ 🌳 اگر هر آینه مطهری‌ها، رجایی‌ها،‌ باهنرها، مدنی‌ها از دست شما رفتند، شما غمگین نشوید، یا مثل آن‌ها یا بهتر از آن‌ها ما جای آن‌ها قرار می‌دهیم. انقلاب ما قائم به شخص نیست! 🎙 شنوندگان عزیز، شما صدای شهید عطاءالله را می‌شنوید. 🎧 @kanoon_mahva